Translate

۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

آیا گفتهٔ عیسی واقعاً صحیح است؟‏

چه کسی بهتر از یَهُوَه خدای متبارک و عیسی مسیح که او نیز شاد و متبارک خوانده شده است می‌تواند ما را در یافتن راز سعادت و خوشبختی یاری کند؟‏ (‏ ۱تیموتاؤس ۱:‏۱۱؛‏ ۶:‏۱۵‏)‏ آری،‏ کتاب مقدّس که یادگار خالق مهربانمان است دروازهٔ سعادت را به روی ما می‌گشاید.‏ —‏ مکاشفه ۱:‏۳؛‏ ۲۲:‏۷‏.‏


عیسی در موعظهٔ معروف خود در اشاره به عامل خوشبختی و سعادت اظهار نمود:‏ «خوشا به حالِ» (‏ ۱)‏ آنانی که نیاز خود را به خدا احساس می‌کنند (‏ ۲)‏ ماتمیان (‏ ۳)‏ حلیمان (‏ ۴)‏ گرسنگان و تشنگان عدالت (‏ ۵)‏ رحم‌کنندگان (‏ ۶)‏ پاکدلان (‏ ۷)‏ صلح‌کنندگان (‏ ۸)‏ زحمت‌کشان (‏ ۹)‏ کسانی که به خاطر او مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند.‏ —‏ متّیٰ ۵:‏۳-‏۱۱‏.‏*

آیا گفتهٔ عیسی واقعاً صحیح است؟‏

اثبات درستی برخی از نکاتی که عیسی به عنوان عامل خوشبختی عنوان کرد چندان دشوار نیست.‏ زیرا واضح است که شخصی حلیم‏،‏ صلح‌طلب و رحیم سعادتمندتر از شخصی عصبی،‏ ستیزه‌جو و بی‌رحم است.‏

اما،‏ شاید از خود سؤال کنید چطور ممکن است شخصی محزون و ماتم‌زده که از بی‌عدالتی رنج می‌برد سعادتمند خوانده شود.‏ باید در نظر داشت که چنین شخصی دید واقع‌بینانه‌ای نسبت به اوضاع دنیا دارد و در واقع به خاطر شرارت‌هایی که می‌بیند «گریه و ماتم می‌کند.‏» (‏ حِزْقِیال ۹:‏۴)‏ اما وقتی می‌آموزد که خدا مصمم است به تمام این بی‌عدالتی‌ها و شرارت‌ها پایان دهد دلش از خوشی و سعادت لبریز می‌شود.‏ —‏ اِشَعْیا ۱۱:‏۴.‏

انسانِ تشنهٔ عدالت،‏ از خطاها و اشتباهات مکرّر خود نیز ماتم‌زده و غمگین می‌شود.‏ چنین شخصی نیاز خود را به خدا و رهنمودهای او احساس می‌کند،‏ چرا که خوب می‌داند به تنهایی نمی‌تواند بر ضعف‌های خود غالب آید.‏ —‏ امثال ۱۶:‏۳،‏ ۹؛‏ ۲۰:‏۲۴.‏

کسانی که دل تشنهٔ عدالتشان از دیدن شرارت‌های دنیا به درد می‌آید و یا همان طور که عیسی گفت نیاز به وجود خدا را عمیقاً احساس می‌کنند کاملاً به اهمیت تقرّب به آفریدگار خود واقف هستند.‏ همان طور که هنگام ناراحتی معاشرت با شخصی نیکوکار خوشایند و دلپذیر است،‏ تصوّر کنید چقدر نزدیکی با خدای مهربانمان باعث سعادت و خوشبختی انسان می‌شود.‏ به راستی که خوشا به حال شخصی که صداقت را پیشه کرده،‏ تشنهٔ راستی و عدالت است و با دل و جان رهنمودهای خدای خود را به جا می‌آورد.‏ چنین شخصی براستی طعم سعادت واقعی را خواهد چشید.‏

عیسی همچنین گفت خوشا به حال کسانی که به خاطر او مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند.‏ آیا ممکن است شخصی که مورد آزار قرار می‌گیرد،‏ خوشحال و سعادتمند باشد؟‏ در این سخن عیسی نیز حکمتی وجود دارد.‏ ببینیم منظور عیسی چه بود؟‏

آیا آزار و اذیت می‌تواند عامل سعادت باشد؟‏

توجه داشته باشید که عیسی مطلب را چگونه عنوان کرد.‏ عیسی گفت:‏ «خوشا به حال آنان که به سبب نیک‌کردار بودن آزار می‌بینند،‏ .‏ .‏ .‏ هر گاه به خاطر من شما را ناسزا گفته،‏ آزار رسانند و به شما تهمت زنند،‏ شاد باشید.‏» (‏ متّیٰ ۵:‏۱۰،‏ ۱۱‏،‏ ترجمهٔ تفسیری ‏)‏ واضح است که کسی از آزار و اذیت خوشش نمی‌آید.‏ اما وقتی شخص در راه نیک‌کرداری و پیروی از عیسی و اصول اخلاقی والای او آزار می‌بیند،‏ نوعی حالت رضایت و کامیابی در او ایجاد می‌شود.‏

رویدادی که در قرن اوّل مسیحی رخ داد به خوبی صحّت این گفته عیسی را ثابت می‌کند.‏ در آن زمان اعضای دادگاه عالی یهود (‏ سَنهِدرین)‏ رسولان عیسی را به دلیل موعظه کردن در مورد عیسی فراخوانده،‏ تازیانه زدند و منع کردند که دیگر به نام عیسی سخنی نگویند.‏ سپس آنان را رها کردند.‏ عکس‌العمل رسولان چه بود؟‏ «رسولان شادی‌کنان از حضور اهل شورا بیرون رفتند،‏ زیرا شایسته شمرده شده بودند که به خاطر آن نام اهانت ببینند.‏ و هیچ روزی،‏ چه در معبد و چه در خانه‌ها،‏ از تعلیم و بشارت در بارهٔ اینکه عیسی همان مسیح است،‏ دست نکشیدند.‏» —‏ اَعمال ۵:‏۴۰-‏۴۲؛‏ ۱۳:‏۵۰-‏۵۲‏،‏ ترجمهٔ هزارهٔ نو.‏

پِطْرُس رسول توضیحات بیشتری در مورد دلیل شادی‌شان داده گفت:‏ «اگر به خاطر مسیحی بودن،‏ شما را دشنام دهند و نفرین کنند،‏ شاد باشید زیرا در این صورت گرمی روح پرجلال خدا را احساس خواهید کرد که وجود شما را فرا می‌گیرد.‏» (‏ ۱پِطْرُس ۴:‏۱۴‏،‏ تفس ‏)‏ در واقع،‏ وقتی در راه عدالت و نیکوکاری مورد آزار و اذیت قرار می‌گیریم شادی ما مسیحیان به این دلیل است که از موهبت روح‌القدس خدا برخوردار می‌شویم.‏ اما چرا داشتن روح‌القدس خدا ما را شاد و خرسند می‌کند؟‏

صفات خداپسندانه در مقابل اَعمال ناپاک

خدا روح‌القدس خود را تنها به کسانی می‌دهد که مطابق احکام او رفتار می‌کنند.‏ (‏ اَعمال ۵:‏۳۲‏)‏ ولی کسانی که به اَعمال ناپاک دست می‌زنند از آن نصیبی نخواهند برد؛‏ اَعمالی همچون «بی‌عفتی،‏ ناپاکی،‏ و هرزگی؛‏ بت‌پرستی و جادوگری؛‏ دشمنی،‏ ستیزه‌جویی،‏ رشک،‏ خشم؛‏ جاه‌طلبی،‏ نفاق،‏ دسته‌بندی،‏ حسد؛‏ مستی،‏ عیاشی و مانند این‌ها.‏» (‏ غَلاطیان ۵:‏۱۹-‏۲۱‏،‏ ھ ن‏)‏ متأسفانه این اَعمال در دنیای امروز بفراوانی دیده می‌شود و واضح است که هیچ کس را سعادتمند نکرده است.‏ چنین اَعمالی خانواده‌ها را از هم می‌پاشد و دوستی و صمیمیت را از بین می‌برد.‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ ‹کنندگان چنین کارها از زندگی در پادشاهی خدا محروم خواهند شد.‏›‏

خدا روح‌القدس را به کسی می‌دهد که تلاش می‌کند خصوصیاتی هماهنگ با «ثمرهٔ روح» را در خود پرورش دهد.‏ منظور خصوصیاتی است همچون «محبت،‏ خوشی،‏ آرامش،‏ بردباری،‏ مهربانی،‏ خیرخواهی،‏ وفاداری،‏ فروتنی و خویشتن‌داری.‏» (‏ غَلاطیان ۵:‏۲۲،‏ ۲۳‏،‏ انجیل شریف ‏)‏ این خصوصیات دوستی‌ها و رشته‌های الفت میان انسان‌ها را تحکیم می‌کند و ما را نیز به خدا نزدیک می‌سازد،‏ در نتیجه سعادت و خوشی‌ای عمیق در ما ایجاد می‌کند.‏ (‏ کادر ملاحظه شود.‏)‏ از آن گذشته،‏ چنین خصوصیاتی یَهُوَه خدا را نیز از ما خوشنود می‌کند و راهگشای زندگی در دنیای عادلی است که به انسان‌ها وعده داده است.‏

تصمیم جدّی

ولفگانگ و بریگیتا در خانه‌ای مجلل در آلمان زندگی می‌کردند.‏ آنان درآمد خوبی داشتند،‏ لباس‌های گرانقیمت می‌پوشیدند و همهٔ وسایلی که تصوّر می‌شود برای خوشبختی یک زوج جوان لازم است در اختیار داشتند.‏ آن‌ها اکثر وقتشان را صرف تهیهٔ این گونه چیزها می‌کردند.‏ ولی می‌دیدند که هیچ کدام از این‌ها سعادت و خوشی واقعی برایشان نیاورده است.‏ وقتی ولفگانگ و بریگیتا مطالعهٔ کتاب مقدّس را آغاز کردند،‏ مصمم شدند وقت بیشتری را به امور معنوی اختصاص دهند تا آفریدگار خود را بهتر بشناسند و خود را به او نزدیک کنند.‏ این تصمیم تغییری کلّی در نگرش آن‌ها به وجود آورد و هر دو را بر آن داشت تا از بارهای اضافهٔ زندگی بکاهند تا وقت بیشتری برای موعظه و تعلیم کتاب مقدّس به دیگران داشته باشند.‏ اکنون ولفگانگ و بریگیتا در بیت‌ئیل آلمان به طور داوطلبانه خدمت می‌کنند.‏ آن‌ها همچنین زبان یکی از کشورهای آسیایی را آموخته‌اند تا بتوانند حقایق کتاب مقدّس را به مهاجران آن کشور اعلام کنند.‏

آیا این زوج به سعادت دست یافته‌اند؟‏ ولفگانگ می‌گوید:‏ «از زمانی که تصمیم گرفتیم زندگی خود را وقف امور معنوی کنیم احساس شادی بیشتری می‌کنیم.‏ خدمت به یَهُوَه رابطهٔ زناشویی ما را نیز قوی کرده است.‏ البته ما قبلاً هم مشکل خانوادگی نداشتیم ولی می‌دیدیم که علایق مختلفمان ما را به تدریج از هم دور می‌کند.‏ اما الآن هر دو یک هدف واحد را دنبال می‌کنیم.‏»‏

سعادت در چیست؟‏

در جواب این سؤال به طور خلاصه می‌توان گفت:‏ سعادت در دوری کردن از اَعمال ناپاک و پرورش ثمرهٔ روح‌القدس می‌باشد.‏ آری،‏ سعادت واقعی در گرو تقرّب به خداست.‏ کسی که ارادهٔ یَهُوَه خدا را به جا آورد،‏ چنانکه عیسی گفت طعم سعادت واقعی را خواهد چشید.‏

شاید اکنون بیمار یا درگیر مشکلی خانوادگی باشید.‏ شاید آرزوی داشتن فرزند را در دل دارید.‏ شاید شغل مناسبی نیافته و زندگی‌تان به خوبی گذشته پیش نمی‌رود.‏ ناامید نشوید!‏ تصوّر نکنید که سعادت از زندگی شما رخت بر بسته است.‏ حکومت خدا همهٔ این مشکلات،‏ به علاوه صدها مشکل دیگر را برطرف خواهد کرد.‏ یَهُوَه خدا وعده داده است که بزودی حکومت عادل خود را برقرار سازد.‏ وقتی این وعدهٔ الٰهی جامهٔ عمل بپوشد تحقق این سخن مزمورنویس را به عین خواهیم دید که گفت:‏ «سلطنت تو باقی تا تمام دورها.‏ دست خویش را باز می‌کنی و آرزوی همهٔ زندگان را سیر می‌نمایی.‏» (‏ مزمور ۱۴۵:‏۱۳،‏ ۱۶)‏ امروزه میلیون‌ها شاهد یَهُوَه در سطح جهان می‌توانند به شما اطمینان دهند که ایمان به این وعدهٔ دلگرم‌کنندهٔ آفریدگار،‏ حتی در این دوران سخت،‏ می‌تواند دروازهٔ سعادت را به روی شما بگشاید.‏ —‏ مکاشفه ۲۱:‏۳‏.‏

http://wol.jw.org/fa/wol/d/r76/lp-pr/2004641

در جستجوی سعادت

در نظرخواهی‌ای که چندی پیش در فرانسه،‏ آلمان،‏ انگلیس و آمریکا صورت گرفت،‏ از مردم سؤال شد که چه عواملی را در سعادت انسان مؤثر می‌دانند.‏ ۸۹ درصد از شرکت‌کنندگان تندرستی را جزو عوامل خوشبختی و سعادت عنوان کردند،‏ ۷۹ درصد به داشتن شریک زندگی خوب اشاره نمودند،‏ ۶۲ درصد داشتن فرزند را عامل سعادت تشخیص دادند و ۵۱ درصد نیز معتقد بودند که شغل مناسب در خوشبختی انسان بسیار مؤثر است.‏ همچنین با اینکه معروف است که پول خوشبختی نمی‌آورد،‏ ۴۷ درصد از پول به عنوان عامل سعادت و خوشبختی یاد کردند.‏ حال واقعیت امر چیست؟‏


نخست رابطهٔ پول و سعادت را در نظر بگیریم.‏ نظرخواهی‌ای که از ۱۰۰ نفر از ثروتمندترین مردان آمریکا صورت گرفت روشن ساخت که ایشان سعادتمندتر از دیگران نیستند.‏ نکته قابل توجه دیگر اینکه طی ۳۰ سال گذشته دارایی شمار کثیری از مردم آمریکا دوبرابر شده است،‏ ولی طبق بررسی روانپزشکان و متخصصان،‏ این افراد راضی‌تر و خوشبخت‌تر از گذشته نیستند.‏ حتی در گزارشی چنین می‌خوانیم:‏ «در طی همین دوران درصد افسردگی افزایشی چشمگیر داشته است.‏ میزان خودکشی در میان نوجوانان سه برابر و طلاق دو برابر افزایش یافته است.‏» در ۵۰ کشور دیگر نیز متخصصانی که رابطهٔ میان سعادت و ثروت را مورد بررسی قرار داده‌اند به این نتیجهٔ واحد رسیده‌اند که خوشبختی را نمی‌توان با پول خرید.‏

حال عواملی همچون سلامتی،‏ داشتن همسری خوب و شغل مناسب را در نظر بگیرم.‏ اگر این عوامل واقعاً راز رسیدن به سعادت می‌بود،‏ پس باید گفت که فردی بیمار،‏ کسی که زندگی زناشویی موفقی ندارد،‏ زوج‌هایی که فرزندی ندارند،‏ یا زنان غیرشاغل نمی‌توانند سعادتمند باشند.‏ یا فرض کنیم که سلامت شخص رو به زوال رود و یا مشکلی در خانواده به وجود آید آیا مفهوم آن این است که سعادت از زندگی شخص رخت بر بسته است؟‏

آیا سعادت را در جای مناسب می‌جوییم؟‏

همهٔ ما می‌خواهیم خوشحال و سعادتمند باشیم.‏ کتاب مقدّس توضیح می‌دهد که آفریدگار ما،‏ خدایی شاد و مبارک است و ما را نیز شبیه خود یعنی با همین قابلیت آفریده است.‏ (‏ ۱تیموتاؤس ۱:‏۱۱؛‏ پیدایش ۱:‏۲۶،‏ ۲۷)‏ در واقع می‌توان گفت که در پی سعادت بودن نیازی فطری در انسان است.‏ اما برخی تصوّر می‌کنند که سعادت مثل ماسه است که به دست می‌آید و بعد فوراً از کف می‌رود.‏

اریک هوفر متخصص در فلسفه و امور اجتماعی می‌گوید:‏ «جستجوی خوشبختی خود عامل بدبختی است.‏» پس آیا در پی سعادت بودن کاری عبث است؟‏ خیر،‏ گفتهٔ این متخصص اگر هم درست باشد فقط در مورد کسانی مصداق دارد که سعادت را در جای نامناسب می‌جویند.‏ برای مثال،‏ فرض کنیم بخواهیم سعادت را در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی،‏ و یا در ثروت و شهرت و لذّت بجوییم؛‏ واضح است که نصیبی جز ناکامی و دلسردی نخواهیم برد.‏ امروزه بسیارند کسانی که با این سخن کنایه‌آمیز یک نویسنده موافقند که می‌گوید:‏ «اگر دست از جستجوی خوشبختی برداریم مرغ سعادت بر شانه‌مان خواهد نشست!‏»‏

جالب آنکه در نظرخواهی‌ای که در ابتدای مقاله ذکر شد از هر ۱۰ نفر ۴ نفر به این نکته اشاره کردند که سعادت از احسان به دیگران حاصل می‌شود.‏ و از هر ۴ نفر ۱ نفر معتقد بود که راز سعادت را باید در ایمان و خداپرستی جستجو کرد.‏ حال ببینیم عامل خوشبختی یا به عبارت دیگر راز سعادت در چیست؟‏ برای پاسخ به این سؤال نظر شما را به مقاله بعدی جلب می‌کنیم.‏

http://wol.jw.org/fa/wol/d/r76/lp-pr/2004640

آیا می‌توان حقیقتاً شاد و سعادتمند بود؟‏

جورج همیشه با لبخند به همه سلام و خوشامد می‌گفت.‏ برای او زندگی هدیه‌ای بود گرانبها و لذت‌بخش.‏ خوش‌بینی و شادی خصوصیات ویژهٔ او بود و حتی در زمان تحمل درد و رنج کهولت این خصوصیات در او بیشتر دیده می‌شد.‏ همه جورج را تا آخرین روز زندگی‌اش به عنوان مردی شاد و سعادتمند می‌شناختند.‏ آیا شما نیز مانند جورج سعادتمند هستید؟‏ آیا به هر روز زندگی مانند هدیه‌ای لذت‌بخش می‌نگرید؟‏ یا اینکه دورنمای روزی جدید موجب یأس و نگرانی شما می‌شود؟‏ آیا چیزی مانع سعادت شماست؟‏


سعادت به این گونه توصیف شده است:‏ وضعیتی شاد و نسبتاً پایدار.‏ از مشخصه‌های آن،‏ احساساتی است که دامنه‌اش از رضایت خاطر تا شادی ژرف را شامل می‌گردد و همچنین اشتیاقی طبیعی به حفظ آن وضعیت می‌باشد.‏ آیا چنین سعادتی وجود دارد؟‏

جامعهٔ امروز مشوق این نظریه است که خوشبختی مردم وابسته به داشتن پول کافی است.‏ میلیونها نفر سخت در جُنب و جوش بوده و دیوانه‌وار می‌کوشند تا به ثروت دست یابند.‏ عده‌ای روابط شخصی خود با دیگران و بسیاری از مسائل مهم زندگی را فدای کسب ثروت می‌کنند.‏ مانند مورچه‌ای در خانهٔ مورچگان دائماً در حال تقلا و جُنب و جوش بوده،‏ وقت کمی برای یکدیگر و تفکر و سنجش مسائل در اختیار دارند.‏ پس جای تعجب نیست که به گزارش روزنامهٔ لوس‌آنجلس تایمز‏،‏ «تعداد افرادی که طبق تشخیص طبیب دچار افسردگی هستند رو به فزونی است و ضریب سنی کسانی که [به افسردگی‏] دچار می‌شوند رو به کاهش است.‏» داروهای ضد افسردگی مابین پرفروشترین داروهایی است که شرکتهای داروسازی تولید می‌کنند.‏ میلیونها نفر به طور غیر قانونی مواد مخدر استعمال می‌کنند و یا با افراط در مصرف مشروبات الکلی سعی می‌کنند مشکلات خود را به فراموشی بسپارند.‏ عده‌ای بر اثر افسردگی دست به ولخرجی می‌زنند.‏ نتیجه یک نظرخواهی که از طرف روزنامه انگلیسیِ گاردین انجام گرفت چنین بود:‏ «زنان بیشتر آماده‌اند تا برای تسکین افسردگی خود در خرید افراط کنند،‏ در ازای هر سه زن فقط یک مرد ممکن است در زمان افسردگی ولخرجی کند.‏»‏

با این همه سعادت حقیقی را نمی‌توان در فروشگاهها،‏ بطری مشروبات الکلی،‏ قرص،‏ سُرنگ و یا حساب بانکی یافت.‏ سعادت خریدنی نیست بلکه رایگان است.‏ در کجا می‌توان به این موهبت پرارزش دست یافت؟‏ در مقالهٔ بعدی به بررسی آن می‌پردازیم.‏

http://wol.jw.org/fa/wol/d/r76/lp-pr/2001160?q=%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C&p=par#h=1

۱۳۹۵ مهر ۳, شنبه

قربانیهایی که خدا را خشنود می‌ساخت


‏«هر رئیس کَهَنَه مقرّر می‌شود تا هدایا و قربانی‌ها بگذراند.‏»‏‏—‏عبرانیان ۸:‏۳‏.‏


۱.‏ چرا انسانها الزاماً به خدا روی می‌آورند؟‏

تاریخدانی به نام آلفرد اِدِرزهایم در زمینهٔ کتاب مقدس می‌نویسد:‏ «قربانی گذرانیدن ظاهراً به اندازهٔ دعا کردن برای بشر عملی ‹فطری› می‌باشد؛‏ اولی نشاندهندهٔ افکار بشر در مورد شخص خودش است و ثانوی نشان‌دهندهٔ آنچه که دربارهٔ خدا می‌اندیشد.‏» بعد از آنکه گناه وارد جهان شد،‏ درد و عذاب ناشی از تقصیرات،‏ بر انسانها طاری گشت.‏ انسانها با خدا بیگانه و نتیجتاً درمانده شدند.‏ معهذا،‏ رهایی از این عذاب امری ضروریست.‏ از این رو،‏ کاملاً روشن است که وقتی ایشان خود را در چنین وضعیت عاجزانه‌ای گرفتار می‌یابند الزاماً به خدا روی آورده،‏ استعانت و یاری می‌طلبند.‏—‏رومیان ۵:‏۱۲‏.‏

۲.‏ در کتاب مقدس چه گزارشاتی در رابطه با تقدیم قربانی به خدا در روزگار باستان آمده است؟‏

۲ اولین گزارش در مورد قربانی گذرانیدن به حضور خدا در رابطه با قائِن و برادرش هابیل می‌باشد.‏ در این گزارش چنین می‌خوانیم:‏ «بعد از مرور ایام،‏ واقع شد که قائن هدیه‌ای از محصول زمین برای خداوند آورد.‏ و هابیل نیز از نخست‌زادگان گلهٔ خویش و پیه آنها هدیه‌ای آورد.‏» (‏پیدایش ۴:‏۳،‏ ۴)‏ در گزارشی دیگر می‌خوانیم که خدا طایفهٔ شریر روزگار نوح را توسط طوفانی عظیم هلاک ساخت لیکن نوح را نجات داد.‏ سپس،‏ نوح در حضور یَهُوَه «قربانی‌های سوختنی بر مذبح گذرانید.‏» (‏پیدایش ۸:‏۲۰)‏ همچنین ابراهیم،‏ دوست و خادم وفادار خدا،‏ بدفعات به موجب وعده‌ها و برکات وی بر آن شد که ‹مذبحی برای خداوند بنا نماید و نام یَهُوَه را بخواند.‏› (‏پیدایش ۱۲:‏۸؛‏ ۱۳:‏۳،‏ ۴،‏ ۱۸)‏ لیکن بعدها،‏ ابراهیم با بزرگترین آزمایش ایمان خود روبرو گشت.‏ یَهُوَه به او گفت که پسرش اسحاق را همچون قربانی سوختنی تقدیم کند.‏ (‏پیدایش ۲۲:‏۱-‏۱۴)‏ همانطور که مشاهده خواهیم کرد،‏ این گزارشاتِ مختصر نور زیادی بر مبحث گذرانیدن قربانی می‌افکنند.‏

۳.‏ قربانی چه نقشی را در پرستش ایفا می‌کند؟‏

۳ از این گزارشات و همچنین گزارشات دیگر کتاب مقدس چنین برمی‌آید که گذرانیدن انواع قربانیها بخشی عمده و اساسی از پرستش بوده است؛‏ مدتها پیش از آنکه یَهُوَه شریعت مشخصی راجع به آن وضع کند.‏ در این راستا،‏ یک کتاب مرجع عبارت «قربانی گذرانیدن» را بدین شکل معنی می‌کند:‏ «مراسمی مذهبی که طی آن،‏ شیئی به منظور برقراری،‏ حفظ و یا ترمیم رابطه‌ای مطلوب و پسندیده میان انسان و نظام مقدس به وجودی الهی تقدیم می‌گردد.‏» لذا سؤالات مهمی در این خصوص مطرح می‌گردند که درخور بررسی دقیق می‌باشند؛‏ همچون:‏ چرا گذرانیدن قربانی در پرستش امری ضروریست؟‏ چه نوع قربانیهایی مقبول خدا واقع می‌گردند؟‏ و قربانیهای دوران باستان چه مفهومی برای روزگار ما دارند؟‏

چرا گذرانیدن قربانی ضروریست؟‏

۴.‏ نتیجهٔ گناه آدم و حَوّا چه بود؟‏

۴ آدم از روی عمد مرتکب گناه شد.‏ او با خوردن از میوهٔ درخت معرفت نیک و بد تعمداً عصیان ورزید.‏ مجازات آن نافرمانی مرگ بود.‏ خدا بوضوح اعلان کرده بود:‏ «روزی که از آن خوردی،‏ هر آینه خواهی مرد.‏» (‏پیدایش ۲:‏۱۷)‏ آدم و حَوّا سرانجام مزد گناه را دریافت کرده،‏ هلاک شدند.‏—‏پیدایش ۳:‏۱۹؛‏ ۵:‏۳-‏۵.‏

۵.‏ یَهُوَه برای فرزندان آدم به چه عملی اقدام نمود و دلیل آن چه بود؟‏

۵ چه بر سر فرزندان آدم آمد؟‏ آنان با به ارث بردن گناه و ناکاملی از آدم،‏ به مانند اولین زوج بشری با خدا بیگانه شده،‏ تحت سلطهٔ یأس و مرگ در آمدند.‏ (‏رومیان ۵:‏۱۴‏)‏ اما یَهُوَه فقط خدای عدالت و قدرت نیست بلکه بیش از هر چیز خدای محبت است.‏ (‏۱یوحنّا ۴:‏۸،‏ ۱۶‏)‏ از این رو،‏ یَهُوَه اقدام نمود تا به اوضاع سامان بخشد.‏ کتاب مقدس به ما خاطرنشان می‌سازد که «مزد گناه موت است،‏» لیکن سپس می‌افزاید و می‌گوید:‏ «امّا نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیسی مسیح» است.‏—‏رومیان ۶:‏۲۳‏.‏

۶.‏ ارادهٔ یَهُوَه در مورد مصیبت حاصل از گناه آدم چیست؟‏

۶ به منظور تضمین نمودن آن نعمت یا هدیه،‏ سرانجام یَهُوَه تدارکی دید تا مصیبتی را که آدم با عصیانگری خود به بار آورده بود بپوشاند.‏ از قرار معلوم،‏ واژهٔ کَفارْ در زبان عبری در وهلهٔ اول به معنی «پوشاندن» یا «زدودن» است.‏ این واژه به صورت «کفّاره» نیز ترجمه شده است.‏* به عبارت دیگر،‏ یَهُوَه وسیلهٔ مناسبی را برای پوشانیدن گناه موروثی از آدم و همچنین زدودن یا رفع نمودن ضایعهٔ ناشی از آن تدارک دید تا انسانهایی که برای دریافت چنین نعمت یا هدیه‌ای از جانب خدا واجد شرایط می‌باشند از محکومیت گناه و مرگ رهایی یابند.‏—‏رومیان ۸:‏۲۱‏.‏

۷.‏ الف)‏ حکم خدا در مورد شیطان چه امیدی را برای انسانها به همراه داشت؟‏ ب)‏ به منظور رهایی انسانها از گناه و مرگ چه بهایی می‌بایست پرداخت می‌شد؟‏

۷ بلافاصله بعد از آنکه اولین زوج بشری مرتکب گناه شد،‏ تلویحاً به امید رهایی از بردگی گناه و مرگ اشاره شد.‏ یَهُوَه در اعلام محکومیت شیطان که خود را به قالب مار درآورده بود گفت:‏ «عداوت در میان تو و زن،‏ و در میان ذریت تو و ذریت وی می‌گذارم،‏ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنهٔ وی را خواهی کوبید.‏» (‏پیدایش ۳:‏۱۵)‏ توسط آن اظهار نبوی ناگهان پرتو امیدی نمایان گشت؛‏ امید برای همهٔ انسانهایی که به آن وعده ایمان خواهند ورزید.‏ لهذا می‌بایست بهایی برای رهایی انسانها پرداخت می‌شد.‏ ذریت موعود نمی‌توانست براحتی شیطان را نابود کند زیرا که پاشنهٔ ذریت کوبیده می‌شد؛‏ به این معنی که او به هلاکت می‌رسید لیکن نه برای همیشه.‏

۸.‏ الف)‏ چرا یَهُوَه از قائِن و همینطور از قربانی وی ناراضی بود؟‏ ب)‏ چرا قربانی هابیل مقبول خدا واقع شد؟‏

۸ آدم و حَوّا بی‌تردید در مورد ذریت موعود بسیار فکر می‌کردند.‏ حَوّا پس از به دنیا آوردن نخستین پسر خود،‏ قائِن،‏ گفت:‏ «مردی از [بابت لطف] یهوه حاصل نمودم.‏» (‏پیدایش ۴:‏۱)‏ آیا او فکر می‌کرد که پسرش احتمالاً همان ذریت خواهد بود؟‏ شاید چنین فکر می‌کرد.‏ در هر حال،‏ یَهُوَه از قائِن ناراضی بود و همینطور از قربانی وی.‏ لیکن برادر قائِن،‏ هابیل،‏ به وعدهٔ خدا ایمان ورزید و بر آن شد که قربانیی از نخست‌زادگان گلهٔ خویش به یَهُوَه تقدیم کند.‏ در گزارش کتاب مقدس می‌خوانیم:‏ «به ایمان هابیل قربانی نیکوتر از قائن را به خدا گذرانید و به سبب آن شهادت داده شد که عادل است.‏»—‏عبرانیان ۱۱:‏۴‏.‏

۹.‏ الف)‏ هابیل به چه چیزی ایمان می‌ورزید و ایمان خود را چگونه ابراز کرد؟‏ ب)‏ این عمل هابیل نشاندهندهٔ چه بود؟‏

۹ قائِن به وجود خدا ایمان داشت لیکن ایمان هابیل بر ایمان قائِن افضل بود،‏ چرا که هابیل به وعدهٔ خدا در مورد ذریّتی که رستگاری انسانهای وفادار را امکانپذیر می‌ساخت ایمان می‌ورزید.‏ گرچه نحوهٔ وقوع این امر بر هابیل آشکار نگردید،‏ او از وعدهٔ خدا آگاهی یافت که پاشنهٔ شخصی کوبیده خواهد شد.‏ بلی،‏ هابیل ظاهراً نتیجه‌گیری کرد که خونی می‌بایست ریخته شود—‏یعنی همان عمل گذرانیدن قربانی.‏ او هدیه‌ای را که شامل زندگی و خون می‌شد به مبدأ یا سرچشمهٔ زندگی یعنی خدا تقدیم کرد.‏ هابیل با این عمل نشان داد که بشدت علاقه‌مند است تا تحقق یافتن وعدهٔ یَهُوَه را مشاهده نماید.‏ این طریق ابراز ایمان موجب شد که قربانی هابیل مورد رضایت یَهُوَه قرار گیرد؛‏ همچنین بدین صورت،‏ ماهیت واقعی قربانی تا حدی معلوم گشت—‏یعنی وسیله‌ای که انسانهای گناهکار توسط آن می‌توانند به خدا تقرب جویند و الطفات او را تحصیل نمایند.‏—‏پیدایش ۴:‏۴؛‏ عبرانیان ۱۱:‏۱،‏ ۶‏.‏

۱۰.‏ هنگامی که یَهُوَه از ابراهیم خواست تا اسحاق را قربانی کند چگونه معنی قربانی آشکار گردید؟‏

۱۰ هنگامی که یَهُوَه به ابراهیم دستور داد تا پسرش اسحاق را به عنوان قربانی سوختنی تقدیم کند،‏ معنی کامل قربانی به نحوی شگفت‌انگیز آشکار گشت.‏ در حقیقت،‏ آن قربانی گذرانیده نشد لیکن مقصود غایی شخص یَهُوَه را به تصویر درآورد—‏یعنی تقدیم پسر نخست‌زاده‌اش به عنوان بزرگترین قربانی جهت انجام اراده‌اش برای بشر.‏ (‏یوحنّا ۳:‏۱۶‏)‏ یَهُوَه قربانیهایی را در شریعت موسی وضع نمود و بدین وسیله سرمشقهایی نبوی برای قوم منتخب خود قرار داد تا امور واجب به منظور بخشش گناهان و تثبیت امید نجات را به ایشان آموزش دهد.‏ حال،‏ از کل این موضوع چه می‌توانیم بیاموزیم؟‏

قربانیهای مورد قبول یَهُوَه

۱۱.‏ کاهن اعظم در اسرائیل چند نوع قربانی می‌گذرانید و به چه منظور؟‏

۱۱ پولس رسول می‌گوید:‏ «هر رئیس کَهَنَه مقرّر می‌شود تا هدایا و قربانی‌ها بگذراند.‏» (‏عبرانیان ۸:‏۳‏)‏ توجه کن که پولس رسول قربانیهایی را که کاهن اعظم در اسرائیل باستان می‌گذرانید به دو نوع تقسیم می‌کند؛‏ یعنی «هدایا» و «قربانی‌ها» یا «قربانی‌ها برای گناهان.‏» (‏عبرانیان ۵:‏۱‏)‏ انسانها معمولاً به منظور ابراز علاقه و قدردانی و نیز جهت ایجاد دوستی،‏ مورد لطف و عنایت قرار گرفتن یا جلب رضایت دیگران،‏ به یکدیگر هدیه می‌دهند.‏ (‏پیدایش ۳۲:‏۲۰؛‏ امثال ۱۸:‏۱۶)‏ به همین نحو می‌توان به بسیاری از قربانیهای تعیین‌شده توسط شریعت به عنوان «هدایایی» جهت تحصیل رضایت و التفات الهی نگریست.‏* عصیان‌ورزی علیه شریعت،‏ جبران عمل و اصلاح را بر شخص واجب می‌گردانید و «قربانی‌ها برای گناهان» به نیت خشنود ساختن خدا گذرانیده می‌شد.‏ اَسفار پنجگانه (‏پِنتاتیوک)‏ بخصوص اَسفار خروج،‏ لاویان و اعداد مطالب فراوانی در مورد انواع مختلف قربانی در اختیار ما قرار می‌دهند.‏ گرچه احتمالاً فراگیری و یادآوری تمام جزئیات آن قربانیها بسیار دشوار است،‏ بعضی نکات مهم درخور توجه ما می‌باشند.‏

۱۲.‏ در کدام قسمتهای کتاب مقدس تصویری کلی از انواع قربانیهای قید شده شریعت به ما داده شده است؟‏

۱۲ سِفْرِ لاویان بابهای ۱ تا ۷ به شرح پنج نوع اصلی قربانی به طور مجزا می‌پردازد یعنی قربانی سوختنی،‏ هدیهٔ آردی،‏ ذبیحهٔ سلامتی [صلح]،‏ قربانی گناه و قربانی جرم،‏ گرچه بعضی از آنها در واقع با یکدیگر گذرانیده می‌شدند.‏ همچنین می‌توان مشاهده نمود که دو بار در این بابها به منظورهای مختلف به این قربانیها اشاره شده است:‏ نخست،‏ در ۱:‏۲ تا ۶:‏۷ آنچه که می‌بایست بر روی مذبح گذرانیده می‌شد بتفصیل ذکر گردیده و متعاقباً،‏ در ۶:‏۸ تا ۷:‏۳۶ به سهم کاهنان و نیز سهمی که برای گذرانندهٔ قربانی محفوظ نگاه داشته می‌شد اشاره شده است.‏ سپس،‏ سِفْرِ اعداد بابهای ۲۸ و ۲۹ به شرح برنامه‌ای می‌پردازد که می‌توان آن را یک برنامهٔ زمانی با جزئیات کامل خواند.‏ این برنامه به طور کلی نشان می‌دهد که چه قربانیهایی می‌بایست به طور روزانه،‏ هفتگی،‏ ماهانه و در جشنهای سالانه گذرانیده می‌شد.‏

۱۳.‏ قربانیهایی را که به عنوان هدیه به طور داوطلبانه برای خدا گذرانیده می‌شد توصیف کن.‏

۱۳ قربانی سوختنی،‏ هدیهٔ آردی و ذبیحهٔ سلامتی در شمار قربانیهایی بودند که داوطلبانه به عنوان هدیه و برای تقرب جستن به خدا و خشنود نمودن او گذرانیده می‌شدند.‏ برخی از محققین بر این باورند که واژهٔ عبرانیی که «قربانی سوختنی» ترجمه شده است به معنی «قربانی صعودی» یا «قربانی بالارونده» می‌باشد و این با نوع قربانی مناسبت دارد،‏ چرا که در مراسم گذرانیدن این نوع قربانی،‏ حیوان ذبح‌شده بر روی مذبح سوزانیده می‌شد و رایحه‌ای شیرین یا عطری خوشبو به آسمان به سوی خدا برمی‌خاست.‏ وجههٔ شاخص قربانی سوختنی آن بود که بعد از پاشیده شدن خون حیوان به اطراف مذبح،‏ کل حیوان به خدا تقدیم می‌گشت.‏ کاهنان ‹همه را بر مذبح می‌سوزاندند،‏ برای قربانی سوختنی و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو به جهت خداوند.‏‏›—‏لاویان ۱:‏۳،‏ ۴،‏ ۹؛‏ پیدایش ۸:‏۲۱.‏

۱۴.‏ هدیهٔ آردی به چه شکل گذرانیده می‌شد؟‏

۱۴ سِفْرِ لاویان باب ۲ به توصیف هدیهٔ آردی می‌پردازد.‏ آن هدیه‌ای بود که به طور داوطلبانه گذرانیده می‌شد،‏ شامل آرد نرم و مرغوب که معمولاً روغن و کُندر به آن افزوده می‌شد.‏ کاهن موظف بود که «یک مشت از آن بگیرد یعنی از آرد نرمش و روغنش با تمامی کندرش و .‏ .‏ .‏ آن را برای یادگاری بسوزاند،‏ تا هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت خداوند باشد.‏» (‏لاویان ۲:‏۲)‏ کندر یکی از مواد تشکیل‌دهندهٔ بخور مقدس بود که بر مذبح بخور در خیمه و معبد سوزانده می‌شد.‏ (‏خروج ۳۰:‏۳۴-‏۳۶)‏ پادشاه داود ظاهراً با در نظر داشتن این نوع هدیه گفت:‏ «دعای من به حضور تو مثل بخور آراسته شود،‏ و برافراشتن دستهایم،‏ مثل [هدیهٔ آردی د ج‏].‏»—‏مزمور ۱۴۱:‏۲.‏

۱۵.‏ مقصود از گذرانیدن ذبیحهٔ سلامتی چه بود؟‏

۱۵ ذبیحهٔ سلامتی که آن را می‌توان همچنین «قربانی سلامتی [صلح]» ترجمه کرد،‏ قربانی داوطلبانهٔ دیگری بود که شرح گذرانیدن آن در سِفْرِ لاویان باب ۳ آمده است.‏ واژهٔ «سلامتی» در زبان عبری معنایی بیش از صرفاً فراغت از مزاحمت،‏ آزار یا نزاع را در بر می‌گیرد.‏ کتاب «تحقیق در زمینهٔ معارف موسوی» (‏انگل‍.‏)‏ می‌گوید:‏ «این واژه در کتاب مقدس علاوه بر این معنی،‏ دلالت بر وضعیت یا رابطه‌ای صلح‌آمیز با خدا و همچنین دلالت بر رفاه،‏ مسرّت و سعادت دارد.‏» بنابراین،‏ ذبایح سلامتی نه مختص حفظ رابطه‌ای صلح‌آمیز با خدا—‏چنانکه گویی جهت خشنود نمودن وی—‏بلکه به منظور ابراز قدردانی و به عمل آوردن تجلیل از چنین سلامتیِ متبارکی که صرفاً مقبولین خدا از آن بر خوردار می‌بودند گذرانده می‌شدند.‏ بعد از آنکه خون و پیه قربانی به حضور یَهُوَه گذرانیده می‌شد،‏ کاهنان و شخص قربانی‌دهنده از آن می‌خوردند.‏ (‏لاویان ۳:‏۱۷؛‏ ۷:‏۱۶-‏۲۱؛‏ ۱۹:‏۵-‏۸)‏ به این طرز زیبا و سمبولیک،‏ شخص قربانی‌دهنده،‏ کاهنان و یَهُوَه خدا در صرف غذا سهیم می‌گشتند و این نمایانگر رابطهٔ صلح‌آمیز بین آنان بود.‏

۱۶.‏ الف)‏ مقصود از گذرانیدن قربانی گناه و قربانی جرم چه بود؟‏ ب)‏ تفاوت این دو نوع قربانی با قربانی سوختنی چه بود؟‏

۱۶ قربانیهایی که به جهت طلب آمرزش گناهان یا به منظور کفّاره نمودن خطایای مرتکب‌شده علیه شریعت گذرانیده می‌شدند،‏ شامل قربانی گناه و قربانی جرم می‌گشتند.‏ گرچه این دو نوع قربانی را نیز بر روی مذبح می‌سوزاندند،‏ تفاوتشان با قربانی سوختنی آن بود که کل حیوان به حضور خدا گذرانیده نمی‌شد،‏ بلکه صرفاً پیه و قسمتهای خاصی از آن.‏ باقیماندهٔ حیوان ذبح‌شده را بیرون اردوگاه دفع می‌نمودند و یا در بعضی موارد به مصرف غذایی کاهنان می‌رسید.‏ این تفاوت دارای علت بود.‏ قربانی سوختنی همچون هدیه‌ای به خدا تقدیم می‌گردید تا تقرب شخص را به خدا امکانپذیر سازد.‏ بنابراین،‏ قربانی سوختنی تماماً و منحصراً به حضور خدا گذرانیده می‌شد.‏ موضوع قابل توجه آن است که معمولاً پیش از گذرانیدن قربانی سوختنی،‏ یک قربانی گناه یا یک قربانی جرم می‌گذراندند.‏ این عمل نشان می‌داد که برای آنکه هدیهٔ شخص گناهکار مقبول خدا واقع گردد،‏ آمرزش گناه امری ضروری بود.‏—‏لاویان ۸:‏۱۴،‏ ۱۸؛‏ ۹:‏۲،‏ ۳؛‏ ۱۶:‏۳،‏ ۵.‏

۱۷،‏ ۱۸.‏ قربانی گناه به چه منظور تدارک دیده شده بود و منظور از گذرانیدن قربانی جرم چه بود؟‏

۱۷ قربانی گناه فقط در صورت ارتکاب گناه سهوی یا غیرتعمدی علیه شریعت مقبول خدا واقع می‌گشت؛‏ یعنی در صورت ارتکاب گناهی که به دلیل ضعف جسمانی انجام می‌گرفت.‏ ‹اگر کسی سهواً گناه می‌کرد،‏ در هر کدام از نواهی [امور نهی‌شدهٔ] خداوند که نمی‌بایست می‌کرد،‏› سپس بر گناهکار واجب بود که یک قربانی گناه مطابق شأن یا مقام خود در جامعه بگذراند.‏ (‏لاویان ۴:‏۲،‏ ۳،‏ ۲۲،‏ ۲۷)‏ از سوی دیگر،‏ گناهکارانی را که از توبه سر باز می‌زدند به قتل می‌رسانیدند؛‏ هیچ قربانیی برای ایشان مهیا نبود.‏—‏خروج ۲۱:‏۱۲-‏۱۵؛‏ لاویان ۱۷:‏۱۰؛‏ ۲۰:‏۲،‏ ۶،‏ ۱۰؛‏ اعداد ۱۵:‏۳۰؛‏ عبرانیان ۲:‏۲‏.‏

۱۸ معنای قربانی جرم و مقصود از گذرانیدن آن در سِفْرِ لاویان بابهای ۵ و ۶ توضیح داده شده است.‏ شخصی ممکن بود سهواً یا غفلتاً مرتکب گناهی شود.‏ لذا،‏ خطای وی شاید حالت نوعی جرم یا قصورورزی در حق همنوعش یا در حق یَهُوَه خدا می‌داشت.‏ آن عمل خطا می‌بایست جبران یا اصلاح می‌گشت.‏ در این بابها به انواع گناهان اشاره شده است.‏ بعضی از آنها شامل گناهانی می‌شدند که بر شخص مخفی بودند (‏۵:‏۲-‏۶)‏،‏ بعضی،‏ گناه نسبت به «چیزهای مقدس خداوند‏» محسوب می‌شدند (‏۵:‏۱۴-‏۱۶)‏ و بعضی دیگر،‏ گرچه کاملاً به طور آگاهانه انجام نمی‌گرفتند،‏ در شمار گناهان ناشی از تمایلات اشتباه و یا ضعفهای جسمانی بودند (‏۶:‏۱-‏۳)‏.‏ بر شخصِ مقصر واجب بود که علاوه بر اعتراف به چنین گناهانی،‏ تاوان عمل خلاف خود را چنانچه مناسب می‌بود بپردازد و سپس یک قربانی جرم به حضور یَهُوَه تقدیم کند.‏—‏لاویان ۶:‏۴-‏۷.‏

چیزی بهتر در پیش بود

۱۹.‏ چرا اسرائیلیان علیرغم برخورداری از شریعت و قربانیهای ذکرشده در آن نتوانستند لطف و عنایات خدا را متوجه خویش سازند؟‏

۱۹ شریعت موسوی با تمام قربانیها و هدایای ذکرشده در آن به اسرائیلیان داده شده بود تا ایشان را در امر نزدیک شدن به خدا و همچنین تحصیل و حفظ عنایات و برکات او تا زمان آمدن ذریت موعود یاری نماید.‏ پولس رسول که از نسل یهود بود،‏ آن را بدین شکل توصیف کرد:‏ «پس شریعت لالای ما شد تا به مسیح برساند تا از ایمان عادل شمرده شویم.‏» (‏غَلاطیان ۳:‏۲۴‏)‏ متأسفانه،‏ ملت اسرائیل در مقابل آن قیمومت واکنش مساعد نشان ندادند و از آن امتیاز سوء استفاده کردند.‏ نتیجتاً قربانیهای کثیر آنان در نظر یَهُوَه حالتی مشمئزکننده یافت.‏ او گفت:‏ «از قربانی‌های سوختنی قوچها و پیه پرواریها سیر شده‌ام و به خون گاوان و بره‌ها و بزها رغبت ندارم.‏»—‏اِشَعْیا ۱:‏۱۱.‏

۲۰.‏ در سال ۷۰ د.‏م.‏ چه واقعه‌ای در رابطه با شریعت و قربانیهای قیدشده در آن رخ داد؟‏

۲۰ در سال ۷۰ د.‏م.‏،‏ بنیاد سیستم یهودی به همراه معبد و کهانتش برچیده شد.‏ بعد از آن واقعه،‏ گذرانیدن قربانی به روشهای قیدشده در شریعت دیگر امکانپذیر نبود.‏ اما آیا این بدان معناست که قربانیها که جزو ضروریات شریعت بودند،‏ مفهوم خود را برای پرستندگان امروزی خدا کلاً از دست داده‌اند؟‏ در مقالهٔ بعدی به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.‏

۱۳۹۵ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

وقتی مورد بی‌عدالتی قرار می‌گیریم

سلیمان پادشاه چنین ملاحظه کرد:‏ «انسان بر انسان به جهت ضررش حکمرانی می‌کند.‏» (‏ جامعه ۸:‏۹)‏ عیسی به حقیقت این کلام بخوبی واقف بود.‏ او از آسمان شاهد بی‌عدالتی‌ها و حق‌کشی‌های عظیم انسان‌ها بر همنوعانشان بود.‏ وی بر روی زمین نیز مورد عظیم‌ترین بی‌عدالتی‌ها قرار گرفت و اگرچه هرگز گناهی نکرد به اتهام کفرگویی همچون جنایتکاری اعدام شد.‏ (‏ متّیٰ ۲۶:‏۶۳-‏۶۶؛‏ مَرقُس ۱۵:‏۲۷‏)‏ بی‌عدالتی همچنان بیداد می‌کند و باعث شده است مسیحیان واقعی که ‹جمیع امّت‌ها بجهت اسم عیسی از ایشان نفرت دارند› مورد شدیدترین ظلم و ستم‌ها قرار گیرند.‏ (‏ متّیٰ ۲۴:‏۹‏)‏ آری،‏ آرامش مسیح ایشان را در مقابل بسیاری فجایع استوار و پایدار نگاه داشته است که از آن جمله می‌توان به فجایع اردوگاه‌های مرگ نازی،‏ اردوگاه‌های کار اجباری شوروی،‏ حملات مزدورها و چماق‌به‌دست‌ها،‏ اتهامات واهی،‏ و حمله با دروغ و افترا اشاره کرد.‏ در واقع آنان به عیسی اقتدا نمودند که در مورد وی آمده است:‏ «چون او را دشنام می‌دادند،‏ دشنام پس نمی‌داد و چون عذاب می‌کشید تهدید نمی‌نمود،‏ بلکه خویشتن را به داور عادل تسلیم کرد.‏» —‏ ۱پِطْرُس ۲:‏۲۳.‏

۱۳۹۵ شهریور ۲۰, شنبه

سخنانی که برای بسیاری ناخوشایند بود!! خوردن بدن عیسی و نوشیدن خون او بسیاری لغزش خوردند و دیگر از عیسی پیروی نکردند.


یوحنا ۶:‏۴۸-‏۷۱

عیسی در کنیسه‌ای در کَفَرناحوم به مردم تعلیم می‌داد که او همان نان حقیقی است که از آسمان آمده است.‏ سخنان او ظاهراً ادامهٔ گفته‌هایش خطاب به مردمی بود که از ساحل شرقی دریای جلیل مراجعت کرده بودند و عیسی به آنان نان و ماهی داده بود.‏

او به سخنانش چنین ادامه داد:‏ «پدران شما مَنّا را در بیابان خوردند و با این حال مردند.‏ اما .‏ .‏ .‏ من آن نان زنده هستم که از آسمان آمد.‏ هر که از این نان بخورد،‏ تا ابد زنده خواهد ماند.‏ در واقع،‏ نانی که من خواهم داد تا مردم دنیا حیات یابند،‏ بدن من است.‏»—‏یوحنا ۶:‏۴۸-‏۵۱‏.‏

در بهار سال ۳۰ میلادی،‏ عیسی به نیقودیموس توضیح داده بود که خدا آنقدر به مردم دنیا محبت داشت که پسر خود را برای نجات آنان فرستاد.‏ حال عیسی بر این امر تأکید می‌کرد که پیروانش باید بدن او را بخورند‏؛‏ یعنی باید به قربانی‌ای که به‌زودی می‌گذراند،‏ ایمان بورزند.‏ این تنها راه رسیدن به حیات جاودان است.‏

مردم به سخنان عیسی اعتراض کردند و گفتند:‏ «این مرد چگونه می‌تواند بدن خود را به ما بدهد تا بخوریم؟‏» (‏یوحنا ۶:‏۵۲‏)‏ اما عیسی می‌خواست آنان درک کنند که مفهوم سخنانش مجازی است.‏ گفته‌های بعدی او این امر را ثابت می‌کرد.‏

عیسی گفت:‏ «تا بدن پسر انسان را نخورید و خون او را ننوشید،‏ در خود حیات ندارید.‏ هر که از بدن من بخورد و خون مرا بنوشد،‏ زندگی جاودان می‌یابد .‏ .‏ .‏ زیرا بدن من خوراک حقیقی است و خون من آشامیدنی حقیقی.‏ آن که از بدن من بخورد و خون مرا بنوشد،‏ در اتحاد با من می‌ماند.‏»—‏یوحنا ۶:‏۵۳-‏۵۶‏.‏

تصوّر کنید که سخنان عیسی تا چه حد می‌توانست برای یهودیان ناخوشایند باشد!‏ آنان ممکن بود فکر کنند عیسی آدم‌خواری و خوردن خون را که بر خلاف قانون خدا بود،‏ ترویج می‌دهد.‏ (‏پیدایش ۹:‏۴؛‏ لاویان ۱۷:‏۱۰،‏ ۱۱)‏ اما منظور عیسی واقعاً این نبود که بدنش را بخورند و خونش را بنوشند.‏ به‌زودی عیسی بدن کامل خود را فدا می‌کرد و خون حیات‌بخشش ریخته می‌شد.‏ او می‌خواست نشان دهد هر که بخواهد به زندگی جاودان دست یابد،‏ باید به این قربانی ایمان بورزد.‏ حتی بسیاری از شاگردانش نیز مفهوم این سخنان عیسی را درک نکردند و برخی از آنان گفتند:‏ «این سخنان بسیار ناخوشایند است.‏ چه کسی می‌تواند به آن گوش دهد؟‏»—‏یوحنا ۶:‏۶۰‏.‏

عیسی که پی برد برخی از شاگردانش گله و شکایت می‌کنند،‏ از آنان پرسید:‏ «آیا این سخنان باعث لغزش شما می‌شود؟‏ پس اگر ببینید که پسر انسان به جایی که پیش از این بود بالا می‌رود،‏ چه خواهید کرد؟‏ .‏ .‏ .‏ سخنانی که من به شما گفتم،‏ روح و حیات است.‏ اما برخی از شما که در اینجا هستید،‏ ایمان ندارید.‏» آنگاه بسیاری از شاگردان عیسی او را ترک کرده،‏ دیگر او را همراهی نکردند.‏—‏یوحنا ۶:‏۶۱-‏۶۴‏.‏

سپس از ۱۲ رسولش پرسید:‏ «آیا شما هم می‌خواهید بروید؟‏» پِطرُس در پاسخ به او گفت:‏ «سَرور،‏ نزد چه کسی برویم؟‏ سخنان زندگی جاودان نزد توست؛‏ ما ایمان آورده‌ایم و دانسته‌ایم که تو آن قدّوس خدایی.‏» (‏یوحنا ۶:‏۶۷-‏۶۹‏)‏ در آن زمان،‏ پِطرُس و سایر رسولان نیز سخنان عیسی را به‌درستی درک نکرده بودند،‏ اما به او وفادار ماندند.‏ به‌راستی که پِطرُس با گفتهٔ خود نمونه‌ای بی‌نظیر بجا گذاشت!‏

عیسی مسلّماً از گفتهٔ پِطرُس خشنود شد،‏ اما سپس گفت:‏ «مگر من شما دوازده نفر را انتخاب نکرده‌ام؟‏ اما یکی از شما تهمت‌زن است.‏» (‏یوحنا ۶:‏۷۰‏)‏ عیسی در مورد یهودای اِسخَریوطی صحبت می‌کرد.‏ در آن زمان،‏ احتمالاً عیسی پی برد که یهودا در راهی نادرست قدم گذاشته است.‏

در هر صورت این مایهٔ خوشحالی عیسی بود که پِطرُس و دیگر رسولانش از پیروی از او دست نکشیدند و همچنان مایل بودند از فعالیت نجات‌بخشی که او آغاز کرده بود،‏ حمایت کنند.‏

http://wol.jw.org/fa/wol/d

۱۳۹۵ شهریور ۱۸, پنجشنبه

کتاب مقدّس اثرات مخرّب چندهمسری را در خانوادهٔ یعقوب به‌روشنی به تصویر می‌کشد.‏


یوسف با حسرت به سوی شرق می‌نگریست و در آرزوی آن بود که خود را از کاروان جدا ساخته،‏ فرار کند.‏ در جایی نه چندان دور،‏ در پشت آن تپه‌ها،‏ وطن او حِبرون قرار داشت.‏ نزدیک غروب بود و پدر او یعقوب در خانه‌شان در حال استراحت بود و از بلایی که بر سر پسر محبوبش آمده بود،‏ هیچ اطلاعی نداشت.‏ اما یوسف نمی‌توانست به پیش او بازگردد؛‏ تنها چیزی که این جوان می‌دانست این بود که شاید هرگز نتواند چهرهٔ سالخوردهٔ پدر عزیزش را دوباره ببیند.‏ تاجران در حالی که شترانشان را در جاده‌ای پررفت و آمد به سوی جنوب هدایت می‌کردند،‏ به یوسف چشم دوخته بودند.‏ آنان اکنون اربابان یوسف بودند و مدام او را تحت نظر داشتند.‏ این پسر برای آنان همچون صَمْغ و روغن خوشبو کالایی باارزش بود—‏کالایی که در سرزمین دوردست،‏ یعنی در مصر سود هنگفتی برایشان به همراه می‌آورد.‏

یوسف در آن زمان،‏ احتمالاً جوانی ۱۷ ساله بود.‏ تصوّر کنید که او به سمت غرب برمی‌گردد و به خورشید که در کرانهٔ دریای بزرگ به افق نزدیک می‌شود،‏ نگاه می‌کند و در این فکر فرو می‌رود که چرا چنین مصیبتی گریبانگیر او شده است.‏ او نمی‌توانست باور کند که برادرانش اول قصد کشتن او را داشتند،‏ اما سپس وی را به تاجران به بردگی فروختند.‏ حتماً برای یوسف سخت بود که جلوی اشک‌های خود را بگیرد.‏ او حتی نمی‌توانست تصوّر کند که چه آینده‌ای در انتظار اوست.‏

یوسف به بردگی فروخته شد و همراه کاروان می‌رود
یوسف آزادی‌اش را از دست داد،‏ اما نه ایمانش را

چرا یوسف دچار چنین مصیبتی شده بود؟‏ ما از ایمان این جوان که از سوی اعضای خانوادهٔ خود تحت آزار و اذیت قرار گرفته و طرد شده بود،‏ چه یاد می‌گیریم؟‏

خانواده‌ای با پیشینهٔ پیچیده

یوسف از یک خانوادهٔ بزرگ بود،‏ اما اعضای خانواده‌اش سعادتمند و متحد نبودند.‏ کتاب مقدّس اثرات مخرّب چندهمسری را در خانوادهٔ یعقوب به‌روشنی به تصویر می‌کشد.‏ خدا هر چند در ابتدای آفرینش بشر معیار تک‌همسری را قرار داده بود،‏ اجازه داد که رسم چندهمسری که ریشهٔ عمیقی در آداب و رسوم آن زمان داشت،‏ تا آمدن پسرش ادامه یابد.‏ با آمدن عیسی معیار تک‌همسری بار دیگر برقرار شد.‏ (‏مَتّی ۱۹:‏۴-‏۶‏)‏ یعقوب حداقل ۱۴ فرزند داشت که از چهار زن به دنیا آمده بودند؛‏ دو زن یعقوب لیه و راحیل بودند که کنیزان خود زلفه و بِلْهَه را به‌زنی به یعقوب دادند.‏ یعقوب از همان اول عاشق راحیل زیبا بود.‏ او به لیه خواهر راحیل که او را با فریب به همسری وی درآورده بودند،‏ چنین احساسی نداشت.‏ واضح است که رقابتِ سخت و درازمدتی که بین آن دو زن وجود داشت و حسادت آنان بر روی فرزندانشان بی‌تأثیر نبود!‏—‏پیدایش ۲۹:‏۱۶-‏۳۵؛‏ ۳۰:‏۱،‏ ۸،‏ ۱۹،‏ ۲۰؛‏ ۳۷:‏۳۵.‏

راحیل برای مدتی طولانی نازا بود و هنگامی که سرانجام یوسف را زایید،‏ یعقوب سالخورده بود.‏ یوسف نزد پدرش یعقوب از جایگاهی خاص برخوردار بود.‏ برای مثال،‏ وقتی که همهٔ اعضای خانوادهٔ یعقوب در راه بودند که عیسو برادر خشن و خطرناک او را ملاقات کنند،‏ یعقوب ترتیبی داد که راحیل و یوسفِ کوچک در میان خانواده از امن‌ترین جا برخوردار شوند.‏ آن روزِ پراضطراب احتمالاً بر یوسف تأثیر عمیقی گذاشته بود.‏ تصوّر کنید که او با چشمانی متعجب به پدر سالخورده،‏ اما نیرومند خود نگاه می‌کرد و به خودش می‌گفت:‏ «چرا پدرم می‌لنگد؟‏» مسلّماً هنگامی که به دلیل آن پی برد،‏ بسیار متحیّر شد.‏ او شنید که پدرش شب پیش با فرشته‌ای قدرتمند مجاهده کرده است!‏ چرا؟‏ زیرا در پی این بود که از یَهُوَه برکت بگیرد.‏ پاداش یعقوب این بود که نامش به اسرائیل تغییر یافت.‏ این نام بعدها بر قومی بزرگ نهاده شد!‏ (‏پیدایش ۳۲:‏۲۲-‏۳۱)‏ با گذشت زمان بر یوسف آشکار شد که هر یک از پسران اسرائیل یکی از سران قبایل آن قوم بزرگ می‌شد!‏

یوسف هنوز جوانی بیش نبود که به سوگ عزیزترین شخص در زندگی خود نشست.‏ مادر او در هنگام زایمان برادرش بنیامین جان داد.‏ پدر او به‌شدّت سوگواری کرد.‏ یعقوب را تصوّر کنید که با ملایمت اشک چشمان یوسف را پاک می‌کرد و با همان امیدی که مایهٔ تسلّی پدربزرگش ابراهیم بود،‏ به پسرش تسلّی می‌داد.‏ مسلّماً یوسف از شنیدن این که یَهُوَه روزی مادرش را به زندگی باز می‌گرداند،‏ بسیار دلگرمی می‌یافت!‏ شاید پس از آن،‏ محبت یوسف به «خدای زندگان،‏» حتی بیشتر هم شده بود.‏ (‏لوقا ۲۰:‏۳۸؛‏ عبرانیان ۱۱:‏۱۷-‏۱۹‏)‏ یعقوب پس از واقعهٔ جانسوز مرگ همسرش،‏ همیشه با دو پسری که راحیل برایش باقی گذاشته بود،‏ با مهربانی و ملایمت رفتار می‌کرد.‏—‏پیدایش ۳۵:‏۱۸-‏۲۰؛‏ ۳۷:‏۳؛‏ ۴۴:‏۲۷-‏۲۹.‏

معمولاً چنین رفتاری بسیاری از بچه‌ها را لوس و فاسد می‌سازد؛‏ اما یوسف از خصوصیات خوب والدینش درس گرفت و نه تنها ایمانی قوی،‏ بلکه قوّهٔ تشخیص خوب و بد را نیز در خود پرورش داد.‏ یوسف ۱۷ ساله بود که چوپان شد.‏ او هنگامی که در کار چوپانی به برادرانش که از وی بزرگ‌تر بودند کمک می‌کرد،‏ به بعضی از اشتباهات آنان پی برد.‏ آیا او وسوسه شد که برای خشنود ساختن برادرانش موضوع را مخفی نگه دارد؟‏ آنچه واضح است یوسف کار درست را انجام داد؛‏ او موضوع را به اطلاع پدرش رساند.‏ (‏پیدایش ۳۷:‏۲)‏ احتمالاً این عمل شجاعانهٔ یوسف ثابت کرد که دیدگاه بسیار خوبی که یعقوب از این پسر عزیزش داشت،‏ اشتباه نبود.‏ چقدر خوب است که جوانان مسیحی بر روی این سرمشق عالی فکر کنند!‏ هنگامی که وسوسه می‌شوید تا گناه جدّی شخصی همچون برادر،‏ خواهر و یا دوست‌تان را پنهان کنید،‏ خردمندانه است که از یوسف سرمشق بگیرید و مطمئن شوید که موضوع به اطلاع مسئولانی که می‌توانند به خطاکار کمک کنند،‏ رسیده است.‏—‏لاویان ۵:‏۱.‏

ما همچنین می‌توانیم از خانوادهٔ یوسف درس بگیریم.‏ با این که امروزه در بین مسیحیان حقیقی چندهمسری وجود ندارد،‏ اما خانواده‌های زیادی در میانشان هستند که از والدین ناتنی،‏ فرزندان ناتنی و برادر یا خواهر ناتنی تشکیل شده‌اند.‏ درسی که همهٔ ما می‌توانیم از خانوادهٔ یعقوب بگیریم این است که فرق قائل شدن و جانبداری کردن باعث تضعیف اتحاد خانواده می‌شود.‏ در خانواده‌هایی که اعضای آن ناتنی هستند،‏ والدین خردمند هرچه در توان دارند،‏ انجام می‌دهند تا فرزندان تنی و ناتنی خود را مطمئن سازند که هر یک از آنان را دوست دارند،‏ به هر یک از آنان توانایی‌هایی منحصربه‌فرد عطا شده است و هر کدام به نوبهٔ خود می‌تواند در سعادت خانواده سهمی داشته باشد.‏—‏رومیان ۲:‏۱۱‏.‏

http://wol.jw.org/fa/wol/d/r76/lp-pr/2014568?q=%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8&p=par#h=3

سليمان، پادشاهى حكيم




یَهُوَه به سلیمان پادشاه دلی حکیم داد؛ طی حکمرانی سلیمان اسرائیلیان در صلح و رفاهی بیسابقه به سر میبردند.


زندگی در سرزمینی که قوم و حاکمش مطیع یَهُوَه، خدای متعال باشند چگونه خواهد بود؟ حکومت ۴۰ سالهٔ سلیمان جواب این سؤال را میدهد.

داود قبل از مرگش سلیمان را جانشین خود ساخت. خدا در خواب به سلیمان گفت که از او درخواستی کند. سلیمان از خدا تقاضای حکمت و دانش کرد تا قوم را عادلانه و خردمندانه داوری نماید. یَهُوَه نیز با خوشنودی کامل به او دلی حکیم و فهیم داد. همچنین به او وعده داد که در صورت مطیع ماندن ثروت، جلال و عمری طولانی به او عطا کند.

سلیمان به دلیل داوریهای حکیمانه اش بسیار معروف گشت. در یک مورد، دو زن بر سر یک نوزاد پسر دعوا داشتند و هر کدام مدعی بود که مادر آن پسر است. سلیمان فرمان داد تا نوزاد را از وسط نصف کنند و بین آن دو زن تقسیم نمایند. زنِ اوّل قبول کرد، اما مادر واقعی بلافاصله التماس نمود که او را به زن اوّل دهند. پس، سلیمان متوجه شد که زنِ دلسوز مادر واقعی است و نوزاد را به دست او سپرد. این خبر در تمام اسرائیل به سرعت پخش شد و مردم پی بردند که خدا به سلیمان حکمت داده است.

یکی از بزرگترین دستآوردهای سلیمان بنای معبد یَهُوَه بود. این عمارتی بینظیر بود که در اورشلیم مرکز پرستش اسرائیل شد. در هنگام افتتاح معبد، سلیمان چنین دعا کرد: ‹اینک آسمان و آسمانِ همهٔ آسمانها تو را گنجایش ندارد تا چه رسد به این خانه ای که من بنا کرده ام.› — ۱پادشاهان ۸:۲۷.

شهرت سلیمان در سرزمینهای دیگر نیز پخش شد، حتی به سرزمین دوری همچون سبا در عربستان رسید. ملکهٔ سبا به اورشلیم سفر کرد تا جلال و ثروت سلیمان را از نزدیک دیده، عظمت حکمتش را بیازماید. او به قدری تحت تأثیر حکمت سلیمان و رفاه اسرائیلیان قرار گرفت که یَهُوَه را برای نشاندن چنین پادشاهی بر تخت سلطنت تمجید کرد. بلی، به برکت یَهُوَه حکومت سلیمان چنان مرفه و پر از صلح و امنیت گشت که هرگز مثل آن در دوران اسرائیلیان باستان دیده نشد.

متأسفانه، سلیمان همواره مطابق حکمت یَهُوَه عمل نکرد. او با نادیده گرفتن فرمان خدا، صدها زن، منجمله زنان بت پرست بسیاری از سرزمینهای دیگر گرفت. آن زنان به تدریج دل سلیمان را از پرستش یَهُوَه به سوی بتها منحرف ساختند. یَهُوَه به سلیمان گفت که پادشاهی اش تقسیم شده، بخش کوچکی از آن به خاطر پدرش داود برای نسلش باقی خواهد ماند. با این که سلیمان از خدا روگردان شد، یَهُوَه به عهدی که با داود بسته بود وفادار ماند.

—بر اساس ۱پادشاهان بابهای ۱ تا ۱۱؛ ۲تواریخ بابهای ۱ تا ۹؛ تثنیه ۱۷:۱۷.

wol.jw.org

قطعنامه نقض فاحش و نظام‌مندِ حقوق بشر در ایران در سی و نهمیم کنگره فدراسیون حقوق بشر





سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر 

ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی (۲۷ـ۲۳ اوت ۲۰۱۶/۶ـ۲ شهریور ۱۳۹۵)


ابرازی: «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران»
(LDDHI)



نظر به این‌که وضعیت حقوق بشر در ایران در سه سال گذشته به شدت رو به وخامت رفته است:

· دبیر کل سازمان ملل و گزارشگر ویژه‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران هر سال گزارش‌هایی در باره بدتر شدن شرایط حقوق بشر در ایران منتشر کرده‌اند؛

· مجمع عمومی سازمان ملل هر سال قطعنامه‌هایی را در محکومیت نقض حقوق بشر به تصویب رسانیده است؛

· حکومت توصیه‌های اصلی را که در سال ۲۰۱۴ طی رسیدگی ادواری جهانی به کارنامه‌ی حقوق بشر ایران مطرح شد و توصیه‌های نهادهای ناظر بر اجرای عهدنامه‌های دیگر را نادیده گرفته و از اجرای توصیه‌هایی که پذیرفته بود سر باز زده است.

از آنجا که مجازات اعدام در سطحی گسترده و به شمار زیاد به اجرا در می‌آید:

· جمهوری اسلامی ایران از نظر شمارِ اعدام‌ها در مقام دوم جهان قرار دارد و از نظر سرانه‌ی اعدام در مقام اول جهان شناخته می‌شود؛ و هزاران تن محکوم به اعدام هستند؛

· مجازات اعدام برای بیش از ۲۰ نوع جرم صادر می‌شود، از جمله برای جرایم غیرمهم، مثل مواد مخدر و جرایم اقتصادی، رابطه‌ی جنسی توافقی بین مردان، زنای محصنه، تکرار نوشیدن نوشابه‌های الکلی، دزدی، سّبِ پیامبران، و اتهام‌های مبهمی مثل محاربه، بغی و فساد روی زمین که اغلب علیه زندانیان سیاسی مطرح می‌شوند؛

· حکم غیرانسانی سنگسار برای زنای محصنه در قانون مقرر شده است و چندین نفر محکوم به اعدام با سنگسار هستند؛

· در سه سال گذشته، شمار اعدام‌ها پیوسته روبه‌افزایش بوده است: دست‌کم ۷۰۴ تن در سال ۲۰۱۳، ۷۴۳ تن در ۲۰۱۴، و ۹۷۷ تن در ۲۰۱۵ که رکوردی در شمار اعدام‌ها از سال ۱۹۸۹ به‌بعد به‌شمار می‌رود. شمار واقعی اعدام‌ها ممکن است بیشتر باشد. در حدود سه‌چهارم اعدام شدگان متهم به جرایم مربوط به مواد مخدر و بسیاری از آنها از اقشار فقیر و حاشیه نشین و جوامع قومی بوده‌اند، به‌ویژه کُردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و افغان‌ها. اعدام در برابر چشمان مردم و اعدام‌های پنهانی رایج است؛

· جمهوری اسلامی ایران مقام نخست جهان را در اعدام کودکان دارد. کودکان و نوجوانان به اتهام جرایمی که گویا پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مرتکب شده‌اند، اعدام می‌شوند. دست‌کم ۷۳ نوجوان از سال ۲۰۰۵ به‌بعد اعدام شده‌اند، از جمله چهار تن در سال ۲۰۱۵، ۱۳ تن در ۲۰۱۴، هشت تن در ۲۰۱۳، چهار تن در ۲۰۱۲، و هفت تن در ۲۰۱۱. در دسامبر ۲۰۱۴، دست‌کم ۱۶۰ کودک محکوم به اعدام بودند. به‌طورِ معمول، متهمان نوجوان تا رسیدن به سن ۱۸ در زندان می‌مانند و پس از آن اعدام می‌شوند. با وجود این، چندین متهم پیش از رسیدن به سن ۱۸ اعدام شده‌اند؛

· «جرایم» مذهبی ممکن است به صدور حکم اعدام یا زندان بلندمدت منجر شود.

o دست‌کم یک زندانی عقیدتی که به‌خاطر تفسیرهای غیرسنتی از آموزه‌های اسلامی و سوره‌های قران دستگیر و به «بدعت» متهم شده بود در سپتامبر ۲۰۱۴ (شهریور ۱۳۹۳) اعدام شد. دست‌کم دو مرد دیگر به اتهام «سّبِ نبی» به اعدام محکوم شدند: یک تن به‌خاطر اظهار نظر در فیس‌بوک و دیگری به‌خاطر اظهاراتی در فیلم ویدیویی خصوصی. یک نویسنده نظریه‌ی «طب مکمل فرادرمانی» به ارتداد متهم و به اعدام محکوم شد ولی این حکم پس از توبه‎ی وی نقض شد.

· قانون مجازات اسلامی حکم اعدام را برای رابطه‌ی جنسی توافقی بین مردان مقرر کرده است. برای نمونه، منابع رسمی در مارس ۲۰۱۴ (اسفند ۱۳۹۲) از اعدام دو مرد در شهر رشت در شمال ایران به‌خاطر رابطه‌ی نامشروع خبر دادند.

نظر به این‌که موازین دادرسی را دولت‌مردان به‌طور منظم نادیده می‌گیرند و نفی می‌کنند:

· متهمان، به ویژه در پرونده‌های سیاسی، بدون حکم جلب دستگیر می‌شوند، مدت‌های طولانی در حبس انفرادی می‌مانند، از تماس با خانواده و وکیل و محاکمه‌ی عادلانه محروم هستند، در محاکمه‌های به‌شدت ناعادلانه مورد پیگرد قرار می‌گیرند که در آنها اعتراف زیر شکنجه به‌عنوان مدرک پذیرفته و گاه پیش از محاکمه از تلویزیون پخش می‌شود؛

· فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، وکلای دادگستری و دگراندیشانی که با مسالمت از آزادی بیان، آزادی گردهمایی یا آزادی تشکل بهره می‌گیرند، به اتهام‌های امنیتی مثل «گردهمایی و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «تشکیل گروه‌های غیرقانونی» متهم و به حکم‌های بلندمدت زندان و محرومیت از فعالیت‌های حرفه‌ای و اجتماعی محکوم می‌شوند؛

· برای جلوگیری از آزادی بعضی از زندانیان سیاسی اغلب اتهام‌های تازه‌ای علیه آنها مطرح می‌شود و آنها دوباره در محاکمه‌ها‌ی ناعادلانه به حکم‌های تازه‌ی زندان محکوم می‌شوند؛

· دادگاه‌ها به صدور حکم‌های منجر به شکنجه و مجازات‌های غیرانسانی مثل قطع عضو، کورکردن چشم، آزمایش بکارت و شلاق ادامه می‌دهند؛

· زندانیان بسیاری از مراقبت پزشکی محروم هستند؛ از سال ۲۰۰۳ تاکنون، در حدود ۵۰ زندانی که بیشتر آنها زندانی سیاسی بودند، در شرایط مشکوک به دلایلی از جمله ضرب و جرح، شکنجه و در پی آن محرومیت از مراقبت و معالجه‌ی پزشکی جان خود را از دست داده‌اند.

از آنجا که آزادی وجدان و اعتقاد، بیان، گردهمایی و تشکل در عمل وجود ندارد:

· در شاخص آزادی مطبوعات ۲۰۱۵ گزارشگران بدون مرز، ایران در میان ۱۸۰ کشور جهان در رتبه‌ی ۱۷۳ قرار گرفت؛

· برآوردها حاکی است که بیش از ۱۰۰۰ تن به دلایل صرف سیاسی یا به‌خاطر فعالیت‌های حقوق بشری در زندان به‌سر می‌برند؛

· گروه تحقیق سازمان ملل در مورد حبس‌های خودسرانه تاکنون حبس شماری از زندانیان را در ایران خودسرانه تشخیص داده است. ۱۴ تن از این عده در حال حاضر هنوز در زندان به سر می‌برند؛

· ده‌ها روزنامه‌نگار ناگزیر از ترک کشور شده‌اند و در ماه مه ۲۰۱۶ (اردیبهشت ۱۳۹۵)، در حدود ۳۰ روزنامه‌نگار، نویسنده و وبلاگ‌نگار در زندان بودند؛ بعضی از آنها به عضویت در «شبکه‌ی نفوذی همکار با دولت‌های متخاصم غربی در فضای مجازی و مطبوعات کشور» متهم شده‌اند؛

· روزنامه‌ها زیر سانسور شدید فعالیت می‌کنند و در صورت گذار از خط قرمز که مسایل بسیاری را در بر می‌گیرد، در خطر تعطیلی به سر می‌برند؛

· گردهمایی‌های صلح‌آمیز و حتا ادبی در عمل ممنوع هستند؛ مقام‌های کشوری یا محلی قضایی کنسرت‌های موسیقی را حتا در مواردی که دولت مجوز آنها را صادر کرده به‌طورِ منظم لغو می‌کنند؛

· سازمان‌های مختلف جامعه‌ی مدنی، از جمله انجمن صنفی روزنامه‌نگاران و کانون نویسندگان نمی‌توانند فعالیت و نشست‌های خود را برگزار و نمایندگان خود را انتخاب کنند. قانون اتحادیه‌های مستقل کارگری را به رسمیت نمی‌شناسد و فعالان آنها پیوسته با آزارهای مختلف از جمله آزار قضایی روبرو هستند. فعالیت گروه‌های حقوق بشری که به شیوه‌ی صلح‌آمیز فعالیت می‌کنند، از جمله سازمان‌های ایرانی عضو فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر ـ جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران و کانون مدافعان حقوق بشر ـ در ایران و نظارت آنها بر وضعیت حقوق بشر در کشور خود ممنوع است.

· احزاب مخالف و مسالمت‌جوی سیاسی از فعالیت ممنوع شده و فعالان آنها اغلب به حکم‌های بلندمدت زندان محکوم می‌شوند؛

· فعالان مستقل کارگری و معلمان به‌ویژه مورد حمله قرار گرفته‌اند. ده‌ها فعال سندیکایی حکم‌های بلندمدت زندان را گذرانده‌اند یا در حال حاضر می‌گذرانند. شماری دیگر با وثیقه آزاد هستند و در انتظار نتیجه‌ی محاکمه یا تجدید نظر به سر می‌برند؛

· حکم‌های زندان چندین فیلمساز به‌خاطر فعالیت حرفه‌ای تأیید شده و آنها هر لحظه در خطر دستگیری برای اجرای حکم زندان به سر می‌برند؛

· هنرمندان دیگر، از جمله شاعران و کاریکاتوریست‌ها، به زندان محکوم شده و حکم خود را گذرانده‌اند یا برای پرهیز از زندان ناگزیر از فرار از کشور شده‌اند؛

· صنعت نشر کتاب گرفتار کنترل شدید و سخت و دچار سانسور شدیدی است که بسیاری از ناشران را به ورشکستگی می‌کشاند.

از آنجا که مدافعان حقوق بشر، از جمله وکلای حقوق بشری، فعالان حقوق زن، فعالان حقوق کارگری که می‌کوشند اتحادیه‌های کارگری تشکیل بدهند، فعالان دانشجویی، روزنامه‌نگاران و نویسندگان، و مدافعان حقوق اقلیت‌ها با آزار و تعقیب شدید روبرو بوده‌اند، قربانی سرکوب خشن و به حکم‌های طولانی زندان محکوم شده‌اند؛ از جمله:

· دو عضو کانون مدافعان حقوق بشر ـ گروه عضو فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر ـ اکنون حکم‌های زندان را به‌خاطر فعالیت مسالمت‌آمیز حقوق بشری می‌گذرانند:

o آقای عبدالفتاح سلطانی، عضو بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشر، حکم ۱۰ سال زندان را می‌گذراند و نیازمند درمان برای بیماری‌های مختلف است؛

o خانم نرگس محمدی (سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر) حکم ۶ سال زندان را می‌گذراند. دولت‌مردان او را در ژوئیه ۲۰۱۲ (تیر ۱۳۹۱)، سه ماه پس از آغاز حکم زندان، و در پی فلج عضلانی و بیماری ریوی، آزاد کردند. وی در ماه مه ۲۰۱۵ (اردیبهشت ۱۳۹۴) دوباره دستگیر شد تا گویا بقیه‌ی همان حکم را بگذراند، با وجود این‌که هنوز دچار همان بیماری‌هاست. او در ماه مه ۲۰۱۶ (اردیبهشت ۱۳۹۴) دوباره به ۱۶ سال زندان محکوم شدکه در صورت رد شدن اعتراض، باید دست‌کم ۱۰ سال از آن را در زندان بگذارند.

· آقای محمد صدیق کبودوند، رییس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، از سال ۱۳۸۶ محکومیت ۱۰ سال و شش سال زندان را می‌گذراند. دولت‌مردان در ماه مه ۲۰۱۶ (اردیبهشت ۱۳۹۴)، اتهام‌های تازه‌ای را علیه او مطرح کردند که در صورت تأیید به صدور حکم تازه‌ی زندان منجر خواهد شد.

نظر به این‌که حقوق زنان به طور منظم نقض می‌شود:

· در میان ۱۴۲ کشورِ مورد ارزیابی مجمع اقتصادی جهان در زمینه‌ی توانمندسازی سیاسی زنان در سال ۲۰۱۴، ایران در رتبه‌ی ۱۳۵ قرار گرفت. قانون اساسی، قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی در زمینه‌ی ازدواج، طلاق، حضانت کودکان، ارث و تابعیت، به‌شدت علیه زنان تبعیض قائل شده‌اند. قانون مجازات اسلامی به مردان اختیار می‌دهد تا همسرانشان را در صورت ارتکاب زنا با معافیت از مجازات به قتل برسانند. طرح‌های قانون‌گذاری دیگری در جریان است که مشارکت زنان در بازار کار را کاهش خواهد داد. قانون حمایت از خانواده (۲۰۱۳) چندهمسری را آسانتر کرده و حقوق بسیار محدود زنان را کاهش داده است؛

· سن مسئولیت کیفری برای زنان ۹ سال قمری است؛

· ازدواج‌های زودهنگام و اجباری بسیار رایج و روبه‌افزایش است. در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲، بیش از ۹۰۰۰۰ ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ثبت شد و بیش از ۲۲۰۰ تن از این دختران کمتر از ۱۰ سال داشتند؛

· پلیس و دیگر نیروهای امنیتی از زور و خشونت و مقررات قانونی و جریمه برای تحمیل حجاب سخت‌گیرانه بر زنان استفاده می‌کنند؛ شماری از زنان «بدحجاب» قربانی حمله‌های اسیدپاشی بوده‌اند؛

· اقدام‌های گسترده‌ای برای جداسازی زنان از مردان در دانشگاه‌ها و اداره‌های دولتی و محرومیت زنان از شماری از رشته‌های دانشگاهی به اجرا در آمده است؛

· زنان از تماشای مسابقات ورزشی مردان محروم هستند.

از آنجا که هزاران قربانی و خانواده‌های قربانیان موارد نقضِ فاحشِ حقوق بشر به دست حکومت نزدیک به چهار دهه از عدالت محروم بوده‌اند:

· خانواده‌های هزاران زندانی سیاسی در سراسر دهه‌ی ۱۹۸۰ (دهه‌ی ۱۳۶۰) و به‌ویژه در کشتار زندانیان در سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) خواهان پاسخ‌گویی و اطلاع در باره‌ی محل دفن عزیزانشان بوده‌اند؛

· در اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) در پی انتخابات ریاست جمهوری، هزاران تن که علیه تقلب در انتخابات اعتراض کردند، دستگیر، شکنجه و زندانی شدند؛ ده‌ها تن در بازداشتگاه‌ها زیر شکنجه یا در شرایط بسیار مشکوک جان خود را از دست دادند و مرتکبان این قتل‌ها هنوز از مجازات مصون هستند.

نظر به این‌که جوامع قومی پیوسته مورد سرکوب قرار داشته‌اند:

· از حق آموزش، تدریس و نشر کتاب و روزنامه به زبان خود محروم شده‌اند؛

· با تبعیض گسترده سیاسی و اقتصادی روبرو بوده‌اند؛

· فعالان سیاسی و فرهنگی جوامع عرب‌ و آذری با سرکوب خشن روبرو بوده‌اند. شمار اعدام‌ها به ویژه در میان جوامع عرب، کُرد و بلوچ‌ به میزان بی تناسبی زیاد بوده است. در اکتبر ۲۰۱۳، دولت‌مردان اعلام کردند که دست‌کم ۱۶ زندانی بلوچ را در استان سیستان و بلوچستان به تلافی کشته شدن ۱۴ نگهبان مرزی در همان استان به دست یک گروه مسلح بلوچ اعدام کرده‌اند.

از آنجا که اقلیت‌های دینی گرفتار سرکوب شدیدی بوده‌اند:

· اقلیت‌های دینی پیرو ادیان رسمی در قانون اساسی، به ویژه مسلمانان اهل سنت، شیعه‌های منتقد از جمله دراویش، مسیحیان و اقلیت‌های دیگر با سرکوب شدید روبرو بوده‌اند و تعداد زیادی از پیروان آنها دستگیر و فقط به‌خاطر اعتقاداتشان به حکم‌های سنگین زندان محکوم شده‌اند؛

· عبادت‌گاه‌های دراویش و مسلمانان اهل سنت مورد حمله قرار گرفته، به‌شدت صدمه دیده یا کامل تخریب شده‌اند؛ کلیساهای مسیحیان بسته شده‌اند؛

· در سپتامبر ۲۰۱۵ (شهریور ۱۳۹۴)، در حدود ۹۰ مسیحی، دست‌کم پنج مسلمان درویش و شمار نامعلومی مسلمان اهل سنت در زندان بودند؛

· پیروان آئین غیررسمی بهایی با تبعیض‌های ویژه‌ای روبرو هستند، از جمله دستگیری‌های خودسرانه، بستن محل کسب و کار، حمله به خانه‌ها، توقیف اموال، تخریب گورستان‌ها، ندادن اجازه‌ی دفن مردگان و محرومیت از آموزش عالی؛ در مارس ۲۰۱۶ (اسفند ۱۳۹۴)، ۸۰ تن از پیروان آئین بهایی در زندان بودند و بعضی از آنها حکم‌های بلندمدت زندان را می‌گذراندند.

نظر به این‌که از انجام انتخابات آزاد پارلمانی پیوسته جلوگیری می‌شود:

· در انتخابات فقط نامزدهای دست‌چین شده بر اساس قانونِ به‌شدت تبعیض‌آمیز حق شرکت دارند؛

· فقط هشت نامزد اجازه‌ی حضور در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) را یافتند و صلاحیت شمار زیادی از نامزدهای دیگر رد شد؛

· صلاحیت بیش از نیمی از در حدود ۱۲۰۰۰ نامزدی که در انتخابات پارلمانی فوریه ۲۰۱۶ (بهمن ۱۳۹۴) ثبت نام کردند، رد شد و آنها اجازه شرکت نیافتند؛

· زنان اجازه‌ی نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند؛

· دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، نخست وزیر پیشین میرحسین موسوی و رئیس پیشین مجلس مهدی کروبی و نیز خانم زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی، از زمان دستگیری در فوریه ۲۰۱۱ (بهمن ۱۳۹۳) هنوز در حبس خانگی به سر می‌برند.

سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر

پشتیبانی گسترده خود را از تمام مدافعان حقوق بشر، دیگر مدافعان، زندانیان عقیدتی و قربانیان نقض حقوق بشر در ایران اعلام می‌کند؛

از دولت جمهوری اسلامی ایران به تاکید می‌خواهد:

ü به تمام تعهدات خود نسبت به حقوق بین المللی حقوق بشر احترام بگذارد و به ویژه:

ü فوری اعدام نوجوانان و اعدام در برابر چشمان مردم را متوقف کند؛

ü فوری به صدور حکم اعدام برای اتهام‌های سیاسی پایان دهد؛

ü اجرای مجازات اعدام را با هدف الغای کامل آن متوقف کند؛

ü برابری زنان را در عمل و قانون تضمین کند و به آن احترام بگذارد؛

ü آزادی بیان، اندیشه، وجدان و اعتقاد، گردهمایی و تشکل و حقوق اقلیت‌ها را تضمین کند و به آنها احترام بگذارد؛

ü اجرای انتخابات آزاد و منصفانه را تضمین کند؛

ü برخورداری تمام زندانیان از موازین دادرسی، مراقبت مناسب پزشکی، تماس با خانواده و وکیل و حق محاکمه‌ی عادلانه در سازگاری با موازین بین‌المللی را تضمین کند؛

ü تمام زندانیان عقیدتی را فوری و بدون‌قیدوشرط آزاد کند؛

ü کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)، کنوانسیون ضد شکنجه سازمان ملل، کنوانسیون‌های اساسی سازمان بین‌المللی کار و نیز کنوانسیون بین‌المللی محافظت از حقوق همه‌ی کارگران مهاجر و اعضای خانواده‌های آنها را تصویب کند و به اجرا بگذارد.

با تاکید سازمان ملل، اتحادیه ‏ی اروپا و دولت‌ها را فرا می‌خواند تا:

ü از دولت ایران بخواهند با کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل همکاری و هر چه زودتر برای آنها امکان ورود به کشور را فراهم کند؛

ü موارد مستند نقضِ فاحشِ حقوق بشر را در کلیه‌ی تبادل‌ها با دولت‌مردان ایران مطرح کنند؛

ü بر رعایت اصول راهنمای سازمان ملل در مورد اقتصاد و حقوق بشر (UNGPs) و اصول راهنمای سازمان همکاری و توسعه‌ی اروپا (OECD) برای شرکت‌های چندملیتی در همه‌ی معامله‌ها و قراردادها با طرف‌های ایرانی اصرار بورزند؛

ü از دولت‌مردان ایران بخواهند کلیه‌ی حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و سیاسی مندرج در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و دیگر عهدنامه‌های حقوق بشر را که ایران تصویب کرده، رعایت کنند؛

ü از دولت‌مردان ایران بخواهند کلیه‌ی زندانیان عقیدتی از جمله مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران و دگراندیشان را بدون استثنا آزاد کنند؛

ü از دولت‌مردان ایران با تأکید بخواهند گام‌های مؤثری را برای مقابله با معافیت از مجازات در مورد موارد نقضِ فاحشِ حقوق بشر بردارند و عدالت را برای قربانیان این‌گونه موارد نقض حقوق بشر در تقریباً چهار دهه‌ی اخیر تأمین کنند.

توجه:‌ بر پایه‌‎ی مقررات اساسنامه‌ی فدراسیون، این قطعنامه‌ در مه 2016، سه ماه پیش از کنگره، تنظیم شد.

متن فارسی: https://www.fidh.org/20468

متن انگلیسی: https://www.fidh.org/IMG/pdf/resolution_on_iran-fidh_congress_2016-eng.pdf

---------------------------------------------

جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران

lddhi(at)fidh.org



http://www.facebook.com/lddhi.fidh

۱۳۹۵ شهریور ۱۷, چهارشنبه

گزارش ‪ نقض حقوق پیروان ادیان مرداد ماه ۱۳۹۵









کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان
گزارش ‪ نقض حقوق پیروان ادیان مرداد ماه ۱۳۹۵
تهیه و تنظیم: كاويانی
گردآوری داده: مصطفی خداکرمی، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی، بهناز جهانبین
ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر:
هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به‌طور خصوصی یا به‌طور عمومی برخوردار باشد.
ماده ۱۹ اعلامیه حقوق بشر:
هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.
گزارش پیش رو دربردارنده اطلاعات آماری نقض حقوق اقلیت‌های دینی در ایران تا پایان مرداد ماه ۱۳۹۵ شمسی است. این گزارش به‌صورت آماری-تحلیلی ارائه می‌شود، مسلماً به دلیل عدم اجازه دولت ایران به مدافعان حقوق بشر جهت فعالیت به‌خصوص در حوزه گزارشگری نقض حقوق بشر و همین‌طور ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و بالطبع به رسمیت نشناختن حوزه مستقل در فعالیت‌های مدنی از سوی دولت ایران، در حال حاضر مسئله گزارشگری، امری دشوار و خطیر با محدودیت‌های فراوان در ایران محسوب می‌شود.
در چنین شرایطی بدیهی است مدافعان حقوق بشر علیرغم دشواری بسیار، تنها می‌توانند حجم بسیار اندکی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران را دیده‌بانی کرده و یا امکان تحقیق و مستند کردن در رابطه با گزارش‌های سایر گروه‌ها و رسانه‌ها را بیابند.
فشار بر اقلیت‌های دینی همچنان ادامه دارد :
حاکمیت کنونی ایران و سران آن اعتقاد دارند که برخی از گروه‌های مذهبی دشمنان کشور هستند، زیرا باورهای مذهبی آن‌ها ممکن است وفاداری به‌نظام را دچار چالش کند و به بهانه حفظ امنیت سیاسی، سرکوب فعالیت‌های مذهبی را سرلوحه عناد با ادیان دیگر را قرار داده‌اند.
بازداشت‌ها و خشونت‌های هدفمند ارگان‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی همچنان متوجه اقلیت‌های دینی در ایران است. در ایران اقلیت‌ها دو قسم رسمی و غیررسمی تقسیم می‌شوند، پیروان آئین بهایی از ادیان غیررسمی هستند که تحت‌فشارهای بیشتری قرار دارند، آن‌ها از انجام مناسک دینی و تبلیغ آئین آزادانه، تدریس و تحصیل در مقاطع عالی محروم هستند، هم‌اکنون تنی چند از رهبران این آئین که امور بهاییان را در این کشور اداره می‌کردند، در زندان‌های اوین و رجایی شهر به سر می‌برند و ده‌ها تن از پیروان آن نیز در زندان‌های کشور ازجمله سمنان، مشهد، تهران، کرج و غیره متحمل حبس‌های طولانی شده‌اند. ادیان و مذاهب رسمی هم چون مسیحیان نیز با محدودیت‌هایی زیادی مواجه هستند، جمهوری اسلامی تنها عبادت اقلیت‌های قومی عاشوری، ارمنی و کلدانی را که مسیحی هستند، به رسمیت می‌شناسد، تبلیغ آئین برای ایرانیان از سوی ایشان جرم تلقی می‌شود. کسانی که فارس زبان هستند از ورود به کلیساها منع میشوند و کلیساها وظیفه دارند اسامی اعضای خود به همراه کپی کارت ملی آنها را به وزارت اطللاعات ارائه دهند ، توزیع کتب مقدس در کتابفروشیها ممنوع میباشد . ماده ۱۳ و ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی، مسیحیت را به رسمیت می‌شناسد و به مسیحیان حق عبادت و ایجاد انجمن را داده است اما برخورد با مسیحیان پروتستان که معتقد به بشارت دین خود هستند کماکان وجود دارد و کلیساهای خانگی با سرکوب گسترده مواجه هستند. تبعیض مذهبی در مورد مسلمانان سنی نیز اعمال می‌شود، آن‌ها که اکثراً در مناطق حاشیه‌ای کشور زندگی می‌کنند، از حق ساخت مسجد و برگزاری آئین مذهبی ازجمله نماز عید فطر و قربان در مناطق مرکزی هم چون تهران محروم هستند. حتی در مواردی گزرش تخریب نمازخانه اهل سنت هم گزارش شده است و این گروه از افراد با اعدام و بازداشت و آزار و اذیت هایی مواجه هستند حتی آنها از استخدام در ادارات دولتی و تصدی سمت هم منع هستند که نمونه بارز آن انتخاب بیژن ذوالفقار نصب به سمت وزیر ورزش در دولت حسن روحانی بوده که به خاطر اهل تسنن بودن وی از مجلس رای اعتماد نگرفت .
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، در تازه‌ترین گزارش خود که در اکتبر 2015، مطابق با قطعنامۀ ۲۱/۲۸ شورای حقوق بشر به هفتادمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در اکتبر ۲۰۱۵ ارائه گردید، متذکر شد که در بررسی دوره‌ای جهانی ایران٬ دولت 10 توصیه از 20 توصیه ای که درنتیجه بررسی دوره ای جهانی سال 2010 ایران در مورد رفتاربا اقلیتهای مذهبی به کشور ارائه شده بود را پذیرفت که بیشتر آنها ظاهرأ هنوز انجام نشده است دولت 8 توصیه از 36 توصیه های مربوط به آزادی مذاهب را نیز بررسی دوره ای جهانی خود در مارس 2015 پذیرفت. همچنین وی یادآور شد که قانون اساسی ایران مدارس فقهی غیر شیعه را به رسمیت می شناسد، وهمچنین ادیان زرتشتی ، یهودیت و مسیحیت را بعنوان مذاهب اقلیت به رسمیت می شناسد . تحت قانون ، پیروان این ادیان آزاد هستند تا مناسک و مراسم مذهبی خود را به جا بیاورند ، به امور شخصی خود بپردازند وبر اساس اصول دین خود، به آموزش مذهبی بپردازند. اما گزارش ها نشان می دهد که اعضای این ادیان ، از جمله مسیحیان و به ویژه مسیحیانی که سابقأ مسلمان بوده اند، همچنان با محدودیت های شدید روبرو هستند. پیروان ادیانی که به رسمیت شناخته نشده اند، مانند آیین بهایی، با محدویتهای شدید و تبعیض روبرو هستند و طبق گزارش ها برای انجام مسالمت آمیز باورهای دینی خود مورد پیگرد قضایی قرار می گیرند.
اهل سنت
اهل سنت خواستار امنیت و اخوت هستند، انتظار دارند که آزادی مذهبی مراعات شود و این خواسته تک‌تک جامعه اهل سنت است. انتظار آن است که جامعه اهل سنت در شهرهای بزرگ کشور مثل اصفهان و دیگر شهرها آزادانه بتوانند نماز بخوانند و به تعلیم فرزندان خود مشغول باشند. این انتظار کاملاً معقول و قانونی است. اینکه اهل سنت بتواند در هر شهری که نیاز دارد مسجد بسازد و نماز جمعه و نماز عید بخواند و از آزادی کامل برخوردار باشد، انتظاری کاملاً قانونی بوده و خواسته‌ای زیاده‌خواهان نیست. اهل سنت معتقد است که حق مردم باید رعایت شود و کسی به خاطر مذهب از حقوقش محروم نشود، زیرا رعایت حقوق ملت باعث اتحاد و نزدیکی می‌شود.
مراعات حقوق قانونی اهل سنت، خواسته همه اهل سنت است. شیعه و سنی ایرانی هستند. ایران نه‌فقط متعلق به شیعه است و نه‌تنها متعلق به سنی است، لذا نباید حقوق این دو گروه در کشور متفاوت باشد.
رژيم ايران طبق برنامه‌ای كه جديداً آن را طراحي كرده می‌خواهد آمار زندانيان اهل سنت در زندان رجايي شهر را كاهش دهد، بدون اينكه آن‌ها را آزاد كند، تعداد زيادي از زندانيان اهل سنت را به زندان‌های مختلف انتقال داده كه غالباً به شهرهاي خودشان فرستاده نشدند‪.
آگاهان به مسائل اهل سنت در ایران معتقدند که اهل سنت بدترین دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ را پشت سر می‌گذارند. آن‌ها همچنین هشدار می‌دهند که ادامه روند کنونی وحدت شیعه و سنی» در کشور را به مخاطره خواهد انداخت.
زندانیان اهل سنت که به خاطر تبلیغ دینی با اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت ملی مواجه هستند حکم محاربه در دست دارند در زندان و در فضای نامناسبی دوران زندان خود را می‌گذرانند و به‌صورت مدام از سوی مأموران زندان به دلیل عقیده‌شان مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرند.
ماده ۲۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برابری تمام شهروندان ایرانی را بر اساس موازین اسلام مورد تأکید قرار می‌دهد. بااین‌حال در کنار سایر اقلیت‌های دینی در ایران که این ماده اساسی نتوانسته برابری آنان را در بیش از سه دهه گذشته در برخورداری از حقوق شهروندی تضمین کند، پیروان اهل سنت در ایران نیز علی‌رغم این‌که مسلمان هستند شرایط مشابهی دارند، آنان نیز از تصاحب مسئولیت‌های کلان مدیریتی کشوری و لشگری و نیز بهره‌مندی برابر از فرصت‌ها و امکانات محروم هستند، همین‌طور با موانع و محدودیت‌های جدی برای تبلیغ باورهای خود و به‌جا آوردن مناسک مذهبی خود از سوی حکومت ایران روبه‌رو هستند.
اهل سنت با مجموعه‌ای از این فشارها از قبیل ایجاد شورای برنادییزی مدارس علوم دینی اهل سنت، ممنوع التدریس کردن اساتید علوم دینی اهل سنت، محرومیت دانشجویان اهل سنت از تحصیل و ممنوع‌الخروج کردن بسیاری از دانشجویان اهل سنت که در مدارس دینی خارج کشور تحصیل می‌کنند و ممانعت از برگزاری نماز جماعت در اعیاد اسلامی برای اهل سنت ایران، مواجه هستند،به‌خصوص در شهر تهران گفته می‌شود بیش از یک‌میلیون سنی در آن زندگی می‌کنند اما از حق ساختن مسجد و برگزاری مراسم و اعیاد خود محروم هستند.
در این ماه:
به گزارش «محبت‌نیوز» «ماموستا مصطفی شیرزادی» از امامان جماعت اهل تسنن گفته «هیچ معنایی ندارد زن با بدن نرم و شل مردی در خلوت دستگاه روی او بچرخاند که کجایت درد می کند، دین کی چنین چیزی می گوید؟» البته «ماموستا مصطفی شیرزادی» حساسیت ویژه‌ای به اندام زنان دارد چرا که هشتم مرداد ماه به طور رسمی اعلام کرد «دوچرخه سواری زنان در ملاء عام گناه و عیب آن این است که ران و بدنش که روی دوچرخه نمایان است»
ساعت ۵:۳۰ دقیقه روز پنجشنبه چهاردهم مردادماه سال جاری، گردهمایی با شرکت تعدادی از زندانیان سیاسی به مدت یک ساعت در اعتراض به اعدام‌های روز سه‌شنبه هم‌وطنان اهل تسنن در هواخوری بند ۸ زندان اوین برگزار شد.به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، در این مراسم تعدادی از شرکت‌کنندگان ازجمله امیرامیرقلی، آرش صادقی، علی معزی، احمد عسگری و بهنام موسیوند درباره ابعاد گوناگون حادثه به سخنرانی پرداختند و ضمن محکوم کردن این جنانت با خانواده این عزیزان ابراز همدردی کردند.
۲۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران با امضای تذکرنامه‌ای کتبی از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستند که با عوامل تولید برنامه دورهمی «برخورد جدی» کند. آن‌ها می‌گویند که این برنامه به دو چهره شاخص اهل سنت اهانت کرده است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، این نمایندگان که عضو فراکسیون اهل سنت مجلس هستند یکشنبه ۲۴ مرداد در تذکری کتبی از علی جنتی خواستند که با عوامل تولید برنامه دورهمی و مهران مدیری، مجری این برنامه برخورد کند.
به گزارش تابناک محمد قسیم عثمانی در تذکر شفاهی امروز خود خطاب به صدا و سیما اظهار کرد: متاسفانه در برنامه پرمخاطبی از شبکه سوم صدا و سیما مجری هنرمند آن علنا صحبت‌های تفرقه افکنانه‌ای زده و با توهین به افراد مورد احترام اهل سنت صحبت‌هایی زده که در شأن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیست.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید ، امام جمعه اهل سنت زاهدان، اعدام‌های اخیر زندانیان سنی در ایران را « به‌ دور از دوراندیشی و سعه‌صدر» خواند.مولوی عبدالحمید در مراسم نماز جمعه این هفته زاهدان، با بیان اینکه «شریعت اسلام در مورد اعدام، جانب احتیاط را مدنظر قرار داده است» نسبت به «تبعات منفی» اعدام بر خانواده‌ها و جامعه هشدار داد.امام جمعه اهل سنت زاهدان، با اشاره به اینکه، در بین شیعه و سنی افراد تندرو و افراط‌گرا وجود دارند، گفت: ما معتقدیم وقتی چنین افرادی دستگیر می‌شوند، محاکمه آنها باید در «دادگاه‌های علنی و عادلانه» باشد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر کارزار لغو گام به گام مجازات اعدام، در بیانیه ای ضمن ناشایست خواندن کلیت اعدام، اعتراض خود را نسبت به آنچه در زندان رجایی شهر کرج بر گروهی از هموطنان کرد سنی رفته است، اعلام کرد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران” با محکوم کردن این اعدامهای گسترده و ضمن تسلیت به خانواده های بازماندگان این اعدامها، بار دیگر از مسئولان و نهادهای ذیربط میخواهد که به تعهدات بین المللی و مقاوله نامه های پذیرفته شده خود پایبمند بماند. این نهاد حقوق بشری همچنین نسبت به پیامدهای این قبیل اعدام ها که احساسات جمعیت های مختلف نژادی و مذهبی کشور را جریحه دار می کند هشدار می دهد و به هدف ایجاد امنیت و ثبات، بازنگری در احکام سایر زندانیان با شرایط مشابه را درخواست می کند.تشکل “مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران” همچنین از جامعه بین المللی و بخصوص اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد میخواهد نسبت به اعدام زندانیان دگراندیش و متهمان جرایم امنیتی در ایران بی تفاوت نباشند و همصدا با مدافعان ایرانی حقوق بشر، توقف رفتاری را که جنایت علیه حقوق بشر باید دانست از حکومت ایران درخواست کنند.دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
کنشگران کارزار لگام، طی بیانیه‌ای مراتب انزجار خود را از اعدام دسته‌جمعی هم‌وطنان سنی کرد کشورمان ابراز داشته و از مسئولان خواستند اجرای احکام اعدام را متوقف و «جان متهمانی که در انتظار اجرای احکام‌شان در زندان رجایی‌شهر کرج به سر می‌­برند، را نجات دهند.» کنشگران کارزار لغو گام به گام مجازات اعدام ـ لگام۱۳۹۵/۵/۱۳
بیانیه زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان در محکومیت اعدام زندانیان عقیدتی اهل سنت در زندان گوهردشت کرج جهت اطلاع عموم و انتشار در رسانه ها در اختیار « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » قرار داده شده است. ما زندانیان سیاسی استان سیستان و بلوچستان در زندان مرکزی زاهدان به نوبه خود این جنایت وحشیانه را به شدت محکوم کرده و از دادگاه جنایی بین المللی، مجازات هر چه زودتر آمرین و عاملین این جنایت را خواستاریم و از سازمانهای حقوق بشری درخواست داریم که از ادامه یافتن این جنایتها جلوگیری نمایند . حمزه ریگی، مولوی نورالدین کاشانی، مولوی عبدالواحد شهنوازی، مولوی عبدالرحیم بلوچ زهی،مولوی امان الله رئیسی ، بشیراحمد حسین زهی، عابد بم پوری،وحید هود، زبیر هود، میثم چندانی، محمدحسین ریگی، اسحاق کلکلی، محمود کلکلی، علی زین الدینی، حسن دهواری، عبدالصمد هود، عطاالله هود، بشیراحمد بلیدهی، درمحمد شه بخش، اسماعیل محمدزهی، ستار بهرام زهی، ابوبکر باران زهی، مصیب وطن خواه، نوید سپاهی، حیات نوتی زهی، شهاب دهواری، عبدالخالق ریگی.
وبسایت کلمه گزارش داده که نشستی در بند زنان زندان اوین برگزار شده و بهاره هدایت، سخنگوی زندانی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی در آن سخنرانی کرده‌اند.نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر در این نشست با بیان این که “اعدام جوانان کرد سنی با صدور بیانیه اطلاعاتی-امنیتی” مورد پذیرش مردم ایران نیست، گفت: “باید از تاریخ درس آموخت. آیا می‌خواهیم در کشورمان این بار به بهانه‌ای دیگر جوخه‌های اعدام را تجربه کنیم و کین و نفرت بکاریم؟ آیا می‌شود کین و نفرت کاشت و ثبات و صلح را درو کرد؟”
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین فعالین بلوچ، حافظ عبدالرحمن سریازهی، فرزند عبدالوهاب از ۱۷ مرداد در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت بازجویی قرار دارد.یک منبع مطلع در این باره اعلام کرد: ” وزارت اطلاعات در تماسی به خانواده وی گفته است که عبدالرحمن سیریازهی پیش ما است این طلبه جامعه الحرمین چابهار ساکن کوه ون ۱۷ مرداد پس از خارج شدن از خانه جهت خرید از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شده بود. تا کنون علت قطعی بازداشت “عبدالرحمن سیریازهی” مشخص نشده است.
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران حسن امینی، مدیر مدرسه علوم دینی امام بخارا در سنندج و مفتی و حاکم شرع مردمی سنندج هفته گذشته گذشته در اداره اطلاعات سنندج تحت بازجویی قرار گرفت. وی به دلیل انتشار بیانیه‌ای در اعتراض به اعدام‌های دسته جمعی اخیر در زندان رجایی شهر کرج و دیدار با خانواده های اعدام شدگان به تشویش اذهان عمومی، مخالفت با نظام و زیر سوال بردن قوه قضائیه متهم شده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، از سه روز قبل از اعدام اهل سنت تاکنون نزدیک به ۴۰۰ تن از فعالین مذهبی و یا شهروندان کرد و سنی به وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه احضار و به آن‌ها گوشزد شد تا در برابر اعدام‌ها سکوت کرده و در عدم صورت همکاری خود و اعضای خانواده آن‌ها به اتهام «همکاری با داعش» بازداشت خواهند شد.در این میان می‌توان به احضار مولوی عبدالحمید، عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان، عضو مجمع فقهی مکه، امام‌جمعه اهل سنت شهر زاهدان اشاره کرد که به همراه ۴۷ تن دیگر به بیت رهبری احضار شده بودند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز پنج شنبه، خانواده سلیمان پیروتی، زندانی سنی مذهب، مطلع گشتند که این زندانی در پی سکته قلبی و تأخیر مسولین در اعزام وی به بیمارستان فوت شده است. در پی ابلاغ این خبر مادر و همسر این زندانی به دلیل شوک عصبی و افت فشار خون در مرکز درمانی در شهر مهاباد بستری شدند اما دقاقی پیش به خانواده وی ابلاغ شده است که سلیمان پیروتی زنده بوده و به بند عمومی بازگردانده شده است. گفتنی که وضعیت این زندانی عقیدتی علیرغم بازگشت به بند همچنان وخیم گزارش می شود. شایان ذکر است که مسولین زندان بارها با تقاضای مرخصی و حتی آزادی مشروط وی مخالفت کردند .
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، دستکم ۲۹ تن از ۳۶ زندانیان سنی مذهبی که در روز ۱۱ مردادماه به سلولهای انفرادی منتقل شده بودند، سحرگاه بدون اجازه آخرین دیدار با خانواده ها به طناب دار آویخته شدند.حکم اعدام هفت تن دیگر محبوس در این زندان یعنی قاسم آبسته، داود عبداللهی، کامران شیخه، خسرو بشارت، ایوب کریمی، انور خضری و فرهاد سلیمی هنوز در دیوان‌عالی کشور در دست بررسی است و هنوز تایید نشده است. شهرام احمدی، کاوه ویسی، بهروز شاه نظری، ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ، کاوه شریفی،آرش شریفی،وریا قادری فرد، کیوان مؤمنی فرد، برزان نصرالله زاده ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ،پوریا محمدی احمد نصیری،ادریس نعمتی ،فرزاد هنر جو، شاهو ابراهیمی،محمد یاور رحیمی ، بهمن رحیمی،مختار رحیمی، ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ، فرشید ناصری، محمد کیوان کریمی، ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ، علی مجاهدی، ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ،امید محمودی، عبدالرحمان سنگانی و سید جمال سید موسوی، ۲۹ نفر از زندانیان اهل سنت زندانی در زندان رجایی‌شهر هستند که حکم اعدام‌شان به دایره اجرای احکام رفته است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از فعالان حقوق بشر، سلیمان پیروتی زندانی سنی مذهب از سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ زندان رجایی‌شهر کرج درپی سکته قلبی به بیمارستان منتقل شد. یک منبع نزدیک به این زندانی عقیدتی با اعلام این خبر گفت: “آقای پیروتی بعد از سکته قلبی فورا به بیمارستان منتقل شد اما از وضعیت وی هیچ اطلاعی در دست نیست.”شایان ذکر است سلیمان پیروتی از حدود ۲۲ ماه پیش با حکم ۵ سال حبس در زندان نگهداری می‌شود. تاکنون از مرخصی، عفو و آزادی مشروط وی ممانعت بعمل آمده است .
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران نیروهای امنیتی، پس از اعدام دسته جمعی زندانیان سنی مذهب مولوی اهل سنت را احضار و اخطار کردند که در مقابل اعدام‌ها سکوت کند.هم‌اکنون وضعیت زندان رجایی شهر امنیتی و متشنج گزارش می‌شود. تمامی کیوسک‌های تلفن در زندان قطع گشته و دستور منع تردد و رفت‌وآمد به زندانیان ابلاغ‌شده است.سایر زندانیان محبوس دربند انفرادی در اعتراض به اعدام این افراد شعار سر داده‌اند که این اقدام آنان با واکنش مأموران زندان و ضرب و شتم آنان منجر شده است. هم‌زمان زندانیان بند ۷ زندان رجایی دست به اعتصاب غذا زده‌اند.همچنین عصر روز سه شنبه صالح کهندل، پیروز منصوری و افشین بایمانی سه زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج در پی اعتراض به این اعدام ها به سلول‌های انفرادی بند سپاه در این زندان منتقل شدند.
گزارش آماری
احضار و بازجوئی ۴۰۳مورد
جلوگیری از ملاقات زندانی با خانواده و بستگان ۲۹ مورد
مخالفت با مرخصی زندانی ۱ مورد
اجرای حکم اعدام ۲۹ مورد
فرافکنی و حاشیه سازی ۱ مورد
انتقال به انفرادی ۳ مورد


در این ماه و در ادامه روند ستیز با اهل سنت، حقوق آنان به شرح ذیل نقض گردید:





بهاییان
ایران، کشوری که در آن بهاییان یکی از بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی را تشکیل می‌دهند، آئین بهایی هنوز یک «فرقه مرتد» تلقی می‌شود. . این مشهور است که بهاییان به دنبال صلح هستند، قدرت سیاسی نمی‌خواهند و تهدید امنیتی ایجاد نمی‌کنند. بااین‌حال رژیم دینی ایران آن‌ها را تحت تعقیب قرار می‌دهد. از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ میلادی تاکنون، بهاییان به‌طور سامانمند و روشمند از دسترسی به تحصیلات عالی و همچنین حق اشتغال محروم بوده‌اند؛و اگر پیگیر حق از دست رفته خود باشند با اتهامات واهی و زندان و تهدید مواجه میگردند و همواره در معرض دستگیری‌های بدون مجوز قانونی و حبس قرارگرفته‌اند. از جمله اخراج‌شدگان سال گذشته می‌توان از شمیس پورشاهرضایی، دانشجوی رشته نمایش نام برد که با وجود کسب رتبه ۱۳۸ آزمون سراسری و رتبه ۱۰ آزمون عملی، به دلیل اعتقادات مذهبی از ادامه تحصیل در دانشگاه بازماند. بهائیان هرگز قادر نبوده‌اند به‌طور علنی از تعالیم دینی خود پیروی کنند. آنها تقریباً در تمام مراحل زندگی مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند. کمیسیون بین‌المللی آزادی مذاهب آمریکا گزارش داده که کودکان بهایی به همراه مادرانشان زندانی می‌شوند. آن‌ها از دانشگاه، تأسیس مدرسه و تأسیس عبادتگاه منع هستند. مقامات ازدواج آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسند و رسانه‌های ایران بهاییان را پلید می‌شمارد. وقتی بهاییان می‌میرند خویشان آن‌ها نمی‌توانند وارث آن‌ها باشند و با گرفتن گواهی فوت مشکل‌دارند و اغلب شاهد خراب کردن قبر‌هایشان هستند، که این کار نه‌تنها توسط خرابکاران، بلکه توسط خود دولت نیز انجام می‌شود. در شرایطی که امید می‌رفت باروی کار آمدن دولت جدید که نام تدبیر و امید بر خود نهاده ، وضعیت حقوق بشر در ایران بهبود یابد و اکثر زندانیان سیاسی و عقیدتی از زندان رهایی یابند، باگذشت زمان وضعیت حقوق شهروندی بدتر شده و دور جدیدی از بازداشت‌ها و دستگیری‌ها آغازشده است. هر روزخبری از دستگیری یک فعال سیاسی، عضوی از اعضای جنبش دانشجویی یا کارگری، روزنامه‌نگار یا کنشگر اجتماعی منتشر میشود یا سایت خبری و رسانه‌ای توقیف و تعطیل میشود. انتظار می‌رفت در شرایط حاکمیت دولت حسن روحانی فضای زندان‌ها و وضعیت زندانیان عقیدتی – سیاسی دچار تحول شود و بسیاری از زندانیان دربند و در حصر آزاد شوند و تمام اصول قانون اساسی بلااستثناء اجراشده و همان‌گونه که رئیس‌جمهور در زمان مبارزات انتخاباتی وعده داده بود “حقوق شهروندی ” پایه و مبنای برخورد با تمام آحاد ملت باشد؛- وعده‌ای که به نظر می‌رسد بی‌اساس و توخالی بوده و دست‌کم مبنای عمل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی قرار گرفته است. این اخبار و گزارش‌ها همچنین حاکی از شدت یافتن موارد احضار شهروندان بهایی به دادستانی برای ابلاغ حکم یا دستگیری و اعزام آن‌ها به زندان است. اکثر قریب به‌اتفاق این افراد را محکومانی تشکیل می‌دهند که پیش از آن احکام قضائی‌شان صادرشده، اما در پی روی کار آمدن دولت تدبیر و امید اجرای احکام آن‌ها مدتی به عهدهٔ تعویق افتاده بود. نکتهٔ درخور تأمل اینکه بازداشت‌های اخیر اغلب در کوچه و خیآبان و در محل کار و زندگی شهروندان بهایی صورت گرفته است و در آستانهٔ ششمین سالگرد زندان رهبران بهایی موسوم به گروه “یاران ایران” است.
حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران برخلاف وعده‌های پیشین (برابری برای همه ایرانیان) در اظهاراتی اعلام نمود: “دولت خواستار آن است که جایگاه همه ادیانی که قانون اساسی آن‌ها را به رسمیت شناخته، حفظ و پیروان این ادیان بتوانند به حقوق مشروع خود برسند و در این راستا اگر مشکلی هم وجود دارد، باید رفع شود.” ازآنجایی‌که بهاییان جزء دین‌های رسمی کشور نیستند اظهارات آقای روحانی امید پیروان این آئین را به تغییراتی که انتظار داشتند، ناامید کرد.
بهاییان ایران پس از انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها از تحصیل عالی در دانشگاه‌های ایران محروم هستند، عده‌ای از بهاییان برای مقابله با اخراج دانشجویان بهایی در سال ۱۳۶۶ اقدام به تأسیس موسسه آموزش عالی آنلاین نمودند، اما دستگاه قضایی کشور در دی ماه سال ۱۳۹۰ کلیه مدیران و اساتید آن را بازداشت کرد، کامران مرتضایی، کیوان رحیمیان، فؤاد مقدم، امان‌الله مستقیم، شاهین نگاری، نوشین خادم، فاران حسامی، کامران رحیمیان، ریاض سبحانی، رامین زیبایی، فرهاد صدقی و محمود بادوام افرادی بودند که در این رابطه احکام سنگینی دریافت کردند، سال گذشته دو شهروند بهایی مرتبط با این دانشگاه بهنام‌های طلوع گلکار و نسیم باقری بازداشت و به ترتیب به پنج سال و چهار سال حبس تعزیری محکوم شدند. اخراج معدود دانشجویان بهایی در دانشگاه‌های کشور همچنان ادامه دارد.
انتقال دانش و تجربه بشری، جز از طریق آموزش امکان‌پذیر نیست و به همین دلیل حق تحصیل یکی از حقوق بنیادی بشر در مواد ۲۶ و ۲۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر، بند ۲ ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و مواد ۱۳ ، ۱۴ و ۱۵ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که همگی بر حق تحصیل بدون هیچ نوع تبعیض از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی و یا هر عقیده دیگر یا اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، نسب یا هر وضعیت دیگر شناخته‌شده و بر آن تأکید شده و دولت ایران موظف است تمامی امکانات و تسهیلات لازم را برای ایجاد شرایط مناسب جهت بهره‌مندی همه شهروندان از این حق طبیعی فراهم کند و کلیه موانعی را که در اثر شرایط خاص جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مسیر رسیدن شهروندان به این حق قرار می‌گیرد، مرتفع سازند.
ممانعت از کسب‌وکار بهاییان یکی دیگر از فشارها و آزار و اذیت‌هایی است که بهاییان با آن مواجه هستند، پلیس اداره اماکن که وابسته به نیروی انتظامی است در نقاط مختلف کشور که سرکشی ماهانه به محل کسب شهروندان دارند، در اکثر مواقع محل کسب بهاییان را به دلیل عدم اجازه کسب، پلمپ می‌کنند.
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، در تازه‌ترین گزارش خود که بیستم اسفند ماه/ دهم مارچ ۲۰۱۶ در سی و یکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو ارائه داد، از افزایش فشارهای امنیتی بر جامعه بهاییان ایران شدیدا انتقاد کرده است. احمد شهید گفته است نکته نگران‌کننده این است که «متاسفانه دولت ایران در پاسخ به نگرانی‌های من همواره از بهاییان به عنوان فرقه یاد می‌کند و آن‌ها را دشمن مردم ایران می‌شمارد . آمارها نشان می‌دهند که هر چند تعداد زندانیان بهایی در پایان سال ۹۴ از تعداد زندانیان سال قبل کمتر شده است (در پایان سال ۹۳، تعداد زندانیان بهایی حدود ۸۰ نفر بود ولی در انتهای سال ۹۴، این تعداد به ۵۰ نفر کاهش پیدا کرد)، اما فشارها بر بهاییان کاهش نیافته است. وی همچنین عنوان داشت که ادعا می شود که مقامات همچنان به احضار، بازجویی و دستگیری بهاییان ادامه می دهد وکسب و کار متعلق به پیروان این آیین را می بندد. گزارشگر ویژه همچنین گزارشهایی در مورد تخریب اماکن فرهنگی و اموال اعضاء جامعه بهاییت دریافت کرده است . این موارد ظاهرأ شامل تخریب منزلی که متعلق به یکی از رهبران جامعه بهایی آقای جمال الدین خانجانی بود نیز است.
در این ماه:
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بهایی نیوز، مأموران امنیتی ساعت ۳ بعداز ظهر روز۲۲ مرداد ژیلا شهریاری، شهروند بهایی ساکن تهران را بازداشت و وی را به منزل خود در خیابان زنجان انتقال دادند. این مأموران پس از تفتیش منزل، تمامی کتب امری، شعائر مذهبی، سیستم کامپیوتر، لب تاب ، موبایل و تمامی کارتهای بانکی وی را ثبت و ضبط کرده و این شهروند بهایی را به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند. وی همسر برادر خانم مهوش ثابت (شهریاری) یکی از مدیران جامعه بهایی ایران می باشد که هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان اوین است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر نه نقل از بهائی نیوز کیوان پاکزادان، شهروند بهایی که پیشتر پس از ۳۴ روز با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شده بود، به شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ شهید مقدس اردبیلی اوین احضار گردید . این شهروند بهایی در تاریخ ۲۱ مرداد ماه، طی ابلاغیه ای از سوی سیداحمدحسینی بازپرس شعبه سوم دادسرای اوین جهت دفاع آخر خود در تاریخ شنبه سی مردادماه حضور یافت و به همراه وکیل خود نسبت به رد اتهامات مندرج شده در پرونده پاسخ داده است.کیوان پاکزادان برای چهارمین بار از دادسرای اوین درخواست استرداد لوازم مربوط به منزل خواهر خود که در زمان بازداشت پس از تفتیش اموال شخصی وی و همسرشان مصادره شد را کرد . در زمان بازداشت کیوان پاکزادان ماموران اداره اطلاعات تعدادی از اموال شخصی بخصوص کامپیوتر و گوشی های موبایل و تعدادی دیگر از اموال شخصی منزل خواهرشان نیز مصادره شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا خانم پوراندخت میثاقی شهروند بهایی ساکن تبریز پس از فوت توسط نیروهای دولتی و به طور خودسرانه در گورستانی دورافتاده در حوالی میاندوآب دفن شد. لازم به ذکر است، خانم پوراندخت میثاقی، همسر آقای الله وردی میثاقی ممقانی از جان باختگان سال ۱۳۶۰ بود که در شب هفتم مردادماه ۱۳۶۰ به اتفاق هشت شهروند بهایی دیگر بعد از سپری کردن ۱۶ ماه زندان، اعدام شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بهایی نیوز، محل کسب حسین شایگان, یکی از شهروندان بهایی ساکن کرج با نام “عینک نور” توسط اداره اماکن کرج صرفا به دلیل اعتقاد به دیانت بهایی با پلمب روبرو شده است. به گفته یک منبع مطلع: ” پس از گذشت ۵ سال برای دومین بار این محل کسب با پلمب روبرو شده است و پیش از پلمب نیز ده روز پیش به ۳ شهروند بهائی ساکن کرج که از اقوام درجه یک همدیگر هستند حسین شایگان ، منصور عنایتی و منوچهر عنایتی از طرف اداره اماکن شهر کرج اخطار تخیله و پلمب امد و امروز سومین مغازه هم پلمب گردید
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بهایی نیوز، منزل شخصی ماشالله شادپور و صفا زرندیون و یکی دیگر از شهروندان بهایی یزد به نام مهران بندی توسط ماموران امنیتی مورد تفتیش قرار گرفت و اموال شخصی آنها از جمله کتاب های مربوط به دیانت بهایی، سیستم کامپیوتر و ریسیور ماهواره ضبط شد. در روزهای گذشته هفده شهروند بهایی در یزد در یک بازداشت دسته جمعی بازداشت شدند و پس از چند ساعت بازجویی آزاد شدند.
روند ستیز با بهاییان در این ماه نیز ادامه داشت به‌گونه‌ای که حقوق شهروندان بهایی در موارد ذیل نقض گردید.
گزارش آماری
تفتیش منزل ۳مورد
اخطار و یا پلمپ محل کسب ۴مورد
جلوگیری از برگزاری یا برهم زدن مراسم مذهبی ۱ مورد
احضار و بازجوئی ۱۸مورد
بازداشت و بیخبری ۱۸ مورد



مسیحیان
جمهوری اسلامی کمر به نابودی مسیحیت بسته است، واقعیتی است تلخ در مورد جفا بر مسیحیان ایران؛ مسیحیانی که به خاطر دگراندیشی و تغییر دین از سوی حکومت مذهبی جمهوری اسلامی مورد اتهام و محکومیت قرار می‌گیرند. ضرب و شتم، شکنجه و تهدید به مرگ برای مسیحیان ایرانی تبدیل به امور عادی شده است. جفا بر مسیحیان در کشورهای اسلامی رو به رشد است و روزانه مسیحیان بسیاری از سوی مسلمانان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. در جمهوری اسلامی ایران نیز، تعداد بی‌شماری از مسیحیان به خاطر تغییر دین و فعالیت‌های مذهبی‌شان زندانی‌شده، مورد اتهام و محکومیت قرار می‌گیرند. لازم به توضیح است که جمهوری اسلامی ایران در ابتدای سال 2016میلادی در رتبه نهم رده‌بندی کشورهایی قرار گرفت که مسیحیان را به‌شدت آزار می‌رسانند. در حال حاضر بر اساس گزارش سازمان‌های مدافع حقوق مسیحیان در ایران گفته می‌شود تعداد زیادی از مسیحیان شناخته‌شده تنها به جرم‌هایی نظیر اقدامات بشارتی و یا آموزش و پخش انجیل در زندان به سر می‌برند و بسیاری از نوکیشان مسیحی تحت جفا قرارگرفته و با ضربات شلاق به جرم روزه‌خواری و شرب خمر در مراسم عشاء ربانی یا شکنجه و آزار در سلول خود در زندان‌های ایران مواجه شده و بعضاً حتی تحدید به مرگ شده‌اند. فشار دستگاه‌های امنیتی و قضایی بر کلیساها همچنان ادامه دارد و در ادامه‌ سلسله محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی مسئولان امنیتی، کلیساهای تبشیری رسمی، کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران، کلیسای پروتستان عمانوئیل، کلیسای انجیلی پطرس واقع در تهران و … یا به‌اجبار تن به همکاری با نهادهای امنیتی و تن دادن به خواسته‌های آنان مبنی بر افشای فهرست اعضای این کلیساها به همراه سایر مشخصات ایشان من‌جمله شماره‌ ملی، بستن درهای خود را به روی ایمان‌داران و نوکیشان مسیحی فارسی‌زبان و عدم برگزاری مراسم به زبان فارسی داده‌اند و یا به‌کل تعطیل، رهبران آنان جمهوری مانند روبرت آسریان دستگیر و با احکام غیرمنصفانه و بلندمدت مواجه شده‌اند. حتی کلیساها از پذیرش فارسی زبانان خودداری میکنند و باید مراسم خود را به زبان غیر از فارسی برگزار نمایند . صدور احکام حبس برای مسیحیان ایران‌ همچنان ادامه دارد؛ با این‌که در قانون اساسی ایران آزادی دینی مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان به رسمیت شناخته‌شده ولی عملکرد حکومت در برابر تبلیغات دینی و اجرای مناسک مذهبی آنان تاکنون نشان داده است که اصول مندرج در قانون اساسی در مورد آزادی دین و مذهب و عدم تفتیش عقاید، تنها سرپوشی برای نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی و دینی در ایران بوده است. در قانون اساسی ایران مذهب شیعه‌ جعفری تنها مذهب رسمی ایران بوده و ارگان‌های مذهبی و امنیتی حکومت ایران تبلیغ اصول و مبانی این ادیان و مذاهب را تهدیدی برای ایدئولوژی غالب حکومتی قلمداد می‌کنند و این مسئله یکی از عمده دلایلی است که حاکمیت به‌واسطه‌ی آن، پیروان و مبلغین مسیحیت را سرکوب و با بستن کلیسای آنان، راه را برای تبلیغات دینی این اقلیت مذهبی، سد می‌کند.
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، در تازه‌ترین گزارش خود که در اکتبر 2015 منتشر گردید، متذکر شد که طبق گزارش ها، مسیحیان همچنان برای فعالیت در کلیساهای خانگی غیر رسمی مورد پیگرد قضایی قرار می گیرند به عنوان نمونه در تاریخ اول مارس 2015 ، کشیش ویکتور بت تمرز، رهبر سابق کلیسای آشوری پنطیکاستی واقع در خیدی شهرآرا تهران که در دسامبر 2014 در زمانی که در حال انجام مراسم کریسمس در منزلش بود دستگیر شدو به اتهام « تبلیغ علیه نظام » و « تبلیغ برای مسیحیت انجیلی » و « تاسیس کلیساهای خانگی » تفهیم اتهام شده بودند را تایید کرد.درپاسخ دولت ایران اعلام داشت نیازی به تاسیس کلیسای جدید نیست چون کلیساهای فعلی پاسخ گوی نیارهای اقلیت های مذهبی هستند واشاره کرد که فعالیت های کلیساهای خانگی غیرقانونی محسوب می شوند.
در این ماه:
به گزارش «محبت‌نیوز» با وجود تمام محدودیت‌های امنیتی برای نوکیشان مسیحی در ایران شمار کلیساهای خانگی در تهران به حدی افزایش داشته که دیگر نه تنها مراجع تقلید و نهادهای امنیتی بلکه امامان جماعت در محله‌های مختلف پایتخت هم از آن نگران شده‌اند. شیخ «نصرت الله هاتفی» امام جماعت مسجد «سید سجاد» تهران با اشاره به ترویج مسیحیت در بین اقشار جامعه، گفته: ” امروز مسیحیان، انجیل را با زیباترین نوع تبلیغ، به جوانان ما ارائه کرده و در محله های مختلف به ویژه در محله بنی‌هاشم تهران، ده‌ها منزل به عنوان کلیسا تشکیل شده و ترویج مسیحیت می‌کنند.
به گزارش محبت‌نیوز در ماه‌های اخیر معاونت فرهنگی «سازمان منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس» اقدام به توزیع برگه‌هایی علیه مسیحیت بین شهروندان ایرانی کرده که به کشورهای آذربایجان و ارمنستان مسافرت می‌کنند .در متن این برگه نیز نکاتی عنوان شده که به دور از واقعیت بیان شده، از جمله آنکه ناشر آن مدعی شده «مسیحیت تبشیری، مسیحیت و اسلام و تمام ادیان دیگر را مردود می‌داند و حتی خدا را نیز انکار می‌کند و پخش انجیل تنها استفاده ابزاری برای جلب نظر اولیه است.
به گزارش «محبت‌نیوز» به دنبال دستگیری سه شهروند مسیحی اهل کشور آذربایجان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی روسیه از جمهوری اسلامی خواستار پیگیری پرونده آنها شد. پیش از این نیز «جامعه بین‌المللی برای حقوق بشر»(IGFM) و «آژانس خبری پروتستان‌ها» (idea) که در آلمان فعال هستند در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران خواستار آزادی این افراد شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از آژانس خبری مسیحیان ایران، سه گردشگر مسیحی اهل جمهوری آذربایجان که برای گذراندن تعطیلات و دیدار به تهران آمده بودند در تاریخ چهارم تیر ماه ۱۳۹۵ (۲۴ ژوئن ۲۰۱۶) در خانه ای متعلق به یک مسیحی ایرانی در فاز دوم شهرک اندیشه کرج توسط نیروهای لباس شخصی سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شدند این افراد پس از بازداشت به مکان نامعلومی منتقل شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، روز جمعه ۲۲ مرداد ماه یازده تن از اعضای یک کلیسای خانگی در اصفهان توسط ماموران امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند. به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی مسلح به سلاح کمری و بیسیم، افراد بازداشت شده را همراه با تعدادی کتاب، جزوه و ادوات دریافت ماهواره، به خودروهای ون منتقل کردند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مریم نقاش زرگران، علیرغم تأیید پزشکی قانونی بر بیماری قلبی وی، هم چنان به دلیل مخالفت دادستانی از حق آزادی مشروط محروم می باشد. این زندانی عقیدتی از بیست روز پیش در اعتراض به جلوگیری نهاد های امنیتی از آزادی مشروط، دست به اعتصاب غذا زده و با توجه سابقه بیماری هم اکنون در شرایط بد جسمانی می باشد.
گزارش آماری
بازداشت و بیخبری ۱۵ مورد
عدم رسیدگی به بیماری زندانی ۱ مورد
جلوگیری از انجام مراسم مذهبی ۲ مورد
تفتیش منزل و ضبط وسائل ۲ مورد
محرومیت از حقوق شهروندی ۲۰ مورد

در این ماه، حقوق شهروندان مسیحی در موارد ذیل نقض گردید :

اهل حق یا یارسان
آیین یاری در قانون اساسی ایران مانند یک اقلیت مذهبی بە رسمیت شناختە نشدە است و در چند سال گذشتە از آن‌ها بە عنوان یک فرقە‌ مذهبی» نامبرده شدە است. اهل حقّ یا یارسان، آئینی عرفانی با خاستگاه کردی است که پیروان آن در برخی‌ از مناطق ایران بخصوص کردستان و کرمانشاه ساکن هستند. جمهوری اسلامی، این دین را به رسمیت نمی‌شناسد و پیروان آن از هرگونه حقوق شهروندی و اجتماعی محروم هستند و در صورت آشکار شدن باور و دین آنان، بلافاصله از محل کار یا تحصیل اخراج می‌گردند. روحانیون اسلام، آنان را مرتد و نجس خوانده و از حقوق مساوی با دیگر شهروندان در مراجع قضایی و حقوقی برخوردار نیستند.
توهین مأموران حکومتی ایران به پیروان اهل یاری همچنان ادامه دارد‪. در گزارش سالانه‌ احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، با اشاره‌ به‌ وخیم‌تر شدن نقض حقوق بشر در ایران و محدودیت آزادی بیان و عقیده‌، سرکوب‌های عمومی ، به نقض حقوق اقوام و اقلیت‌های مذهبی نیز، پرداخته است. در بخش اقلیت‌های مذهبی به نقض حقوق شهروندی، محدودیت آزادی بیان، ممنوعیت استخدام در ادارات و مؤسسات دولتی جامعه ‌یارسان اشاره‌شده است. می‌توان از خودسوزی یا رسانی ها (اهل حق) در اعتراض به هتک حرمت هم‌کیشان خود به‌عنوان تلخ‌ترین نتایج این‌گونه اقدامات مقامات جمهوری اسلامی ایران یادکرد. بی‌حرمتی نهادهای نظامی و حکومتی ایران نسبت به شهروندان یا رسانی باعث شد که سال گذشته سه شهروند پیرو آیین یاری که دو نفر از آن کُرد بودند به نشانه اعتراض خود را به آتش بکشند و یک سرباز کُرد نیز در پادگان سپاه به دلیل بی‌حرمتی مسئولان نظامی به زندگی خود پایان داد.

در این ماه:
به گزارش وزارت خارجه امریکا نقض حقوق شهروندان پیرو آیین یارسان در گزارش رسمی‌ سالانه دولت آمریکا در باره وضعیت آزادی‌های مذهبی‌ در جهان در سال ۲۰۱۵ که ۱۰ آگوست ۲۰۱۶ منتشر شده ، برای اولین بار انعکاس پیدا کرده است.بر اساس گزارش وزارت خارجه آمریکا، در ایران حداقل ۲۵۰ نفر از اعضا گروه‌های اقلیت‌های مذهبی‌ در زندان هستند که تعدادی از آنها پیرو آیین یارسان می‌باشند. این گزارش اضافه می‌کند، بر اساس تخمین دولت آمریکا ۳ اقلیت بهائی، مسیحی‌ و یارسان، بزرگترین گروه‌های اقلیت غیر مسلمان در ایران را تشکیل میدهند و آمار رسمی‌ در مورد تعداد پیروان آیین یارسان وجود ندارد، اما بر اساس آمار غیر رسمی‌ جمعیت پیروان آیین یارسان حدود یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود .
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، سیاوش کلیایی، فعال یارسانی، در پی شرکت در سازماندهی مراسم یادبود سومین سالگرد یادبود محمد قنبری، از پیروان آیین یاری در روستای قره‌داش تاکستان قزوین، روز چهارشنبه ۲۰ مردادماه، بازداشت و پس از چند ساعت بازجویی با قرار وثیقه آزاد شد. این فعال یارسانی می بایست روز پنج شنبه ۲۱ مردادماه به دادسرای تاکستان مراجعه کرده و در خصوص اتهام اخلال در نظم عمومی مورد بازپرسی قرار گیرد.
به گزارش مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان در سفر حسن روحانی به کرمانشاه،سه نفر از فعالان یارسانی به نام‌های سیاوش حیاتی، امین عباسی و نوشاد طاهری در اعتراض به «تبعیض و بی‌توجهی به خواست و مطالبان جامعه یارسایان» لب‌های خود را دوختند.اداره اطلاعات استان کرمانشاه این سه نفر را بازداشت کرد.سپس صدها نفر از طرفداران یارسان مقابل ساختمان سپاه پاسداران اجتماع کردند و خواهان آزادی هم‌کیشانشان شدند. نیروهای سپاه و اطلاعات ۳۸ نفر از معترضان را بازداشت کردند.اجتماع دیگری در اعتراض به این بازداشت‌ها برگزار شد که ۱۶ نفر دیگر هم بازداشت شدند. از سرنوشت این بازداشت‌شدگان اطلاعی در دست نیست.
گزارش آماری
بازداشت و بیخبری ۵۸مورد
احضار و بازجوئی ۱ مورد
محرومیت از حقوق شهروندی ۵۸ مورد

در این ماه حقوق شهروندان یارسانی در موارد زیر نقض گردید:


پیروان سایر ادیان
حاکمیت کنونی ایران و سران آن اعتقاددارند که برخی از گروه‌های مذهبی دشمنان کشور هستند، زیرا باورهای مذهبی آن‌ها ممکن است وفاداری به‌نظام را دچار چالش کنند و به بهانه حفظ امنیت سیاسی، سرکوب فعالیت‌های مذهبی را سرلوحه عناد با ادیان دیگر را قرار داده‌اند.
در این ماه :
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، بنا بر اطلاع قبلی قرار بود هواداران محمدعلی طاهری روز یکشنبه سوم مردادماه، در مقابل دانشگاه تهران دست به تجمع بزنند؛ اما نیروهای امنیتی – انتظامی با حضور در این محل از شکل‌گیری تجمع جلوگیری کردند.گفتنی است که طی ماه های گذشته تعداد زیادی از هواداران عرفان در پی حضور در تجمعات مسالمت آمیز بازداشت شده اند .
به گزارش سایت «نجات با حلقه»، به نقل از خبرگزاری هرانا، حدود ۶ هزار فعال مدنی و کنشگر گروه عرفان حلقه با امضا و انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله خامنه ای رهبر ایران از وی خواستند در مورد پایان دادن تعقیب و آزار محمدعلی طاهری دخالت کند.امضا کنندگان این نامه با هشدار نسبت به عملکرد دستگاههای امنیتی و اثرات برخوردهای سیاسی با گروههای غیرسیاسی به رفتارهی فراقانونی ضابطان قضایی-امنتی اعتراض کردند.
به گزارش خبرنگار «سحام»، «لیلا سبزعلی جماعت» که در آبان‌ماه سال ۱۳۹۲ هنگام تدریس عرفان در کلاس درس بازداشت شده بود، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، به اتهام توهین به مقدسات و کسب مال نامشروع به یک‌سال حبس و رد مال(به مبلغی نامشخص) محکوم گردید.این حکم در دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد. در حالی که در تیرماه ۱۳۹۴ دیوان‌عالی کشور به دلیل نبودن ادله کافی در پرونده دال بر توهین به مقدسات، پرونده خانم جماعت را به دادگاه ارجاع داده بود، بار دیگر دادگاه تجدیدنظر، رای بدوی را تایید کرد.وی روز گذشته خود را جهت گذراندن دوران محکومیت، به دادسرای اوین معرفی کرد. در همین حین مبلغ لازم جهت رد مال، میزان سی میلیون ریال به وی اعلام گردید.
به گزارش منابع حقوق‌بشری، روز شنبه ٣٠ مرداد پیمان میرزایی از پیروان عرفان حلقه در پی احضار به دادسرا جهت اجرای حکم حبس خود بازداشت و به قرنطینه زندان اوین منتقل شد.پیمان میرزایی پیش‌تر به اتهام اخلال در نظم عمومی به تحمل شش‌ماه حبس تعلیقی، شش‌ماه حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و جریمه نقدی محکوم شده بود. حکم شلاق و جریمه نقدی او بعد از ارجاع محکومیت به دایره اجرای احکام در مورخ ۱۷ مردادماه سال جاری در محل دادسرای اوین مورد اجرا قرار گرفت.همچنین یوسف عیوض‌زاده نیز در همین روز، پس از حضور در دادگاه رسیدگی به پرونده، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است .
در این ماه، حقوق این دسته از شهروندان در موارد ذیل نقض گردید:

گزارش آماری
اجرای حکم زندان ۲مورد
بازداشت و بیخبری ۵۷ مورد
شلاق ۱ مورد
احضار و بازجوئی ۱ مورد
محرومیت از حقوق شهروندی ۵۷ مورد