Translate

۱۳۹۷ آذر ۴, یکشنبه

مفهوم نجات در مسیحیت



در اول قرنتیان 15 : 1 - 4 : ای برادران، اکنون میخواهم مژدۀ را که قبلاً به شما اعلام کرده بودم و شما قبول نمودید و در آن پایدار هستید، به یاد شما بیاورم. اگر در آن محکم باشید، بوسیلۀ آن نجات می یابید، مگر اینکه ایمان شما واقعی نباشد. آنچه را که به من رسیده بود، یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن اینست که مطابق پیشگویی های تورات و نوشته های انبیا، مسیح برای گناهان ما مُرد و دفن شد و نیز مطابق نوشته ها، در روز سوم زنده شد.

اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است، آنچه که مسیحیت را در مقایسه با ادیان دیگر متمایز میسازد اینست که، مسیحیت بیش از آن که در رابطه با مراسم مذهبی باشد، در مورد یک مشارکت و رابطۀ شخصی بحث میکند.

شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت از امر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را دنبال میکند که رابطۀ بسیار نزدیک و صمیمانه با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار عیسی مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران است.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خدا از آفرینش انسان این بوده است تا انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه، تمام بشریت را از خدا جدا ساخت ( رومیان 3 : 23 و 5 : 12 ). مسیحیت تعلیم میدهد و مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح خدای کامل وانسانی بی عیبی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد ( فلیپیان 2 : 6 الی 11 ) و بر صلیب جان داده پس از مرگ مدفون و روز سوم از مردگان برخاست و حال به دست راست خدای پدر نشسته تا برای ایمان داران شفاعت کند ( عبرانیان 7 : 25 ).

پیام مسیحیت، اعلام این حقیقت است که مرگ عیسی به روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناۀ تمام بشر کافی بوده و این همان عاملی اصلی است که رابطۀ گسیخته شده بین خدا و انسان را باز سازی میکند (عبرانیان 9 : 11 تا 14 و 10 : 10 ) ( رومیان 6 : 23 و 5 : 8 ). انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، باید ایمان داشته باشد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید. به اینکه مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان وی را پرداخت و بعد از سه روز از مرگ قیام کرد. اگر ایمان بیاورد، آن شخص نجات یافته است.

هیچ کس قادر نیست نجات را برای خود حاصل کند، در واقع هیچکس نمیتواند آنقدر نیکو و بی گناه باشد که بتواند خدا را خوشنود سازد، زیرا همۀ ما گنهکار هستیم ( اشعیا 64 : 6 - 7 و 53 : 6 ) علاوه بر این چون مسیح، آنچه را که برای نجات ما لازم بود بطور تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود به همین دلیل هنگامیکه بر روی صلیب جان خود را فدا میساخت فرمود : تمام شد ( یوحنا 19 : 30 ) .

همان گونه که هیچ کس قادر نیست بواسطۀ اعمال نیک خود را نجات دهد، هیچ عاملی نیست که شخص نجات یافته را از نجاتیکه با ایمان، دریافت کرده است محروم سازد باید همیشه به خاطر داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیدۀ است که با مرگ مسیح فراهم شد. پس در عمل نجات، فاعل مسیح است و مفعول شخص نجات یافته، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم.

یوحنا 10 : 27 - 29 میگوید : گوسفندان من صدای مرا میشنوند و من آنها را میشناسم، و آنها بدنبال من می آیند من به آنها زندگی ابدی می بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هیچ کس نمیتواند آنها را از دست من بگیرد. پدری که آن ها را به من بخشیده است از همه بزرگتر است و هیچکس نمیتواند آنها را از دست پدر من بگیرد. شاید عده ای اشتباهاً تصور کنند : یک بار و برای همیشه نجات یافتم و حال میتوانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم و هر گناهی را انجام دهم و ... و هیچ چیزی نمیتواند نجات را از من بگیرد، ولی باید بخاطر داشت، هنگامی که شخص نجات می یابد، از فرمانبرداری طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود، او در واقع شخص آزادیست که میخواهد مشتاقانه در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند و تا زمانیکه ایماندار بر روی زمین زندگی میکند، همواره وسوسه میشود تا گناه کند.

در رابطه بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت دیوار عمل میکند. اگر فردی در گناه زندگی میکند و به آن ادامه میدهد، از روابطی که خدا مایل است با او داشته باشد، لذت نخواهد برد و تنها طریقۀ پیروزی بر وسوسه و گناه اینست که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از اوامر کتاب مقدس بسپارند و هر روزه تحت ارادۀ روح القدس زندگی کنند.

زندگی تحت ارادۀ روح القدس ، یعنی سر سپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ آن در زندگی روزمره. در حالیکه بسیاری از مذاهب پیروانان خود را به اطاعت از یک تعداد قوانین ترغیب میکنند، ولی مسیحیت یعنی رابطۀ شخصی و زنده با خدا، ایمان به عیسی مسیح، که با مرگ بر روی صلیب دَین گناهان بشر را پرداخت و روز سوم از مردگان برخاست. حالا همۀ ما میتوانیم با خدا مشارکت داشته باشیم، در مسیحیت قادر میشویم تا بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بریم. این است مفهوم واقعی مسیحیت که کتاب مقدس به ما تعلیم میدهد.

هدیه برای پناهجویان؛ ابتکار فروشگاه لندنی در جمعه سیاه



در حالی که تب و تاب حراج بزرگ مشهور به «جمعه سیاه» بسیاری از کشورهای جهان را در بر گرفته، فروشگاهی در لندن دست به ابتکار جالبی زده است.


«محبت نیوز»- ساکنان لندن در سرمای روز جمعه ۲۳ نوامبر نظاره‌گر صفی منظم مقابل فروشگاه «Choose Love» در مرکز شهر بودند. اما بر خلاف هزاران مشتریِ دیگر فروشگاه‌ها که به دنبال چانه‌زنی برای خرید بیشتر بودند، مشتریان این فروشگاه هدایایی را برای پناهجویان می خریدند.

به گزارش یورونیوز، برنامۀ خرید برای پناهجویان در این فروشگاه به کمک خیریه «کمک به پناهجویان» راه اندازی شده بود. در این برنامه از مشتریان دعوت می‌شد که «خرید بکنند اما در حالی فروشگاه را ترک کنند که چیزی از خریدشان به همراه ندارند و به این شیوه، عشق و انسانیت را احساس کنند».

طیف گسترده‌ای از نمونه اجناس مورد نیاز پناهجویان از کیسه خواب، پتو گرفته تا وسایل لازم برای کمکهای اضطراری و لامپهای خورشیدی در این فروشگاه دیده می‌شد و مشتریان می‌توانستند پول یک یا چند قلم از آنها را پرداخته و به این ترتیب آن کالاها را از مسیر این خیریه برای مهاجران بفرستند.

جوزی ناگتون، مدیر اجرایی خیریه کمک به پناهجویان می‌گوید: «کریسمس دورۀ بذل و بخشش است. این ابتکار باعث می‌شود که شما در این دوره به مردمی فکر کنید که به اندازۀ ما خوش شانس نیستند. نگاه به آمار پول‌هایی که در روز جمعۀ سیاه برای خرید کالاها پرداخت شده و مقایسۀ این آمار با نیازهایی که در جهان امروز وجود دارد، شوکه کننده است. ما فقط می‌خواستیم نشان دهیم که راه دیگری نیز برای برگزاری جمعه سیاه وجود دارد.»

اجناس این فروشگاه با توجه به سه مرحلۀ بزرگ سفر مهاجران به سمت اروپا در سه گروه بزرگ دسته‌بندی شده بودند: کالاهایی برای بقای مهاجران و کمک به آنها تا در طول سفر سختشان به اروپا زنده بمانند، کالاهایی برای تجهیز پناهگاه و محل سکونت آنها و اجناسی برای آینده مهاجران.

خریداران حتی می‌توانستند در کنار خرید کالاهایی برای کمک و امدادرسانی به مهاجران، بطور داوطلبانه بخشی از هزینه‌های حقوقی زندگی آنها را نیز بپردازند. از جمله هزینه‌های مربوط به حمایت حقوقی از خانوادۀ مهاجران، هزینه‌های مربوط به کمک به اتحاد مجدد اعضای خانواده‌ها و هزینه‌های درمان‌های روحی و روانی آنها.

این دومین سالی است که خیریه کمک به پناهجویان چنین ابتکاری را در جمعۀ سیاه به اجرا می‌گذارد. امسال علاوه بر لندن در نیویورک نیز شعبه‌ای از این فروشگاه آغاز به کار کرد.

سال گذشته فروشگاه «Choose Love» در لندن توانست از محل فروش مستقیم یا آنلاین محصولات برای کمک به مهاجران، مبلغ ۷۵۰ هزار پوند درآمد کسب کند. با این پول ۸۰۰ هزار وعدۀ غذایی، ۳۵۵۶ وسیلۀ لازم برای تهیه سرپناه و ۲۵ هزار قلم از وسایل مورد نیاز مهاجران در زمستان تهیه شد.

۱۳۹۷ آبان ۲۶, شنبه

تبدیل کلیسای «مسروپ مقدس» مشهد به حسینیه صحت ندارد، اما…



دبستانی که ورودی آن به کلیسا را سیمان کردند و تبدیل به حسیینه شده نامش «آریان» است که نخستین و تنها مدرسه ارامنه در شهر مشهد بود.


«- تغییر کاربری مدارس مسیحیان و کلیساهای تاریخی به حسینیه و انبار در نظام جمهوری اسلامی سابقه ای طولانی دارد. بخشی از آن سوء مدیریت متولیان فرهنگی است و بخشی دیگر از آن ناشی از ستیز ایدئولوژیک، که اغلب حکومت و متولیان امر نیز به آن دامن می‎زنند.
“یوریک کریم‌مسیحی” فعال رسانه‎ای مسیحی به تازگی در صفحه اینستاگرامش با انتشار تصاویری از کلیسا «مِسروپ مقدس» مشهد که حوالی میدان «۱۰دی» این شهر واقع است از یک «دگردیسی ساکت و آرام» خبر داد: تبدیل کلیسا به حسینیه‎ای با نام خدیجه کبری و نوشت این اتفاق در حالیست که کلیسای مِسروپ مقدس (۲۵ مرداد ۸۴) توسط میراث فرهنگی در فهرست آثار تاریخی – فرهنگی کشور به ثبت رسیده بود.
پیگیری‎های این هنرمند برای کسب اطلاع بیشتر از این موضوع ادامه یافت تا اینکه چند نفر از دوستان او از محل بازدید کردند و گزارش دادند در گذشته کلیسا و مدرسه ارامنه مجاور آن با هم مرتبط بودند که بین‌شان دیوار کشیدند و جدا شدند و حالا یک حسینیه کنار کلیسا ایجاد شده است.

اما آنچه این هنرمند نقل کرده اطلاعاتی ناقص است چرا که دبستانی که حالا ورودی آن به کلیسا را سیمان کردند و تبدیل به حسیینه شده نامش «آریان» است که نخستین و تنها مدرسه ارامنه در شهر مشهد بود. اسنادی در دست است که نشان می‏دهد مدرسه تا برهه‌هایی از دوره پهلوی اول فعال بوده است. ‏
اینکه آثار مربوط به مسیحیان در حوزه تاریخی و فرهنگی و دینی تخریب می‏شود یا کاربردی ایران تغییر می‎کند و تبدیل به محلی برای مراسم مذهبی مسلمانان می‏شود، حاکی از «مسیحیت زدایی» و پاک کردن آثار آن از جامعه است.
اواخر تابستان گذشته گزارش گردید کلیسای ارامنه «معموره» مربوط به دوره قاجار واقع در شهرستان بروجن، تبدیل به حسینیه شد.

۱۳۹۷ آبان ۲۳, چهارشنبه

با کلیساهای زیر زمینی اتیوپی آشنا شوید+عکس



اتیوپی با سابقه مسیحیت رسمی از سال ۳۳۰ میلادی، یکی از قدیمی‌ترین کشورهای با اکثریت جمعیت مسیحی جهان است.


«محبت نیوز»- کلیساهای سنگی “لالی‌بلا” در اتیوپی قرن‌هاست که باعث سردرگمی همه شده است، به جز مردم محلی که سخت باور دارند سنگ‌تراشی این کلیساها کار فرشته‌هاست!

کلیساهای لالی‌لبا، یازده بنای تراشیده شده از سنگ یک‌پارچه هستند که هر کدام به طور چشمگیری به نمای کوهستانی دوخته شده‌اند و ۴۰ تا ۵۰ متر پایین‌تر از سطح زمین قرار دارند. در بخش ورودی کلیساها، حفره‌هایی صلیبی‌شکل حجاری شده است تا نور خورشید به فضای خالی درونی آنها راه پیدا کند.

نظریه‌های متعددی در مورد ساخته شدن این پرستشگاه ها خارق‌العاده وجود دارد. برخی باور دارند که این کلیساها ساخته شوالیه‌های معبد، گروهی از مسیحی‌های صلیبی‌ هستند که در قرن سیزده میلادی و زمان ساخته شدن کلیساها در قدرت بودند. با این حال هیچ شاهد محکمی مبنی بر نقش صلیبی‌ها در ساختن این اماکن مقدس وجود ندارد.


یکی از فرضیه‌هایی که بیش از همه انتشار یافته و موزه کوچک نزدیک کلیساها نیز همین فرضیه را رواج داده آن است که کلیساها به دستور شاه لالی‌بلا، امپراتور اتیوپی در قرن‌ دوازده و سیزده میلادی ساخته شده‌اند.

لالی‌بلا دیدگاهی داشت مبنی بر این که پایتختش، روها، می‌تواند یک روز با اورشلیم به لحاظ شکوه معماری و معنوی رقابت کند. به خاطر همین، او کارگران را مامور کرد تا ۱۱ کلیسای یکپارچه را در یک بلوک صخره‌ی داش آتشفشانی قرمز حک کنند در حالی که سقف آنها همسطح زمین باشد. این روزها، فقط چهار مورد از کلیساهای در دل کوه کنده شده همچنان به صورت کامل پابرجا هستند، در حالی که باقی آنها از سمت صخره تقریبن به هم متصل شده‌اند یا نماهای تجزیه‌ شده (در حال ریزش) دارند. کلیساها توسط یک مارپیچ از تونل‌های زیرزمینی به یکدیگر وصل می‌شوند، که از آبخیزهای طبیعی در عمق زمین سود می‌بردند.


گفته می‌شود که شاه لالی‌بلا در سال ۱۱۷۸ میلادی به اورشلیم سفر کرده است، یعنی درست پیش از آن که شهر به دست مسلمانان بیفتد. بر اساس این فرضیه، شاه لالی‌بلا کلیساهای سنگی را در امتداد رود اردن در اتیوپی ساخته است تا مسیحی‌ها را به یک اورشلیم نو٬ دعوت کند.

کلیساها از طریق گذرگاه هایی به یکدیگر متصل می شوند و بزرگترین آن ها خانه Medhane می باشد که بیش از ۳۰ فوت ارتفاع، ۱۰۰ فوت طول و ۷۰ فوت عرض وسعت دارد. اما بیشتر نمادهای ساختاری این روستا کلیسای سنت جورج می باشد. این کلیسا که به عنوان یک صلیب شکل گرفته مکانی مقدسی است.

امپراطور لالیبلا از سال ۱۱۸۱ تا سال ۱۲۲۱ حکومت کرد. با این وجود کلیسا‌هایی که او ساخته است، همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند. سالانه هزاران نفر از آن‌ها بازدید می‌کنند و بسیاری از آن‌ها با پای پیاده به این محل سفر می کنند. در واقع می‌توان گفت پادشاه در ساخت اورشلیم جدید موفق بوده است. حتی برای مسیحیانی که ارتودوکس اتیوپی نیستند، نقاشی‌های این کلیسا ارزش بسیار دارد.

هزاران نفر از سراسر جهان برای دیدن تونل‌ها و راه‌های زیرزمینی به اتیوپی می‌روند. زمانی که میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۷۸ تاسیس شد، یکی از الهام‌ بخش‌ترین این کلیسا‌ها، کلیسای لالیبلا بود که جزء ۱۲ مکانی که توسط سازمان یونسکو تحت محافظت قرار داشته است. هر سال به تعداد گردشگران این کشور افزوده شده است تا این که در سال ۲۰۱۵ شورای تجارت و گردشگری اروپا اتیوپی را بهترین مکان برای گردشگران معرفی کرد. با افزایش گردشگران مشکلاتی به وجود می‌آید، از جمله سازه‌ها در طول زمان فرسایش پیدا خواهند کرد و قیمت پذیرش گردشگران افزایش پیدا خواهد کرد.

۱۳۹۷ آبان ۱۲, شنبه



رییس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در دیدار با ناصر مکارم شیرازی گفته مبارزه با «مسیحیت تبشیری» بخشی از مسائل اصلی ماست.



«محبت نیوز»- شواهد نشان می‎دهد موج تازه‎ای از حملات رسانه‎ای و سخنرانی‏ها علیه مسیحیت در جلسات و نشست‎های مذهبی آغاز شده است.
“غلامرضا خواجه سروی” معاون اسبق فرهنگی وزارت علوم ۲۶ مهرماه در یک سخنرانی مدعی شده آثار فرهنگی انقلاب اسلامی به جهان غرب منتقل شد و ادیانی مثل مسیحیت و یهود نیز جان گرفتند»!
این ادعا در شرایطی مطرح می‎شود که جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته با بهره‌گیری از تمام زور خود به خصوص قوه قهریه نه تنها ارمغانی برای جوامع غربی نداشته بلکه در داخل کشور نیز کمر به حذف باورهای فرهنگی و اعتقادی و حتی علوم آکادمیکی شده به نوعی منشاء غربی دارند و این سیاست حی تا دخالت در سبک زندگی مردم نیز پیش رفته است.
۲۲ مهرماه “نصرالله پژمانفر”، نماینده تندروی مجلس با انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد در نمایش گسترده فیلم‌های خارجی به خصوص آمریکایی گفت «وقتی قوانین خودمان را با قوانین اتحادیه اروپا در این بخش مقایسه می‌کنیم، بعضن حس می‌کنیم که اروپایی‌ها از ما حزب‌اللهی‌تر هستند.»
او تاکید کرده «امروز فیلم‌هایی در سامانه‌های VOD نمایش داده می‌شود که تبلیغ صریح و وسیع مسیحیت است. آثاری که حتی در اندونزی و امارات نیز نمایش آنها ممنوع است.»
کمی قبل‎تر از آن هفتم مهرماه “احمد واعظی” رییس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در دیدار با “ناصر مکارم شیرازی” گفته مبارزه با مسیحیت تبشیری بخشی از مسائل اصلی ماست. وی مبارزه با مسیحیت را تاکید کرده که باید در کنار آن با تصوف، وهابیت و جریان‎های تکفیری نیز مقابله کرد.
در واقع با این شرایط و مشکلاتی که جامعه در آن گرفتار شده همچنان حوزویان دست از ستیز و تقابل برنمی‎دارند و سودای خود را دنبال می‎کنند، بدون اینکه پاسخ دهند رسیدگی به وضعیت مردم مهمتر است یا ستیز با مسیحیت!




مسیحیت ستیزی در حوزه نشر
در ماه‎های گذشته چند عنوان مقاله و کتاب علیه مسیحیت منتشر شد. به عنوان نمونه، ۲۲ مرداد ماه، هفتاد و هفتمین فصلنامه تخصصی فرق و ادیان «روشنا» به چاپ رسید که در بخشی از آن به مسیحیت حمله شده بود. این نشریه گزارشی در مورد «مسیحیت تبشیری در ترکیه» منتشر کرده بود.
نهم مرداد نیز کتابی با عنوان «پژوهشی درباره انجیل و مسیح» نوشته “آیت‌‏الله محمدحسین کاشف ‏الغطاء” با ترجمه و توضیحات “سید هادی خسروشاهی” منتشر شد.
در بخشی از این کتاب نیز به فعالیت‌‎های مسیونرهای مسیحی در ایران پرداخته شده است. خسروشاهی درباره ضرورت ترجمه این کتاب می‌‏نویسد: «کوشش‏‌های پیگیر فرقه‌‎های گوناگون مسیحیت در میان جوانان مسلمان ایران و تبشیر مسیحی‏گری از راه مکاتبه، دعوت به کلیسا، فستیوال‌‎ها، گردش‌‎های دسته جمعی، تفریحات گوناگون، پخش و توزیع کتاب مقدس و اوراق تبشیری در سراسر ایران و اخیرن برنامه‌‏های رادیویی صدای انجیل، فیلم‌‎های جالب و بزرگ سینمایی از جمله بن هور، پادشاه پیروزمند، پادشاه غم‏ها، ردا (خرقه)، ده فرمان، فروغ بی‏ پایان و غیره و همچنین اقدامات دیگر موجب گشته که گویا شبهه‌‎هایی در ذهن گروهی از جوانان کم اطلاع به وجود آید.»
او در ادامه مدعی شده «سئوالاتی که به دست ما می‌‏رسد، نشان می ‏دهد که شناخت و شناسایی مسیحیت تحریف شده، اکنون یکی از وظایف حتمی و ضروری ماست. برای انجام این وظیفه اسلامی و ملی، به ترجمه کامل کتاب معروف آیت الله مجاهد مرحوم کاشف ‏الغطاء اقدام شد و با نشر آن امیدواریم که نسل جوان اطلاعات کافی و جالبی درباره مسیحیت کنونی به دست آورند که راهنمای آنان در این زمینه باشد.»
این کتاب بیشتر از آنکه جنبه مطالعاتی یا نقد داشته باشد به نوعی خوراک فکری برای مشروعیت بخشیدن به برخوردهای امنیتی با نوکیشان مسیحی را زمینه‎سازی کرده است.
با افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی از سوی آمریکا و بالاگرفتن اعتراضات مردمی، حکومت به شدت در تنگنا قرار گرفته و به ویژه دستگاه روحانیت که به دلیل مشارکت در فساد، رانت‎خواری و اختلاس و چپاول، حیثیت و اعتبار آن زیر سوال رفته با بحران مشروعیت روبرو شدند.
تبعات و عوارض چنین وضعیتی که حاکمیت در آن قرار گرفته فشار به فعالین سیاسی و مدنی و اقلیت‎های دینی و قومی است. به خصوص آنکه در ماه‎های اخیر دولتمردان آمریکایی تقریبن در اغلب موضع‌گیری‎های خود علیه مسئولان جمهوری اسلامی و عملکرد چهل ساله‎ی حکومت به طور مشخص به پایمال شدن حقوق اولیه اقلیت‎های دینی و دگراندیشان مذهبی هم اشاره کرده است.



تجریه نشان داده نهادهای امنیتی پیش از آغاز موج بازداشت‌های فعالین سیاسی و دگراندیشان عقیدتی ابتدا با پرچمداری روضه‎خوانان و مداحان و روحانیون در مراسم مذهبی زمینه چینی می‎کنند و در مرحله دوم برخوردهای امنیتی را کلید می‎زنند.

۱۳۹۷ مهر ۲۹, یکشنبه

چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟


چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟







چند دلیل برای اینکه چرا خدا به جای یک انجیل، چهار انجیل داده مطرح شده است:




در حالیکه تمام کتاب مقدس الهام خداست (دوم تیموتائوس فصل 3 آیه 16)، اما خدا از نویسندگان بشری با پیش زمینه ها و شخصیتهای متفاوت استفاده کرده تا مقاصدش را از طریق نوشته هایشان محقق کند. هر یک از نویسندگان انجیل ها در پسِ انجیل خود هدف متفاوتی را داشته اند و در اجرای مقاصد خود، هریک بر جنبه های متفاوتی از شخصیت و خدمت عیسی مسیح تاکید کردند.



متی برای مخاطبان عبرانی می نوشت و یکی از اهدافش این بود که با استفاده از شجره نامه عیسی و تحقق پیشگویی های عهد قدیم نشان دهد که او همان مسیحی بود که از زمان های دور در انتظارش بودند و از اینرو می بایست به او ایمان داشت. تاکید متی این است که عیسی، "پادشاه موعود"، و "پسر داود" است که تا ابد بر تخت سلطنت اسراییل خواهد نشست (متی فصل 9 آیه 27؛ فصل 21 آیه 9).



مرقس، پسرعموی برنابا (کولسیان فصل 4 آیه 10)، شاهد عینی رویدادهای زندگی عیسی و همچنین دوست پطرس رسول بود. مرقس برای مخاطبان غیر یهودی نوشت و به همین خاطر، مطالبی را که برای خوانندگان یهودی مهم بوده (شجره نامه، مجادله عیسی با رهبران یهودی زمان او، ارجاعات مکرر به عهد قدیم و ...) را در انجیل خود نیاورد. مرقس بر مسیح به عنوان خادم رنج دیده تاکید می کند، کسی که نيامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را در راه آزادی دیگران فدا کند (مرقس فصل 10 آیه 45).



لوقا، "پزشک محبوب" (کولسیان فصل 4 آیه 14)، بشارت دهنده، و همنشین پولس رسول، هم انجیل لوقا و هم اعمال رسولان را نوشت. لوقا تنها نویسنده غیر یهودی عهد جدید است. او مدتهاست که به عنوان یک تاریخ دان سخت کوش و ماهر توسط کسانیکه از نوشته هایش در مطالعات تاریخی و شجره نامه ای استفاده می کنند، پذیرفته شده است. به عنوان یک تاریخ نویس، او میگوید تمایل دارد که امور زندگی مسیح را بر پایه گزارشات شاهدان عینی به ترتیب زمانی به نگارش درآورد (لوقا فصل 1 آیه های 1 تا 4). از آنجاییکه او به طور خاص خطاب به تئوفیلوس نوشته است، که ظاهراً از مقامات غیر یهودی بوده، انجیل او با ذهنیت یک مخاطب غیر یهودی نوشته شد و هدف او این است که نشان دهد که ایمان مسیحی بر مبنای رویدادهای قابل اعتماد و قابل تایید تاریخی است. لوقا اغلب به مسیح به عنوان "پسر انسان" اشاره می کند و بر انسان بودن او تاکید می کند و جزئیات بسیاری را که در سایر انجیل ها یافت نمی شود، به اشتراک می گذارد.



انجیل یوحنا، که توسط یوحنای رسول نوشته شده، متمایز از سه انجیل دیگر است و شامل محتوای الهیاتی بیشتری درباره شخص مسیح و مفهوم ایمان است. متی، مرقس و لوقا، به دلیل سبکهای مشابه شان و گزارش خلاصه ای از زندگی مسیح، به عنوان "انجیل های هم نوا" تلقی می شوند. انجیل یوحنا با تولد یا خدمت زمینی عیسی آغاز نمی شود بلکه پیش از آنکه او انسان شود، با فعالیت و شخصیت پسر خدا آغاز می شود (یوحنا فصل 1 آیه 14). انجیل یوحنا بر الوهیت مسیح تاکید می کند، همانطور که در استفاده از عباراتی نظیر «کلام، خدا بود» (یوحنا فصل 1 آیه 1)، «منجی جهان» (یوحنا فصل 4 آیه 42)، «پسر خدا» (بارها بکار گرفته شده)، و «خداوند و ... خدا» (یوحنا فصل 20 آیه 28) دیده می شود. عیسی در انجیل یوحنا الوهیتش را با عبارات متعدد «من هستم» تصدیق می کند؛ قابل ملاحظه ترین اظهارات مربوط به یوحنا فصل 8 آیه 58 است که می گوید «پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم» (مقایسه کنید با خروج فصل 3 آیه های 13 تا 14). اما یوحنا بر حقیقت انسانیت عیسی نیز تاکید می کند و تمایل دارد که اشتباه فرقه مذهبی آن زمان یعنی گنوستیست ها را نشان دهد که بر انسانیت مسیح ایمان نداشتند. انجیل یوحنا هدف کلی نگارشش را مشخصاً اینگونه بیان داشته است: "شاگردان عيسی معجزات بسياری از او ديدند كه در اين كتاب نوشته نشده است. ولی همين مقدار نوشته شد تا ايمان آوريد كه عيسی، همان مسيح و فرزند خداست و با ايمان به او، زندگی جاويد بيابيد" (یوحنا فصل 20 آیه های 30 تا 31).



بنابراین، با در دست داشتن چهار گزارش متمایز اما به یک اندازه صحیح از مسیح، جنبه های مختلف شخصیتی و خدمتش آشکار می شود. این چهار گزارش مثل نخهایی با رنگهای مختلف است که در یک پرده نقش دار در کنار یکدیگر بافته شده است تا تصویر کاملتری از این شخص که در ورای توصیف است را نشان دهد و از آنجاییکه ما هرگز همه چیز را درباره عیسی مسیح نخواهیم فهمید (یوحنا فصل 20 آیه 30)، از طریق چهار انجیل می توانیم به اندازه کافی بدانیم و درک کنیم که او کیست و برای ما چه کرده است تا اینکه از طریق ایمان به او زندگی جاودانه داشته باشیم.



2) تا ما را قادر سازد که به طور عینی صداقت گزارش های آنها را بررسی کنیم. کتاب مقدس، از اولین دوران، بیان می کند که دادرسی در یک دادگاه قانون تنها با شهادت یک شاهد عینی بر ضد یک شخص انجام نخواهد گرفت، مگر با شهادت حداقل دو یا سه نفر (تثنیه فصل 19 آیه 15). با توجه به این موضوع، گزارشات مختلف از شخصیت و خدمات زمینی عیسی مسیح ما را قادر می سازد که صحت اطلاعاتی را که درباره او داریم، ارزیابی بکنیم.



سیمون گرینلیف، حقوق دان مشهور و شناخته شده در زمینه تشخیص و تعیین اینکه چه مدارکی در دادگاه قابل قبول هستند، چهار انجیل را از نقطه نظر قانونی مورد بررسی قرار داد. او متذکر شد که نوع گزارشات شهودی که در چهار انجیل داده شده – گزارشاتی که هم رای هستند، اما هر نویسنده خواسته که جزئیاتی را برای تفاوت داشتن با دیگران حذف یا اضافه کند – نوعی از مدارک قابل اعتماد و مستقل هستند که در یک دادگاه قانون به عنوان شواهد قوی مورد پذیرش قرار می گیرند. اگر انجیل ها دقیقاً دارای اطلاعات یکسان با جزئیات یکسان می بودند و از یک چشم انداز نوشته می شدند، این نشانگر تبانی بود، به عبارت دیگر در یک زمانی نویسندگان پیشاپیش با هم جمع شده اند که داستانهای خود را راست و ریست کنند تا نوشته هایشان به نظر معتبر بیایند. اما اختلافات بین انجیل ها، حتی تناقضات ظاهری که در دید اول اینگونه به نظر می رسند، دلیلی بر طبیعت مستقل هر کدام از نوشته هاست. از اینرو، طبیعت مستقل گزارشات چهار انجیل، که در اطلاعاتشان هم رای اما در چشم انداز، مقدار جزئیات، و اینکه کدام رویداد ثبت شده است، تفاوت دارند، نشان می دهد که گزارشی را که ما از زندگی و خدمت مسیح در انجیل ها داریم واقعی و قابل اعتماد است.






3) تا جویندگان سخت کوش را پاداش دهد. با مطالعه هر انجیل اطلاعات بسیاری بدست می آید، اما با مقایسه و در مقابل هم قرار دادن گزارشات متفاوت رویدادهای خاص از خدمت عیسی، اطلاعات بیشتری بدست می آید. به طور مثال، در متی فصل 14 گزارش خوراک دادن به 5000 تن و راه رفتن عیسی روی آب داده شده است. در متی فصل 14 آیه 22 گفته شده که " عيسی به شاگردانش فرمود كه سوار قايق شده، به آنطرف درياچه بروند. اما او خود همان جا ماند تا مردم را روانۀ خانه‌هايشان نمايد" کسی ممکن است بپرسد که چرا عیسی چنین کاری را انجام داد؟ در گزارش متی هیچ دلیل آشکاری ذکر نشده است. اما وقتی که آن را با گزارش مرقس در فصل 6 ترکیب می کنیم، می بینیم که هنگامی که عیسی شاگردان را دو به دو اعزام کرده بود و بدیشان قدرت بخشیده بود که ارواح خبیث را بیرون کنند و مردم را شفا دهند، آنان از این ماموریت با غرور و خودبینی برگشتند و جایگاه خود را فراموش کردند و اکنون آماده شدند تا حتی به او دستور هم بدهند(متی فصل 14 آیه 15). بنابراین، در مرخص کردن آنان هنگام غروب که به آنسوی دریای جلیل بروند، او دو چیز را بدیشان آشکار می سازد. از آنجاییکه آنان به خاطر تکیه و اعتماد به خودشان تا ساعات اولیه صبح گرفتار طوفان و امواج شدند (مرقس فصل 6 آیه های 48 تا 50) متوجه دو چیز شدند: 1) با توانایی شخصی شان هیچ چیزی را نمی توانند برای خدا بدست آورند و 2) اگر او را صدا بزنند و با تکیه به قدرت او زندگی کنند، هیچ چیز غیر ممکن نیست. قسمتهای بسیاری از کلام وجود دارد که شبیه به "جواهرات" هستند که توسط دانش آموز سخت کوش کلام خدا که برای مقایسه متون کتاب مقدس با هم وقت می گذارند، پیدا می ش حتی به او دستور هم بدهند(متی فصل 14 آیه 15). بنابراین، در مرخص کردن آنان هنگام غروب که به آنسوی دریای جلیل بروند، او دو چیز را بدیشان آشکار می سازد. از آنجاییکه آنان به خاطر تکیه و اعتماد به خودشان تا ساعات اولیه صبح گرفتار طوفان و امواج شدند (مرقس فصل 6 آیه های 48 تا 50) متوجه دو چیز شدند: 1) با توانایی شخصی شان هیچ چیزی را نمی توانند برای خدا بدست آورند و 2) اگر او را صدا بزنند و با تکیه به قدرت او زندگی کنند، هیچ چیز غیر ممکن نیست. قسمتهای بسیاری از کلام وجود دارد که شبیه به "جواهرات" هستند که توسط دانش آموز وند.





ارسال شده توسط maryam2 Vahdi در ۷:۲۵

۱۳۹۷ مهر ۲۸, شنبه

مادر «ابراهیم فیروزی» مبتلا به بیماری سرطان است او یک سال است که نتوانسته فرزند دربند خود را ملاقات کند.



مادر «ابراهیم فیروزی» مبتلا به بیماری سرطان است او یک سال است که نتوانسته فرزند دربند خود را ملاقات کند.


به گزارش «محبت نیوز» جمعی از فعالین مدنی با مادر ‘ابراهیم فیروزی’ نوکیش مسیحی محبوس در زندان رجایی شهر کرج دیدار کردند.
مادر ابراهیم مبتلا به بیماری سرطان است، او یک سال است که نتوانسته فرزند دربند خود را ملاقات کند. بینایی او به شدت کم شده و می‎گوید تنها آرزویی که دارد آزادی و دیدار دوباره با فرزندش است.
شنیده‎ها حکایت از آن دارد که وضعیت جسمی این زندانی عقیدتی خوب نیست و مدت‎هاست گرفتار درد شدید دندان است اما مسئولان زندان او را از خدمات پزشکی مناسب محروم کرده‌اند.
بنا به گفته یک منبع مطلع در رابطه با وضعیت این زندانی مسیحی «ابراهیم به دلیل عدم دسترسی به پزشک متخصص دندان با درد دندان که اکنون فک و صورت او را هم فرا گرفته است دست و پنجه نرم می‌کند. او حتی دیگر قادر به خوردن غذا نیز نمی‌باشد.»
این منبع ادامه داد «مادر این زندانی سیاسی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان و همچنین از دست دادن بینایی خود دیگر امکان ملاقات کابینی با فرزندش را ندارد و عدم موافقت با درخواست مرخصی ابراهیم نیز شرایط او را وخیم کرده است.» مسئولان زندان با چراغ سبز نهادهای امنیتی و غذایی او را زیر فشار قراردادند و اجازه نمی‎دهند به مرخصی برود و با وجود اینکه نیمی از دوران محکومیت خود را طی کرده اجازه استفاده از آزادی مشروط را به وی نمی‎دهند!
زندانی نوکیش مسیحی«ابراهیم فیروزی» از خدمات پزشکی محروم است.اعتصاب غذای نو کیش مسیحی ابراهیم فیروزی در زندان رجایی شهر

ابراهیم فیروزی در فروردین ماه ۱۳۹۴ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ‘قاضی مقیسه’ به اتهام تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت کشور به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد و این حکم پس از مدتی در دادگاه تجدید نظر استان تهران تایید شد.
وی علاوه بر این حکم ۵ ساله بر اساس حکم قبلی پس از آزادی به شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان تبعید خواهد شد.