Translate

۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

ماجرای یک دیپورت؛ چه بر سر این زن نوکیش مسیحی آمد ؟

ماجرای یک دیپورت؛ چه بر سر این زن نوکیش مسیحی آمد ؟


این زن نوکیش پناهجوی مسیحی می گوید؛ “وقتی چشمان افسر نیروی انتظامی در فرودگاه تهران به صلیب در گردن من افتاد، آن را با خشونت تمام کشید، کند و دور انداخت.”



«محبت نیوز» –    سرانجام پس از کشمکشهای فراوان، اداره مهاجرت سوئد “شهرزاد ساکیانی” پناهجوی نوکیش مسیحی ایرانی را که در آن کشور بازداشت کرده بود با یک اتومبیل به نروژ فرستاد .

اداره مهاجرت نروژ بلافاصله او را با دو پلیس زن و یک پلیس مرد ایرانی تبار به قصد دیپورت به ایران سوار هواپیمای خطوط هوائی قطر کردند. اما در تهران مقامات انتظامی فرودگاه مهرآباد به علت فقدان مدارک شناسائی معتبر و عدم امکان تشخیص هویت، شهرزاد را نپذیرفتند و ماموران نروژی با وجودی که تمایل به این کار نداشتند، مجبور شدند او را به اسلو برگردانند. شهرزاد در اسلو خود را از دست ماموران نروژی رها کرد و اکنون در مخفیگاهی در نقطه ای نامعلوم به سر می برد.

شهرزاد ساکیانی از محل اختفای خود با محبت نیوز تماس گرفت و شرح پر از درد و رنج ماجرای دیپورت خود را برای آژانس خبری مسیحیان ایران به تفصیل بیان داشت. او معتقد است که طی این ماجرا حقوق انسانی او به شدت نقض شده و دچار آسیب روحی و جسمی فراوانی گردیده است.

در همین زمینه: یک زن پناهجوی نوکیش مسیحی در آستانه اخراج اجباری از سوئد

شهرزاد می گوید که پس از دیپورت از سوئد به نروژ او را به بازداشتگاهی در مجاورت فرودگاه اسلو بردند که سلولهای انفرادی داشت. در این بازداشتگاه که فقط از طریق دریچه کوچکی میشد با بیرون ارتباط گرفت به او هیچ  آب و غذا نداده و حتی داروی میگرنش را نیز به وی ندادند.

فردای آن روز به او خبر می دهند که همان روز به ایران دیپورت خواهد شد. عصر در حالی که این زن نوکیش مسیحی خون دماغ شده بود و کنترل ادرارش را از دست داده بود، توسط سه مامور مهاجرت نروژ (دو زن پلیس نروژی و یک پلیس مرد نروژی ایرانی تبار) وی را به زور و با خشونت سوار هواپیمای قطر ایرویز کردند تا از طریق دوحه به تهران ببرند.

شهرزاد در باره سوار شدنش به هواپیما گفت: “چون من خیلی ترسیده بودم و مقاومت می کردم که سوارهواپیما نشوم، ماموران من را به شدت به روی زمین میکشیدند و می زدند. در اثر این وضعیت لباسم پاره شد و از تنم خارج گردید. اما ماموران در همان حالتی که قسمت بالای بدنم فاقد پوشش بود من را به زور سوار هواپیما کردند و با لگدهای متعدد به زانوانم من را بر روی صندلی هواپیما نشاندند. وقتی من صدای اعتراضم را به این وضع در داخل هواپیما بلند کردم، دو مامور زن دستها و دهانم را گرفتند و مامور مرد ایرانی تبار با مشت زدن به گردنم مرا وادار کرد تا سرم را به زیر صندلی خم کنم تا صدایم در نیاید.

در همین زمینه: پناهجوی زن نوکیش مسیحی ایرانی در خطر فوری دیپورت از سوئد

بالاخره هواپیما بعد از یک ساعت و نیم تاخیر به خاطر این ماجرا پرواز می کند. در فرودگاه دوحه به فاصله کمی ماموران نروژی شهرزاد را سوار هواپیمائی که عازم تهران بود می کنند و پرواز در ساعات اولیه بامداد فردا در تهران بر زمین می نشیند. ماموران نروژی کاپشنی به تن شهرزاد می کنند و پتویی که برای مسافران در داخل هواپیما  گذشاته شده را به شکل حجاب دور سر او می پیچند و او را بازهم به زور از هواپیما پیاده می کنند.

شهرزاد درباره ماجراهائی که در تهران بر او گذشت حکایت می کند که او را در فرودگاه تهران به اطاقی پر از ماموران نیروی انتظامی بردند. در آنجا پلیس مهاجرت نروژی ایرانی تبار که خود را (فرهاد) معرفی می کرد پاکتی حاوی نامه و مدارک دیپورت را به یک افسر نیروی انتظامی تحویل داد. افسر نیروی انتظامی که ریش بلندی هم داشت از او پرسیده بود که آیا او شهرزاد ساکیانی است؟ ولی با سکوت شهرزاد و جواب سربالایش روبر شده بود. از اینجا بود که تلاش فرهاد پلیس نروژی ایرانی تبار  با شدت تمام شروع شد که ماموران ایرانی را وادار به پذیرش شهرزاد بکند.

شهرزاد می گوید: فرهاد پلیس نروژی ایرانی تبار به من می گفت که اگر هویتت را قبول نکنی و مانع پذیرفته شدنت بشوی تو را بیچاره می کنم. وی مرتب اظهار می کرد که هیچ پناهنده و پناهجوئی در مقابل او تاب مقاومت ندارد. او تهدید می کرد که از موضوع درخواست پناهندگی و اظهارات من علیه جمهوری اسلامی در اداره مهاجرت نروژ خبر دارد و اگر با او همکاری نکنم همه آنها را به اطلاع ماموران جمهوری اسلامی می رساند.

شهرزاد اضافه کرد: تلاشهای بسیار پلیس مرد نروژی ایرانی تبار که مرتب با ماموران نیروی انتظامی صحبتهای درگوشی می کرد باعث شده بود تا ماموران نیروی انتظامی تهران نیز نسبت به من رفتار بد و ناشایستی پیش بگیرند. تا جائی که وقتی یکی از افسران ریش بلند نیروی انتظامی چشمش به صلیبی که من در گردن داشتم افتاد، آن را با خشونت تمام کشید، کند و دور انداخت. شدت عمل او به حدی بود که جای کشیدن زنجیر پاره شده که صلیب به آن آویزان بود همچنان بعد از چند روز بر روی گردنم باقی مانده است. در این وضعیت پلیس نروژی که شاهد این رفتارهای وحشیانه بود نه تنها دفاعی از من نمیکرد بلکه لبخند میزد و خوشحال نیز به نظر می رسید.

در پایان، تلاشهای پلیس نروژی برای تحویل شهرزاد در تهران ناکام ماند و ماموران نیروی انتظامی می گویند که با این مدارک حاضر به تحویل گرفتن او نیستند و فقط در صورتی وی را تحویل می گیرند که از یکی از سفارتخانه های جمهوری اسلامی در خارج کشور برای او “مدرک سفر” صادر شود. در نتیجه ماموران پلیس مهاجرت نروژ مجبور شدند که دوباره شهرزاد را با خود به مقصد دوحه سوار هواپیما کنند. در پایتخت قطر فرهاد پلیس نروژی بازهم تلاش می کند که از سفارت ایران در قطر چنین مدرکی را تهیه کند که آنجا هم به علت همکاری نکردن شهرزاد موفق نمی شود. بعد هم به فکر می افتد که شهرزاد را به کشور دیگری ببرد و چنین درخواستی بکند. اما در نهایت پلیس نروژی او را به اسلو بر می گردانند و پلیس ایرانی تبار او را تهدید می کند که هرطور شده از یکی از سفارتخانه های ایران در اروپا مدارک لازم برای پذیرفته شدن او توسط جمهوری اسلامی در تهران را فراهم خواهد کرد.

شهرزاد ساکیانی به دلیل ترس از عملی شدن این تهدید پس از آنکه تحویل کمپ ی در اسلو می شود در یک موقعیت استثنائی می گریزد و در نقطه ای نامعلوم پنهان می شود. او اکنون خواهان رسیدگی سازمانهای حقوق بشر به این رفتار ناهنجار و غیر انسانی با خود می باشد. او همچنین از همه خواهران و برادران مسیحی خود در ایران و جهان می خواهد که با دعای خود از او و همسرش پشتیبانی کنند.

مصاحبه خبرگزاری صدای مسیحیان ایران با خانم نغمه عابدینی در مورد آخرین وضعیت کشیش سعید عابدینی




این مصاحبه در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۱۴ در مورد آخرین وضعیت کشیش سعید عابدینی و دلیل خروج مادر کشیش سعید عابدینی از ایران و همچنین در مورد تهدیدی که چندی پیش توسط اعضای زندانی گروه تروریستی اسلامی داعش که کشیش سعید عابدینی دوران محکومیت غیر قانونی خود را در یک بند مشترک در کنار آنها میگذراند و بیانیه سازمان ملل و محکومیت حبس کشیش سعید عابدینی انجام شده است.

سعید عابدینی کشیش مسیحی ایرانی‌/آمریکایی زندانی شده در ایران است. وی در ایران و از تابستان سال ۲۰۱۲ بازداشت و سپس به زندان اوینمنتقل شد. در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳ به هشت سال زندان محکوم شد. اتهام وی تضعیف امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغ مسیحییت از ابتدای سال ۲۰۰۰ عنوان شده‌ بود.عابدینی در سال ۲۰۰۰ از اسلام به مسیحیت گروید و این درحالیست که مسیحیت طبق قانون اساسی ایران جزو اقلیت‌ها محسوب می‌گردد. نوکیشانی که از اسلام به مسیحیت گرویده باشند بنابر شرع و قانون ایران مجرم هستند. به ویژه، هنگامی‌که عبادت‌هایشان را همراه دیگر مسیحیان و نوکیشان٬ در کلیسای خانگی٬ که در ایران غیر قانونی محسوب می‌شود انجام دهند.

۱۳۹۴ آذر ۷, شنبه

دعایی زیبا در آغاز روز, با این دعا خودتون رو شارژ کنید و هفته ای زیبا برای خودتون بسازید.



خداوندا

با نام تو روزم را شروع میکنم و از تو میخواهم حضورجاودانه ات در زندگی روحانی و دنیوی من باشد. از تو سپاسگزارم برای فیضی که به ایماندارانت عطا فرمودهای و به ما ایمانی بخشیدهای تا برای جلال نام تو زندگی کنیم.
از تو برای نجات وتولد دوبارهام سپاسگزارم و دعا میکنم نور و ملکوتت پیوسته در زندگی من باشد. دعا میکنم برای آنانی که ملکوت تو را نشناختهاند و از تو میخواهم تا عیسی مسیح را وسیله نجات آنها قرار دهی.
به ما بیاموز تا بتوانیم اراده تو را درک کنیم و طبق اراده تو رفتار کنیم. همانگونه که تو فرمودهای حتی ایمانداران از شر و بلا آسوده نیستند و پیوسته مورد آزمایشند، به ما توانایی ده تا طبق اراده تو سربلند شویم و نام تو را جلال دهیم.
ای عیسی مسیح که نجات ایمانداران بوسیله تو تهیه شد، دلهای ما را از محبت و ایمان حقیقی پر کن و راههای زندگی ما را در تمام مراحل آن روشن نما. زیرا تنها راه نجات ما تو هستی.
پیوسته پیوند و ایمان ما را محکم تر کن و از طریق روح القدس عطایای خود را به ما نشان ده تا در این راه گمراه نشویم.
خداوندا دعا میکنم برای آنهانی که نیازمند حضور تو هستند، آنهانی که در سختی، رنج، بیماری و تباهی به سر میبرند. دعا میکنم تا خود را به آنها نشان دهی و نور ایمان را در دلهای آنها بتابانی. چون هیچ نوری به زیبایی و جلال نور تو نیست. نور تو ابدیت، مرحم همه دردها ، و امید تمام ناامیدیهاست.
تو با حضور خود در زندگی من درهای تازه را باز کردی و یاس و سرگردانی مرا به امید تبدیل کردی. سپاسگزارم از حضورت عیسی مسیح.
ایمان ما را محکم تر و به ما صبر عطا کن تا بتوانیم در روز موعود سربلند شویم و برای تو خدمت کنیم.
به دعاهای ما فیض عطا کن و ما را از روح القدس پر کن. ظلمت و تاریکی را از ما دور کن و نورجاودانه اعطا فرما.
به ما توانایی و حکمت ده تا اراده تو را درک کنیم و آن را بکار گیریم.
تمام رنجها و دردهایی که به نام تو باشد آن را با جان و دل میپذیرم و برای جلال نام تو خدمت میکنم.
دوستی به من گفت: در این راه به سه چیز اهمیت بده: اول از هر چیز به خدا، سپس خانواده و در آخر خدمت.
خداوندا، ببخش آنان را که نمیدانند با نام مقدس تو چه می کنند و آن را به باد شوخی و تمسخر میگیرند. به همه آنها فیض عطا کن تا به تو ایمان آورند و از شر شیطان آزاد شوند.
ای مسیح، تو شاه و پادشاه قلبم هستی. هر روز با عشق تو روزم را شروع میکنم و آنچه را که دارم در پای تو میریزم، زیرا تو لایقی و تو خداوندی.
خداوندم، تو را به خاطر رازهای نهفته قلبت ستایش میکنم. و سپاسگزارم که در غم و سختی و افتادگی، پنجره تازه امید به رویم میگشایی. دوستت دارم با تمام جان و دل.
پدرم، قلبم را دوباره با روح خود لمس کن. نورت را بر من بتابان. بی تو گمگشته و خموشم. سرگردان و حیرانم. نمیدانم بی تو چگونه به سر کنم.
قلبم مملو از درد و عصیان است، دردی که حاصل از زندگی بدون توست. به من فیض دوباره عطا کن، میدانم لایق آن نیستم، تو دستان خود و محبت خالصانه ات را از من نگیر…. دوستت دارم عیسای من…

مجلس امریکا: مسیحیان در ایران در معرض تهدید نسل‌کشی هستند

مجلس امریکا: مسیحیان در ایران در معرض تهدید نسل‌کشی هستند


گروهی از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا طرحی برای حمایت از اقلیت‌های مذهبی ارائه کرده‌اند که در بخشی از آن بیان شده است، مسیحیان در ایران در معرض «نسل‌کشی» قرار دارند.

به گزارش «محبت نیوز»  هشت نماینده جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا با امضای پیش‌نویس یک طرح قانونی، به  وجود تهدید نسل‌کشی مسیحیان و ایزدی‌ها در چند کشور عمدتن جنگ‌زده شده‌اند و در این بین نام ایران را هم مطرح کرده‌اند.
 بر اساس اعلام دفتر مطبوعاتی کنگره، طراح اصلی این طرح «دانا روهراباچر» نماینده جمهوری‌خواه کالیفرنیا در مجلس نمایندگان است و ۷ جمهوری‌خواه دیگر هم از آن اعلام حمایت کرده‌اند.
این طرح روز (۲۵ آبان سالجاری) به کمیته‌های حقوقی و امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا ارائه شده و اکنون در نوبت بررسی است.
طبق پیش نویس این طرح، کنگره از دولت این کشور می‌خواهد «با درک اینکه مسیحیان و ایزدی‌ها در عراق، سوریه، پاکستان، ایران و لیبی هدف کشتار قرار دارند»، برای کوچاندن آن‌ها به آمریکا تلاش کرده و بررسی درخواست احتمالی این دسته از افراد برای مهاجرت یا پناهندگی را «تسریع کند.»
طرح نمایندگان جمهوری‌خواه برای تبدیل شدن به قانون ابتدا باید در کمیته‌های تخصصی مربوطه بررسی و تصویب شود. در مراحل بعد طرح باید به تائید صحن اصلی مجلس نمایندگان، مجلس سنا و در نهایت رئیس‌جمهور برسد.
اگر چه نام ایران و مسیحیان ایران در کنار اقلیت ایزدی در طرح نمایندگان امریکا گنجانده شده اما به یقین  نه شاید بعنوان نسل کشی ( به معنای قتل عام ) اما سیاست حاکم جمهوری اسلامی هدف اصلی  آن خشکاندن ریشه و پاک کردن چهره مسیحیت در ایران است . سیاست دستگاههای امنیتی نظام جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته بر آن بوده تا  با ایجاد فشار و تعطیلی بسیاری از کلیساها و بازداشت و تهدید کشیشان و معلمین و  بویژه نوکیشان آنها را مجبور سازند تا علیرغم میل باطنی خود کشور را ترک کنند.
در همین زمینه : تداوم سرکوب اقلیت ها و دگراندیشان مذهبی از سوی جمهوری اسلامی
چندی پیش نیز بنا به گزارش وزارت خارجه آمریکا در مورد آزادی مذهب، رفتار و گفتار دولت ایران در سال ۲۰۱۴ فضایی خطرناک برای تمامی گروه‌های مذهبی غیرشیعه، به ویژه مسیحیان بوجود آورده است.
 این گزارش که  به طور رسمی از سوی جان کری، وزیر خارجه آمریکا ارائه شد عنوان شده حتی روحانیون شیعه هم که با دولت یا رهبر جمهوری اسلامی هم نظر نیستند، دستگیر شده و یا مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. اهل سنت، صوفیان و مسیحیان بسیار تحت آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و در خیلی موارد به خانه‌های آنها حمله شده و اموالشان ضبط شده است.
در گزارش سال ۲۰۱۴ از وضعیت مسیحیان در ۵۰ کشور جمهوری اسلامی در میان ده کشور نخست فهرست، در مقام «هفتم» قراردارد.

آزادی مشروط برای نوکیشان مسیحی بازداشت شده در کرج

آزادی مشروط برای نوکیشان مسیحی بازداشت شده در کرج


به نظر می رسد سیاست دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای محدود کردن و کنترل بر افزایش کلیساهای خانگی ایجاد شرایط ی است تا معلمین ، کشیشان و فعالان نوکیش مسیحی علیرغم میل باطنی  خود کشور را ترک کنند.

از راست نوکیشان مسیحی “مهدی حاج ملاحسین” و ” اسماعیل فلاحتی”
به گزارش « محبت نیوز»  منابع مسیحی در شهرستان کرج از آزادی مشروط  تنی چند از بازداشت شدگان نوکیش مسیحی خبر می دهند.
این افراد در جریان هجوم به یک کلیسای خانگی که توسط عوامل سازمان اطلاعات سپاه و نیروهائی که خود را پلیس امنیتی معرفی کردند، در شانزدهم مردادماه برابر با (هفتم آگوست ۲۰۱۵) سالجاری بازداشت شده بودند.
 اسماعیل فلاحتی و مهدی حاج ملاحسین  از جمله افرادی هستند که به اتفاق جمعی دیگر از نوکیشان مسیحی در آن محل بازداشت شدند.
– در همین زمینه : هجوم ماموران امنیتی به کلیسای خانگی و بازداشت حداقل ۸ تن از نوکیشان مسیحی
نوکیشان مسیحی  اسماعیل فلاحتی  و مهدی حاج ملاحسین  در روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۴ برابر با  (۹ سپتامبر ۲۰۱۵)  پس از گذراندن ۳۳ روز  بازداشت که بیشتر آن در سلول انفرادی و همراه با شکنجه های روحی و روانی بوده است ، با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.
همچنین خانم هایده از دیگر نوکیشان مسیحی  نیز به خاطر نوع وثیقه ای که باید میگذاشت چند روز دیرتر از زندان آزاد گردید.
گزارشات قبلی همچنین حاکی از آن بود که سه تن از این افراد به فاصله کوتاهی پس از بازداشت با سپردن تعهد و ضامن به طور موقت آزاد شده اند.
اسماعیل فلاحتی نوکیش مسیحی ۳۵ ساله ساکن تهران که در جریان این یورش بازداشت شده بود به «محبت نیوز» گفت: ” در روز جمعه شانزدهم مرداد ماه ۱۳۹۴ وی و چند خواهر و برادر هم کیش مسیحی دیگر  که در باغ آقای “مهدی حاج ملاحسین” در کَن ، جهت مشارکت روحانی گرد آمده بودیم،  ناگهان با مامورانی که خود را پلیس امنیتی خطاب میکردند و وارد آنجا شدند مواجه شدیم و آن ماموران همه مان را بازداشت کردند.”
به گفته اسماعیل؛ این ماموران در ابتدای ورود، صاحب باغ را ضمن تهدید با خشونت بر روی زمین انداختند و در جلوی طفل خردسالش، اسلحه را بر روی گردن وی گذاشتند.
در همین زمینه : جزئیات دستگیری و وضعیت بازداشت شدگان نوکیش مسیحی در کرج
اسماعیل در ادامه به  «محبت نیوز » گفت ؛  ماموران لباس شخصی حکم قضائی به ما نشان دادند. این حکم  یک  برگه سفیدی بوده که فقط  مهر و امضا داشت  و ماموران مهاجم در همان زمان اقدام به نوشتن و پر کردن آن نمودند. پس از دستگیری حتی در تاریکی شب، تمام باغ محل تجمع ما را به دقت گشتند. به نظر می رسید در جستجوی پیدا کردن چیز خاصی هستند. بعد از آن تعدادی از آنها من را حوالی ساعت ۱۰ شب به خانه ام بردند  تا آنجا را نیز بازرسی نمایند. در منزل  تعدادی کتاب مقدس و کتابهای مسیحی دیگر داشتم گه پس از تفتیش کامل خانه بهمراه کامپیوتر و وسایل شخصی ام ، ماموران آنها را  ضبط و با خود از خانه خارج کردند.
– اتهام بازداشت شدگان
پرونده این تعداد از بازداشت شدگان نوکیش مسیحی به  اتهام تبلیغ علیه نظام و تجمع برای برهم زدن امنیت عمومی به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال شد. دادگاه نیز این افراد را به شرط تامین وثیقه های مالی به طور موقت تا زمان رسیدگی به پرونده و تشکیل دادگاه آزاد کرد.
دادگاه انقلاب اسلامی جهت ازادی نوکیش مسیحی  اسماعیل فلاحتی مبلغ هفتاد میلیون تومان قرار وثیقه صادر نمود که برای تامین آن خانواده ایشان سندی با ارزش حدودی دو برابر آن را سپرده اند.
آقای فلاحتی میگوید که بازجویان اطلاعات سپاه در زندان به او اخطار کرده بودند که پس از آزادی موقت بهتر است که ایران را ترک کند. در غیر اینصورت ممکن است او و خانواده اش با خطرات جانی جبران ناپذیری مواجه شوند.
تاکنون از سوی مقامات امنیتی توضیحی در خصوص بازداشت این افراد داده نشده اما حسب مستندات ، این بازداشت ها به دلیل اعتقادات مسیحی آنان و شرکت در جلسات کلیساهای خانگی بوده و در راستای افزایش فشار بر جامعه مسیحیان فارسی زبان ایران می باشد.
در حال حاضر که کلیساهای مسیحی رسمی و دارای مجوز کشور یکی پس از دیگری به بهانه های مختلف توسط نیروهای امنیتی تعطیل شده  و کشیشان و رهبران آنها مجبور  به خروج از ایران شده اند، تنها راه موجود برای نوکیشان مسیحی جهت برگزاری جلسات پرستشی همان تجمع به صورت گروههای چند نفره در کلیساهای خانگی است.
به نظر می رسد سیاست دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای محدود کردن و کنترل بر افزایش کلیساهای خانگی، ایجاد شرایطی است تا معلمین ، کشیشان و فعالان نوکیش مسیحی علیرغم میل باطنی خود کشور را ترک کنند.

صدور حکم برای نوکیشان مسیحی ورامین

صدور حکم برای نوکیشان مسیحی ورامین


حکم سیزده نوکیش مسیحی که روز یکشنبه،۱۰آبان ۱۳۹۴ در یک کلیسای خانگی در ورامین بازداشت شده بودند صادر شد.
براساس حکم دادگاه ورامین زری شاه‌قاسمی به ۷ سال زندان، سیمین میرزایی و بهرام تاجیک هر کدام به ۵ سال زندان،  محکوم شده سپس به زندان ورامین منتقل شده اند.

همچنین محمد‌ شاه‌قاسمی نیز دردادسرای عمومی و انقلاب ناحيه ۲۱ تهران “ارشاد ” به ۳سال زندان محکوم شد. بقیه بازداشت‌شدگان با قید وثیقه آزاد شدند.

“فرشید فتحی” از نوکیشان مسیحی به شش سال حبس محکوم شد

“فرشید فتحی” از نوکیشان مسیحی به شش سال حبس محکوم شد

“فرشید فتحی” از بازداشت شدگان مسیحی که بیش از ۱۵ ماه بدون حق مرخصی در زندان مخوف اوین بسر می برد، توسط دادگاه انقلاب اسلامی به تحمل شش سال حبس محکوم گردید.
farshid-f-6-evin
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز» برطبق خبر دریافتی، ” فرشید فتحی” از نوکیشان مسیحی توسط دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس محکوم شد.
“فرشید فتحی” که تاکنون دادگاهی وی چندین بار به دلایل و بهانه های مختلف از سوی مسئولان قضایی به تعویق افتاده است سرانجام پس از گذشت بیش از یکسال بلاتکلیفی و پس از انجام امور بازپرسی و تشکیل پرونده در محل دادسرای مستقر در زندان اوین، دادگاه ایشان در دی ماه سال ۱۳۹۰ ( ژانویه ۲۰۱۲) برگزار گردید .
در حالی که گزارشی از جزئیات برگزاری این دادگاه منتشر نشده اما به نقل از یک منبع آگاه، و بر اساس حکم صادره گفته می شود دادگاه اتهام وی را اقدام علیه امنیت نظام، ارتباط با سازمان های خارجی و تبلیغ مذهبی عنوان نموده است.
این مطلع همچنین به محبت نیوز گفته است، که پرونده “فرشید فتحی” باحکم شش سال حبس با اعتراض وکیل ایشان به دادگاه تجدید نظر ارسال خواهد شد و این حکم در مرحله رسیدگی مجدد به یقین تغییر خواهد کرد.
این حکم در حالی برای این هموطن مسیحی صادر می‌شود که وی ۱۵ ماه بازداشت غیر قانونی، و به صورت بلاتکلیف در زندان بسر برده است.
صدور چنین حکم ناعادلانه ایی از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای این نوکیش مسیحی که فقط به صرف انجام مراسم دینی و اعتقادات و باورهای مسیحی وی صادر شده است، بر اساس قوانین بین المللی و کنوانسیون های حقوق بشر و تبعیض علیه اقلیت های قومی و مذهبی که جمهوری اسلامی هم خود از امضا کنندگان آن می باشد عملی غیر قانونی است
فرشید فتحی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین بسر می برد.
– برخورد با نوکیشان مسیحی
زندانی مسیحی “فرشید فتحی” که ماه‌های متمادی را در سلول انفرادی گذرانده است تاکنون اجازه مرخصی به وی داده نشده است، پیش از این بازجویان پرونده و ماموران امنیتی زندان برای اعمال فشار روحی بیشتر، در آخرین روزهای نزدیک به ایام عید نوروز سال گذشته (۱۳۹۰) با آزادی موقت وی موافقت کرده اما در زمان خروج از بند ۲۰۹ زندان اوین ضمن ممانعت، ایشان را مجددن به سلول انفرادی منتقل کردند.
“فرشید فتحی” متولد ۱۳۵۸ متاهل و دارای دو فرزند است. نامبرده در یورش گسترده و سازمان یافته به مسیحیان ایران در آستانه سال نو میلادی ( ۲۶ دسامبر ۲۰۱۰) ۵ دی ماه ۱۳۸۹ توسط نیروهای اطلاعات و امنیتی در تهران بازداشت شد.
در آن تاریخ ماموران امنیتی در اقدامی هماهنگ و از پیش تعیین شده بیش از ۶۰ تن از شهروندان مسیحی و اعضا کلیساهای خانگی در تهران و برخی شهرستانها را بازداشت نمودند . ماموران پس از بازداشت این افراد اتهام آنان را به خانواده هایشان ، تغییر دین (ارتداد) ، ترویج مسیحیت و ارتباط با سازمانهای مسیحی اعلام نمودند.
روز بعد این رویداد بسیاری از رسانه های حکومتی با عنوان اینکه سران تبشیری مسیحیت در تهران دستگیری شدند بطور گسترده اقدام به انتشار این خبر نمودند. مرتضی تمدن استاندار تهران این مسیحیان را به عنوان مبلغان “تندرویی” توصیف می کند که «خود را مانند افراد فاسد و منحرف وارد بدنه اسلام می کنند.» به گزارش خبرگزاری رسمی ایران ایرنا، وی از احتمال ارتباط این مسیحیان با انگلستان سخن گفته است، اتهامی که عمومن از سوی ایران به گروه های مخالف سیاسی وارد می شود تا آنها را تحت پشتیبانی غرب توصیف کند. استاندار تهران همچنین افزود: این جریان می‌خواست مسیحیت ی همانند طالبان و وهابیت در اسلام طراحی کند که جای پای آنها پیدا شد و برخی از سران آنها در تهران به دام افتادند و ضربات اولیه به آنها وارد شد ! و ی متذکر شد که فشار و دستگیری را بر آنها افزایش خواهد داد.
درست از همان زمان و با اظهارات سید علی خامنه ایی در قم مبنی بر برخورد با کلیساهای خانگی موج تازه‌ای از پیگرد و بازداشت هموطنان نوکیش مسیحی در ایران آغاز شد .
این فشارها از دی ماه سال گذشته و با آغاز سال نو میلادی ۲۰۱۱ بیشتر و همچنان نیز ادامه دارد .بر اساس گزارش سالانه مربوط به بازداشت نوکیشان مسیحی در سال ۱۳۹۰ که از سوی محبت نیوز منتشر گردید ، در این مدت جمع بسیاری از مسیحیان ایرانی در شهرهای مختلف کشور احضار و برخی از آنان نیز بازداشت شده اند . این افراد اغلب نوکیشان مسیحی ایران، یعنی کسانی که پیش از گرویدن به مسیحیت، مسلمان بوده‌اند مورد پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند و یا مسیحیانی هستند که به گفته مسئولان نظام فعالیت های تبشیری داشته‌اند !

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

انجيل متى باب ٢٨


متى باب ٢٨ قسمتى از كتاب مقدس هستش كه من هميشه با خوندنش يا گوش سپردن به فايل صوتيش بى اختيار اشك از چشمام جارى ميشه. دوستان عزيز ايماندارم، بهتون پيشنهاد ميكنم كتاب مقدس رو با تأمل فراران بخونيد، شده روزى ١ باب ولى روى همون ١ بابى كه مطالعه كردين خوب فكر كنيد و حسش كنيد. به راستى كه خداى پدر ، يهوه يرى خداى محبت هستش كه يگانه فرزندش رو براى آمرزش گناهان ما قربانى ميكنه. 
آمين

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

روزهاى سرد



درسته هوا سرد شده و روز دلگير،اما مراقب سردى دلت باش رفيق، آرزو مى كنم دلاتون سرشار از گرماى عشق باشه، بذر محبت تو دلاتون رشد كنه، حتى تو اين سرماى پاييزى. گرماى لبخندتون يخ قلباى يخى رو آب كنه، نگاه شاد و گرمتون مهر و محبت و شادى رو به چهره هاى غم آلود هديه كنه. و در آخر وجودتون سرشار از عشق و فيض و محبت خداوند باشه چون قطعا بدون اين عشق تمام موارد بالا غير قابل دستيابى ميشه . 
دوستون دارم 
بهناز   

۱۳۹۴ آبان ۲۸, پنجشنبه

کشف قرآنی قدیمی که گفته شده به دوران پیش از «محمد» باز می گردد

کشف قرآنی قدیمی که گفته شده به دوران پیش از «محمد» باز می گردد




با به اثبات رسیدن این فرضیه، این کاوش تاریخی می تواند تاریخ اسلام را با چالشی جدی مواجه کند. 

  پیشتر پژوهشگران انگلیسی از کشف صفحاتی از یک نسخه بسیار قدیمی قرآن و احتمالن مربوط به اوایل قرن هفتم میلادی و صدر اسلام، در دانشگاه بیرمنگام انگلیس، خبر داده بودند. این در حالی است که به باور بسیاری از کارشناسان تاریخی قدمت این قرآن به دوران پیش از محمد بازمی گردد.
آزمایش های علمی قدمت این قرآن را میان سال های ۵۶٨ میلادی تا ۶۴۵ میلادی تخمین می زنند، در حالیکه روایات تاریخی، دوران زندگی محمد را بین سال های ۵٧٠ تا ۶٣٢ میلادی تخمین می زنند و این بدان معناست که این قرآن پیش از حیات “محمد” نگاشته شده است.
تام هالوند تاریخدان به روزنامه “ساندی تایمز” می گوید این کشف تاریخی بسیاری از نگاه های تاریخی نسبت به اسلام را عوض خواهد کرد. هولاند در ادامه می گوید این باور تاریخی که همه زوایای زندگی محمد و پیروان اولیه اش روشن است، باوری نادرست است.
با وجود این کشف تاریخی، برخی از دانشگاهیان مسلمان با رد این ادعاها آنها را صرفن فرضیه می دانند. با اینحال به نظر می رسد با اثبات این فرضیه، بخش های مهمی از قرآن نظرات سیاسی پیروان اولیه محمد بوده است.
به گفته دکتر کایت اسمال، پژوهشگر تاریخ اسلام و قرآن، این کاوش تاریخی می تواند تاریخ اسلام را با چالشی جدی مواجه کند.
شایان ذکر است پژوهشگران انگلیسی از کشف صفحاتی از یک نسخه بسیار قدیمی قرآن و احتمالن مربوط به اوایل قرن هفتم میلادی و صدر اسلام، در دانشگاه بیرمنگام انگلیس، خبر دادند.گزارش ها حاکی است این ها صفحاتی از یک قرآن قدیمی و به خط عربی (خط حجازی) بوده که احتمالن روی پوست بز یا گوسفند نوشته شده است.
براساس این گزارش ها، این صفحات از قرآن به مدت یک قرن در قفسه های کتابخانه دانشگاه بیرمنگام نگهداری می شده است.
براساس گزارش خبرگزاریها  گفته می شود این اوراق بخشی از «مجموعه مینگانا» شامل بیش از سه هزار سند و کتاب خطی متعلق به منطقه خاورمیانه است که ‘آلفونسو مینگانا’، کشیش کلدانی متولد عراق، در دهه ١٩٢٠ میلادی جمع آوری و به بریتانیا انتقال یافته و سرانجام در اختیار دانشگاه بیرمنگهام قرار گرفته است.

زندگی نامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی زندانی

زندگی نامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی زندانی


ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی است که به دلیل اعتقادات خود در زندان به سر می برد در زیر زندگی نامه او ،که به نقل از خود ایشان و به گزارش اخبار اقلیتهای مذهبی تهیه شده است را می خوانیم.

ابراهیم متولد ۸/ ۱۰/ ۱۳۶۵ شمسی درشهر همدان است . وی چهارمین و اولین فرزند پسر خانواده بود که یکی از خواهرانش را در حادثه جنگ از دست داد و در سن پنج سالگی صاحب برادر دیگری شد. پدر ابراهیم راننده بود وبیشتر روزها را در سفر بوداو در تابستان و عیدها ابراهیم را با خود به شهرهای مختلف می برد.
وی دوران ابتدایی خود را در دبستان حافظ واقع در خیابان شهدای همدان سپری کرد و از دانش آموزان بازیگوش ولی درس خوان مدرسه بود تا اینکه پدر خود را در اثر حادثه رانندگی ، زمانیکه کلاس چهارم ابتدایی بود از دست داد. دوران ابتدایی برای او با فراق پدر گذشت و خواهر بزرگ وی نیز ازدواج کرده و به خانه بخت رفت.
ابراهیم چند ماهی از دوران راهنمایی را گذراند اما به علت مشکلات مالی تصمیم به ترک تحصیل گرفت و مشغول به کار در مغازه صافکاری اتومبیل شد. اما طولی نکشید که دلش برای مدرسه تنگ شده و تصمیم گرفت به تحصیل ادامه داده و در کنارش شغل نیمه وقت نیز داشته باشد.
او مجدد در مدرسه ثبت نام کردو سه سال بعد را در مغازه تعویض روغنی که در کنار مدرسه راهنمایی اش بود مشغول به کار شد و هنگامیکه مشتری نبود به درس هایش می رسید ، چون پدر ابراهیم راننده کامیون بود تمامی افراد آن منطقه محبت خاصی به دلیل دوست و ارادتی که به پدر او داشتند به ابراهیم داشتند.
با به پایان رسیدن دوران راهنمایی وارد دبیرستان شده و در شروع نوجوانی همانند دیگر نوجوانان با مسایل عاطفی درگیر شد ، در حالیکه راهنمای دلسوزی نداشت.  پس از درس دور شده و به دنبال کار تمام وقت گشت ، در حالیکه اینبار علاوه بر مشکلات اقتصادی ، وابستگی عاطفی نیز به آن اضافه شده بود و تصمیم به یافتن شغلی با درآمد خوب برای او کاملا جدی شده بود. با توجه به اینکه حقوق مغازه تعویض روغنی نیز کفایت نمی کرد از آنجا خارج شد ، او مشاعل مختلفی را امتحان کرد از کار در مغازه لوکس فروشی گرفته تا کار در کوره سرامیک سازی  اما این مشاغل او را راضی نمی کرد.  بواسطه شغل سابق، با چند نفر آشنایی داشت و در سن پانزده سالگی به سراغ شغل پدر رفت و سه سال بعنوان کمک راننده تریلی مشغول به کار بود ، درآمد خوبی داشت ولی بعلت نداشتن گواهی نامه رانندگی ، حقوق درستی دریافت نمی کرد .
او در سن هجده سالگی، در یک جمعه خاطره انگیز به دلیل نداشتن سرپرست ، کارت معافیت از خدمت را دریافت کرد و از آنجاییکه برادرش کودکی را پشت سر می گذاشت او احساس کرد که خانواده اش به یک سرپرست احتیاج دارد و به همین دلیل تصمیم به تغییر شغل گفت. او منزل پدری خود را در همدان فروخت و در حومه تهران یک منزل خریداری کرد و در یک شرکت تولیدی قطعات خودرو مشغول به کار شد . ابراهیم به دلیل داشتن سوابق فنی در دو شغل گذشته خود، خیلی زود سرپرستی خط تولید را به دست گرفت ، شروع این زندگی جدید برای ابراهیم همزمان با ایمان آوردن او به عیسی مسیح بود.
 او از کودکی طعم فقر را چشیده بود و اکنون می توانست درآمد مناسبی کسب کند و در ضمن وابستگی های دوران نوجوانی را نیز به خاطرات سپرده بود. وی از طریق شبکه های ماهواره ای با مسیحیت آشنا شد. کشمکش های بسیاری را طی کرد تا در نهایت مسیح را در قلب خود دریافت نمود و احساس کرد که دیگر آن انسان قبلی نیست و خداوند مسیر جدید و مهمی برای او گشوده است .
ابراهیم تمام وقت آزاد خود را به مطالعه کتاب مقدس و بررسی مسیحیت پرداخت و عشق خدمت به خداوند عیسی مسیح در او شعله گرفت . ابتدا خدمت خود را با خرید انجیل و پخش آن در اطرافیان خود آغاز نمود و مدتی بعد با جوامع مسیحی آشنا شد که آنها بیشتر توانستند او را در این عشق یاری کنند. چون ابراهیم تا سوم راهنمایی درس خوانده بود امکان دانشگاه رفتن برایش نبود اما در دانشکده مجازی ۲۲۲ ثبت نام نمود و از این طریق توانست آموزش های فراوانی ببیند سپس با کانون یوحنای رسول در تهران آشنا شد و ۱سال دیگر در این مدرسه کاتولیک تحصیل کرد تا اینکه در ۲۸/۱۰/۱۳۸۹ وزارت اطلاعات او را به دلیل توزیع انجیل و تشکیل کلیسای خانگی بازداشت و در نهایت به ۱۰ماه حبس محکوم نمود.
او پس از اولین آزادی خود به محل کار قبلی خود بازگشت وبا اینکه می دانست دوباره بازداشت می شود ولی با عشقی که به خداوند عیسی مسیح پیدا کرده بود همچنان به فعالیت های عقیدتی خود ادامه می داد. این اتفاق در تاریخ ۱۷/ ۱۲/ ۱۳۹۱  رخداد و ماموران وزارت اطلاعات وی را در محل کار، دستگیر کرده و به جرم تبلیغ مسیحیت,و به یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان سرباز واقع در استان سیستان و بلوچستان محکوم کردند .
اما این محکومیت ها وزارت را راضی نکرد و آنان دست به پرونده سازی با اتهامات سنگین تر زدند و در نهایت ۵ سال حبس در حکم بعدی از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران گرفتند تا این محکومیت ها ارزش وقت و هزینه ای که برای ابراهیم می گذارند را داشته باشد.
ابراهیم فیروزی در دادگاه ها خود را مسیحی نوکیش معرفی نمود و مدعی است که هیچکدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران را زیر پا نگذاشته است و مخالفتی نیز با حکومت ندارد اما چون حکومت ایران سعی دارد جلوی پخش شدن انجیل نجات بخش را بگیرد با اتهامات ناروا و ناحق و غیر واقعی، سنگ جلوی پای او می اندازند.اکنون وی در زندان رجایی شهر مدت حبس غیر قانونی خویش را می گذراند…..

بازداشت بیش از ۱۰ تن از نوکیشان مسیحی در کرج

بازداشت بیش از ۱۰ تن از نوکیشان مسیحی در کرج



روز سه‌شنبه، ۱۹آبان ۱۳۹۴ ماموران امنیتی با یورش به یک کلیسای خانگی در کرج بیش از ۱۰ تن از نوکیشان مسیحی را بازداشت کردند.
این نوکیشان مسیحی برای برگزاری دعا و پرستش در یک کلیسای خانگی در کرج (میدان هفت‌تیر) جمع شده بودند که ماموران امنیتی با یورش به این خانه تمامی افراد حاضر را مورد  ضرب و شتم شدید قرار داده وبازداشت کردند و سپس به مکان نامعلومی انتقال دادند.
 اسامی چندتن از بازداشت شدگان به شرح ذیل می‌باشد.
۱ حسام طاهر
 ۲– امیر حبیبی
 ۳– امید یدالهی
 ۴– مریم باقری
 ۵– علی افکاری
 ۶– علی اباذر
 ۷– هستی جابری
این در حالی است که در ماه‌های گذشته فشارها بر نوکیشان مسیحی ایران افزایش یافته و تعداد زیادی از این شهروندان بازداشت و روانه زندان و محاکم قضائی شده اند.
در همین خصوص، روز یکشنبه گذشته بیش از ۱۳ تن از نوکیشان مسیحی در یک کلیسای خانگی (شهرستان ورامین) بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدندشایان ذکر است تا لحظه تنظیم این خبر هیچ اطلاعی از وضعیت بازداشت شدگان در دست نمی‌باشد.

نغمه عابدینی : کماکان برای آزادی شوهرم تلاش می کنم

نغمه عابدینی : کماکان برای آزادی شوهرم تلاش می کنم



ساعتی بعد از انتشار مطالبی از نغمه عابدینی، همسر کشیش زندانی در ایران مبنی بر توقف فعالیت برای آزادی همسرش، خانم عابدینی در اطلاعیه ای به صدای آمریکا اعلام کرد او کماکان برای آزادی شوهرش تلاش می کند.  

نغمه عابدینی و موسسه حقوقی که پیگیر وضعیت حقوقی آقای عابدینی در آمریکا است، در ایمیلی به فرهاد پولادیخبرنگار صدای آمریکا، به خبر اخیر روزنامه واشنگتن پست واکنش نشان دادند.
خانم عابدینی در این اطلاعیه گفت من از ارسال مطالبی که منعکس شده، پشیمان هستم. این مطالب تحت فشار شدید روانی و احساسی ابراز شد.
نغمه عابدینی تاکید کرد "من قصد دارم برای التیام این وضعیت، سکوت کنم و وقت بیشتری را با فرزندانم بگذرانم.
این فعال حقوق بشر در اطلاعیه خود تاکید کرده "من کماکان برای آزادی شوهرم دعا و تلاش می کنم، چرا که او به خاطر ایمان به مسیحیت، در ایران مورد ظلم قرار گرفته است."
خانم عابدینی از دیگران هم دعوت کرد برای آزادی آقای عابدینی تلاش و دعا کنند.
 
موسسه حقوقی که مسئولیت دفاع از سعید عابدینی را برعهده دارد نیز روز جمعه در اطلاعیه جداگانه ای اعلام کرد که تمرکز آنها بر روی آزادی و بازگرداندن سعید عابدینی به آمریکا بوده و پیگیری پرونده او را ادامه می دهند. به نوشته این موسسه، سعید عابدینی در زندان تحت آزار فیزیکی و روانی بوده و نیاز به مراقبت پزشکی نیاز دارد.
سعید عابدینی به اتهام آنچه که "اقدام علیه امنیت ملی از طریق راه‌اندازی کلیساهای خانگی" عنوان شده است،  به ۸ سال حبس محکوم شده و از سال ۱۳۹۱ تاکنون در ایران زندانی است.
پیشتر روزنامه واشنگتن پست در گزارشی نوشت، نغمه عابدینی با تغییر جهتی غیرمنتظره اعلام کرده است که به دلیل آزار و بدرفتاری های همسرش، از کارزار تبلیغاتی برای آزادی او کنار  می رود.
همسر کشیش عابدینی می گوید این آزارها از ابتدای زندگی مشترکشان آغاز شده بود و هنوز ادامه داشت. وی اشاره نکرد چطور این آزارها ادامه داشته، در حالی که شوهر او از سال ۹۱ در ایران زندانی است.
روزنامه واشنگتن پست نوشته است نغمه عابدینی، پس از بازداشت همسرش در سال ۲۰۱۲ میلادی به یک چهره مبارز در امر آزادی مذهب تبدیل شده بود. اما او به تازگی دو سخنرانی خود در همین زمینه را لغو کرده است.
خانم عابدینی پیشتر در چندین مصاحبه ختصاصی با  بخش فارسی صدای  آمریکا، بارها خواستار آزادی همسرش از زندان شده بود.
تلاش های صدای آمریکا برای تماس با او و گفتگو درباره گزارش امروز واشنگتن پست هنوز نتیجه نداده است. از سوی دیگر، سعید عابدینی که هم اکنون در ایران در حبس است، هنوز به این خبر واکنشی نشان نداده است.

حذف برنامه ریزی شده رهبران کلیساهای ایران توسط سپاه

حذف برنامه ریزی شده رهبران کلیساهای ایران توسط سپاه



واضح است که ماموران اطلاعات ازاین فشارها برای خانه نشین کردن کشیشان و ایمانداران درکلیساهای رسمی و عمده شهرهای اصلی و بزرگ ایران یعنی تهران، اصفهان، شیراز و اهواز و غیره به طور مرتب استفاده می کنند.
ماه دسامبر  و سال میلادی تمام شد  و سال نو آغازگشت.  ایام کریسمس و سال نو مسیحی را گذراندیم.  در چند سال گذشته فرا رسیدن این ایام برای مسیحیان ایرانی مصادف با افزایش فشارهای حکومت بر آنها بود. امسال نیز جامعه مسیحی ایران آماده شروع دوباره چنین برخوردهائی به انتظار نشست. بنابر این  وقتی در آخرین روزهای دسامبر  خبر حمله به یک جمع کریسمسی  در تهران و بازداشت کشیش "ورویر آوانسیان"   منتشر شد کسی متعجب نشد.  به ویژه  در یک سال گذشته که حکومت اسلامی تلاش فراوانی برای به تعطیل کشاندن کلیساهای مسیحی ثبت شده ایران و به انزوا کشاندن رهبران آنها انجام داده است.
در یک دهه گذشته که کلیساهای خانگی در ایران شروع به رشد و تکثیر خودجوش نمودند، همواره حکومت جمهوری اسلامی با سیاست دستگیری ایمانداران و فعالان کلیساهای خانگی تلاش کرده تا به خیال خود آنها را محدود نماید. ماموران امنیتی نظام در سالهای اولیه تلاش می کردند تا سر و صدای قضیه در نیاید تا به خیال خودشان  باعث همه گیر شدن این پدیده نشوند. فشار بر کلیساهای رسمی و ثبت شده کشور هم همچنان سه دهه گذشته به بهانه حفظ شئونات اسلامی در ایام جشنهای کریسمس و سال نو میلادی با شدت ادامه داشت.
اما از دو سال پیش سرویسهای امنیتی و نظامی ایران که می دیدند همه تمهیدات و تدابیرشان برای ریشه کن کردن مسیحیت از کشور و یا حداقل محدود نگه داشتن آن به اقوام ارمنی و آشوری با شکست روبرو شده، تصمیم گرفتند شمشیر را از رو ببندند و به مقابله علنی با پیروان عیسی مسیح در ایران آنها را وادار به دست برداشتن از ایمان دینیشان یا ترک کشور بنمایند.
حمله علنی
به دنبال تبلیغات بسیار زیاد نیروهای نظامی امنیتی در طی سال 1389  علیه فعالیت مسیحیان بشارتی و کلیساهای خانگی، عاقبت علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در همان سال کلیساهای خانگی و رشد ایمان مسیحی را از بزرگترین خطرهای تهدید کننده نظام اسلامی تحت فرمان خود خواند. این بیانات او مجوز حمله علنی به کلیساهای خانگی شد و در دی ماه  آن سال در ایام کریسمس چند صد نفر از نوکیشان مسیحی در شهرهای ایران و بویژه پایتخت یعنی تهران و توابع آن بازداشت شدند. مرتضی تمدن استاندار تهران در پی این بازداشتها در رسانه های رسمی ایران اظهار داشت که  از این پس دستگیری و سخت گیریهای بیشتر علیه مسیحیان ایران توسط حکومت اجرا خواهد شد.
در تمام طول سال 1390  این وعده مسئولان نظام برای فشار بیشتر بر مسیحیان ایران با قدرت تمام از سوی نیروهای امنیتی و دستگاههای قضائی اسلامی  به شدت پی گیری شد. فشار بر بازداشت شدگان و  خانواده ها و دوستان  آنها در طول مدت بازداشت و پس از آن ، همچنین ایجاد فضای امنیتی و پلیسی از طریق احضارهای مکرر به مراکز بازجوئی  و بازداشت مجدد برخی از فعالان مسیحی در شبکه های اجتماعی اینترنتی و یا کسانی که در توزیع کتب مقدس مسیحی مسیحی دست داشتند، از جمله این موارد بود.
از یک سال قبل با نزدیک شدن به ایام کریسمس این فشارها بازهم تشدید شد. اما این بار فقط کلیساهای خانگی و مسیحیان فعال در آنها نبودند که هدف حملات حکومت اسلامی قرار گرفتند. کلیساهای رسمی و دارای مجوز کشور که سابقه تاسیس آنها به سالهای پیش از انقلاب اسلامی 1357 برمی گردند و برخی با قدمت بیش از نیم قرن هستند، هدفهای جدید رژیم بودند.
هجوم در اهواز
این سری حملات جدید با هجوم مردان نقاب پوش به  سرویس کریسمس  کلیسای جماعت ربانی اهواز در جمعه دوم دی ماه 1390 علنی شد. ماموران امنیتی که روی خود را با نقابهای سیاه پوشانده بودند همه حاضران در محل کلیسا حتی کودکان حاضر در مراسم ویژه کودکان را با خود به مراکز امنیتی منتقل کردند. هر چند بیشتر حاضران در آن کلیسا بعد از بازجوئی و ثبت مشخصات آزاد شدند ولی کشیش کلیسا و همسرش به همراه دوتن از خادمان تا مدتها در بازداشت ماندند و عاقبت با وثیقه های سنگین مالی به طور موقت تا زمان رسیدگی به اتهاماتشان آزاد شدند. این کلیسا پس از آن دیگر اجازه فعالیت نیافت و در آن بسته شد و اکنون در اشغال دادگاه انقلاب اهواز می باشد.
البته این اولین مورد حذف و تعقیب یک رهبر کلیسای رسمی در کشور نبود. پیش از آن در سال 1388 کلیسای شهرآرای تهران و در اوایل سال 1389 کلیسای پنطیکاستی کرمانشاه که هردو کلیساهای آشوری بودند به جرم غسل تعمید دادن مسلمانان مسیحی شده تعطیل گردیدند  و رهبران آنها مورد تعقیب قضائی قرار گرفتند.
قبل از آن نیز کلیساهای جماعت ربانی ارومیه و شاهین شهر با اتهامات مشابه و بهانه های واهی روبرو شدند. آن دو کلیسا نیز از سوی حکومت تعطیل شدند و ایمانداران مسیحی از ورود به آنها منع گردیدند.
از چهار کلیسائی که تا پیش از کلیسای جماعت ربانی اهواز  توسط حکومت اسلامی به تعطیلی کشانده شد فقط دو کلیسای جماعت ربانی ارومیه و آشوری شهرآرا با تغییر مدیریت و تحت نظارت کامل دولتی مجوز اداره کار گرفتند به شرط آنکه از پذیرش مسلمان زاده ها و نوکیشان مسیحی به کلیساهای خود جلوگیری کنند. اما رهبران این چهار کلیسا یعنی کشیش رهبر کلیسای جماعت ربانی  ارومیه، کشیش ادیسون غریبیان رهبر کلیسای جماعت ربانی شاهین شهر، کشیش ویلسون عیسوی رهبر کلیسای پنطیکاستی کرمانشاه و پدر ویکتور رهبر کلیسای شهر آرای اصفهان هرگز نتوانستند دوباره به کار خود ادامه دهند و مورد تعقیب قضائی قرار گرفتند.
بعد از هجوم به کلیسای جماعت ربانی اهواز فشار علنی برای در انزوا قراردادن رهبران کلیساهای ثبت شده ایران و اجبار آنها به ترک کار و رفتن از ایران به طور بی سابقه ای با استفاده از روشهای مختلف شدت گرفت.
فشار به اصفهان
این فشارها بر کشیش "لئونارد کشیشیان" رهبر کلیسای جماعت ربانی  اصفهان به وسیله کنترل شدید و احضارهای مکرر به نهادهای امنیتی و بازجوئی های پی درپی به مدت دو سال باعث شد عاقبت او در سال 1391 مجبور به مهاجرت اجباری از کشوربشود. نامبرده در شب سال نو میلادی 2010 (جمعه 10 دی ماه 1389) به اداره اطلاعات احضار شده بود و حدود یک ماه در بازداشت ماند. بعد از مهاجرت او گروه امنیتی جدیدی که نظارت بر کلیساهای اصفهان دومین شهر بزرگ ایران را بر عهده گرفتند با گماردن ماموران ثابت ضمن کنترل ورود و خروج ایمانداران مسیحی از اجرای مراسم مذهبی و موعظه توسط سرپرست جدید معرفی شده  کلیسا به بهانه های واهی  جلوگیری می کنند و با روش تهدید تلاش می کنند اعضای کلیسا را وادار کنند که داوطلبانه از آمدن به کلیسا خودداری کنند.
همین وضعیت در کلیساهای حوزه اسقفی اصفهان نیز مشاهده می شود. در این شهر اکنون ماموران اداره ارشاد اسلامی و عوامل سرویسهای امنیتی به جای کشیشها کلیساها را اداره می کنند. این افراد در همه امور کلیسا دخالت می کنند و مرتب با تذکرهای خود به افرادی که در کلیسا حاضر می شوند، تلاش می کنند به هرترتیب از تعداد شرکت کنندگان در جلسات بکاهند. آنها رهبران کلیساها را تهدید می کنند که حتی یک کلمه با غیر مسیحیان حرف نزنند و به زبان ساده تر مسلمان زاده ها را اصلا تحویل نگیرند.از طرف دیگر به شدت مراقبت می کنند که شخص جدیدی به کلیسا نیاید.
آنها مدتی پیش از کشیش "شریفیان" رهبر کلیسای "حضرت لوقا" خواستند که کپی کارت ملی ، برگ تعمید و آدرس و شماره تلفن تمام ایماندارانی که به آن کلیسا رفت و آمد می کنند در اختیارشان بگذارد. ماموران تاکید کردند که اگر کسی این مدارک را تحویل ندهد حق شرکت در جلسات کلیسا را ندارد. بعد از درخواست کشیش کلیسا برای ارائه این مدارک از سوی حاضران در جلسات کلیسا، عده ای از دردسرهای بعدی ترسیدند و تصمیم گرفتند دیگر به کلیسا نروند.
در 3 اسفند 1390 ماموران امنیتی کشیش "حکمت سلیمی" رهبر کلیسای "پطرس مقدس" اصفهان را بازداشت کردند. بعد مشخص شد که همزمان با او تعداد دیگری از مسیحیان فعال در کلیساهای حوزه اسقفی اصفهان ( کلیسای حضرت لوقا و کلیسای پطرس مقدس) نیز بازداشت شده اند که فقط اسامی و مشخصات 9 نفر از آنها در رسانه ها درج شد. به  کشیش حکمت سلیمی  اتهام تبشیر مسیحیت، نشر بدون مجوز کتاب و دادن تعمید تفهیم شد. بقیه بازداشت شدگان نیز برای بشارت مسیحی ، شرکت در کنفرانسهای مسیحی، توزیع انجیل و تشکیل کلیساهای خانگی تحت پی گرد قرار گرفتند. کشیش سلیمی و بقیه این افراد پس از گذشت هفتاد روز به تدریج به طور موقت با سپردن وثیقه مالی تا زمان رسیدگی به اتهاماتشان در دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان آزاد شدند.
محدودیتها در تهران
در تهران از روز 5 اسفند 1390 برگزاری هرنوع مراسم مذهبی و برنامه پرستشی مسیحی به زبان فارسی در کلیسای انجیلی ارامنه تهران ، روزهای جمعه  ممنوع شد. ماموران ابلاغ کننده این حکم که از سوی مراجع حکومتی صادر شده است به رهبران کلیسا اعلام کرده اند که دیگر حق برگزاری جلسات مذهبی مسیحی به زبان فارسی در روزهای جمعه را ندارند.آنها مسئولین کلیسا را تهدید کرده اند که اگر باردیگر بخواهند برنامه های مسیحی خود را در روز جمعه که روز مقدسی برای مسلمانان محسوب می شود ادامه دهند با بمب گذاری در کلیسا روبرو خواهند شد!
همزمان برگزاری جلسات آموزشی برای نوایمانان مسیحی در کلیسای جماعت ربانی  مرکز نیز از  به کلی  ممنوع اعلام شد و این کلاسها  دیگر برگزار نگردید.این جلسات که روزهای شنبه  در کلیسای  مرکز برگزار می شد بخشی از برنامه عادی این کلیسا محسوب می گردد که برای سالیان متمادی در حال اجرا بود.البته  ممنوعیت جلسات روز جمعه  از دو سال قبل برای کلیسای مرکزی جماعت ربانی  نیز اعمال شده بود و این کلیسا از روی اجبار تمام سرویسهای مذهبی خود را در روزهای یکشنبه اجرا می کند که در ایران روز تعطیل نیست.
در کلیسای جماعت ربانی مرکز به شدت از طرف ماموران حکومت به خادمان کلیسا برای ندادن بشارت به غیر مسیحیان تذکرات سفت و سخت داده میشود. از آنها می خواهند که از پذیرش تازه واردان خودداری کنند. ماموران حکومت به صورت فزاینده ای مسئولان کلیسا را مورد تهدید قرار می دهند. بطور مثال یکی از این ماموران رابط حکومت در نشستی با رهبران و خادمان کلیسا به آنها گفته بود: "اگر با ما همکاری نکنید و دستورات ابلاغ شده توسط ما را مو به مو انجام ندهید آنوقت ممکن است عده ای جمع شوند و به کلیسا حمله کنند و همه چیز را اینجا از بین ببرند.در چنین وضعی نیروهای امنیتی حکومت از شما در برابر آنان هیچ حمایتی نخواهند کرد." منظور این مامور تهدید کلیسا به حمله لباس شخصیهای شناخته شده مزدور حکومت اسلامی در صورت نادیده گرفتن دستورات محدود کننده بوده است. همه این تهدیدات وقتی انجام می گرفت که رهبران کلیسای مرکز برای اعلام اسامی ایمانداران حاضر در جلسات خود و تحویل کپی کارت شناسائی ملی آنها،از سوی مقامات امنیتی تحت فشار بودند.
در19 خرداد1390  کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران گزارش تعطیلیکلیسای جنت آباد تهران را منتشر نمود. بنا  به اطلاعیه کمپین، این کلیسا به دستور عوامل سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مجبور به تعطیل دائم همه فعالیتهای خود از تاریخ 6 خرداد 1391شد. کلیسای جنت آباد از کلیساهای زیر مجموعه کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران و دارای سرویسهای مذهبی به زبان فارسی بود.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر، آن را یک توطئه برنامه ریزی شده برای تعطیل تمام کلیساهای پروتستان خواند واعلام کرد که پرونده کلیساهای جماعت ربانی در تهران به "اطلاعات سپاه" داده شده است. مطابق اطلاعیه کمپین از  حدود یک ماه قبل از آن  تمام مسئولان سابقی که از سوی حکومت با کلیساهای تهران در ارتباط بوده اند عوض شده اند. ماموران جدید خود را کارکنان "سازمان اطلاعات سپاه پاسداران" معرفی کرده، گفته اند از سوی مقامامات بالا پرونده کلیساهای جماعت ربانی از دست وزارتخانه های اطلاعات و ارشاد اسلامی خارج شده است و از این پس اطلاعات سپاه مسئول رسیدگی به امور مربوط به کلیساهای جماعت ربانی در ایران می باشند. اطلاعات سپاه از سازمانهای موازی اطلاعاتی در ایران می باشد که مستقیم زیر نظر دفتر رهبر جمهوری اسلامی کار می کند و عوامل آن به سختگیری بیش از حد به مخالفان شهرت دارند.
مدیر ارشد کمپین حقوق بشر برای ایران در پایان اطلاعیه اضافه کرده بود: ترس فعالان حقوق بشر این است که عدم واکنش جهانی نسبت به تعطیلی این کلیسا علنی و رسمی در ایران باعث تشویق حکومت جمهوری اسلامی به بستن کلیه کلیساهای رسمی در ایران بشود. چنین امری در صورت تحقق می تواند ضربات زیادی به مسئله آزادی همه مذاهب در ایران بزند.
پیش بینی کمپین حقوق بشر برای ایران درست از آب در آمد. در 5 مرداد 1391ماموران اطلاعات سپاه پاسداران به کلیسای "عمانوئیل" تهران هجوم بردند و از کشیش "سرگی شاوردیان" رهبر این کلیسا و سایر حاضران در محل خواستند فوری آنجا را ترک نمایند. آنها به رهبران کلیسا گفتند که مجوز فعالیت این کلیسا لغو شده است و از این پس اجازه برگزاری مراسم پرستشی و نیایشی یا هرگونه فعالیت مسیحی در آن مکان را ندارند. دو ماه قبل از آن مهندس مهرداد سجادی 35ساله به همراه همسرش خانم "فروغ دشتیان پور"  از اعضای فعال و مشایخ کلیسای عمانوئیل تهران در روز 4 خرداد 1391 توسط ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات ایران بازداشت شده بودند. خانم دشتیان پور بعد از چند هفته آزاد شد . ولی همسرش همچنان در بازداشت به سر می برد و از وضعیت حقوقی نامشخصی برخوردار است. بعد از اخراج اجباری رهبر کلیسا و بسته شدن دفتر آن ، اعضای فعال کلیسا نیز در جریان قرار گرفتند و از آنها خواسته شد دیگر در روزهای یک شنبه به محل کلیسا مراجعه نکنند. ایمانداران مسیحی دیگر کلیسا که از ماجرا خبر نداشتند وقتی روز یک شنبه  8 خرداد 1391به محل کلیسا مراجعه کردند با درهای بسته آن مواجه شدند.
کشیش و رهبر کلیسای عمانوئل تهران سرگی شاوردیان در چندین نوبت به نهادهای امنیتی و اطلاعاتی تهران بزرگ احضار شد و برای جلوگیری از فعالیتهای تبلیغی ایمانداران کلیسای خود به خصوص پایان دادن به موعظه های مهرداد سجادی تحت فشار قرار گرفت. ایشان حتی در یک مورد به مدت 2 شب نیز تحت بازداشت موقت بود.
کشیش شاوردیان که همواره تلاش فراوانی برای اجرای کامل همه مقررات و محدودیتهای وضع شده از سوی حکومت در مورد کلیساها می کرد، ضمن قبول همه دستورات ابلاغ شده توسط نهادهای امنیتی و نظارتی دولت، هرگز حاضر به پذیرش دخالتهای مستقیم افراد غیر مسئول در امور رهبری روحانی کلیسا نبود. از این رو به شدت مورد خشم ماموران امنیتی قرار گرفت. این بود که عوامل امنیتی حکومت  تلاش مجدانه ای را برای تغییر کشیش سرگی از طریق شورای اجرائی کلیساهای انجیلی تهران آغاز کردند.
عوامل امنیتی بعد از مدت کوتاهی به شرط عدم حضور کشیش شاوردیان در کلیسا با باز شدن ظاهری درهای کلیسا تحت نظارت مستقیم  و مدیریت پشت پرده ماموران اطلاعات سپاه موافقت کردند. آنها خواستار آن شدند که ایشان نه تنها به عنوان کشیش و رهبر بلکه به عنوان یک ایماندار ساده نیز حق ورود به کلیسای عمانوئیل را نداشته باشد. آنهاهمچنین اسم چند ایماندار قدیمی و فعال کلیسا را نیز اعلام کرده و ورود آنها را به کلیسا ممنوع نمودند.
قبلا در ماه ژانویه همان سال خبرگزاری مسیحی "کمپس دایرکت نیوز" خبر داده بود که این کلیسای مسیحی  تهران؛کلیسای عمانوئیل و "کلیسای پطرس مقدس"  که دارای جلسات پرستشی و موعظه مسیحی به زبان فارسی بودند مجبور شدند جلسات خود به زبان فارسی را در روزهای جمعه تعطیل کنند.
بازداشتها در شیراز
در 19 بهمن ماه 1390 ماموران امنیتی و نظامی  به یک کلیسای خانگی در شیرازهجوم بردند و عده ای را بازداشت کردند. سه نفر آنها به فاصله کوتاهی و یک نفر بعد از هشت ماه به طور موقت  آزاد شدند ولی 4 نفر آنها از جمله  صاحب خانه ای که کلیسا در آن تشکیل شده بود همچنان در بازداشت هستند و بلا تکلیف بین زندان و دادگاه انقلاب اسلامی شیراز در رفت و آمد می باشند. پس از این بازداشت  کلیساهای اسقفی شیراز نیز به بهانه های واهی مورد نظارت شدید و آزار و اذیت کشیشان و رهبرانشان قرار گرفتند.
در کلیسای "شمعون غیور" آن شهر این ماموران بر همه چیز حتی سرودهای پرستشی کلیسا نظارت می کنند. یک مامور اطلاعات و امنیت  تمام اختیارات کشیش کلیسا را در دست گرفته است و در عمل "کشیش اشرفی" رهبر کلیسا را از اداره امور کلیسا کنار گذاشته. مامور مذکور رهبران کلیسا را دائم تهدید می کند که در صورت عدم اجرای دستورات او کلیسایشان توسط مقامات قضائی برای همیشه تعطیل خواهد شد. این مامور امنیتی برخوردهای شخصی بدی با ایمانداران قدیمی کلیسا دارد و با آنها طوری رفتار می کند که به قول خودش پایشان از کلیسا قطع شود. در موارد بسیاری ایمانداران کلیسای شمعون غیور به خاطر این فشارها از رفتن به کلیسا صرف نظر کرده اند چون از درگیر شدن با ماموران اداره اطلاعات می ترسند.
دست آخر اینکه در اوایل مهرماه 1391 خبر دستگیری 30 نفر از نوکیشان مسیحی شیراز منتشر شد. در بین آنها که به دلایل امنیتی اسامی آنها هنوز رسما اعلام نشده است چند تن از اعضای کلیساهای اسقفی شیراز نیز وجود داشتند. خبرگزاریهای وابسته به حکومت جمهوری اسلامی این دستگیریها را تائید کردند و تعداد بازداشت شدگان را در شهرهای استان فارس 40 نفر اعلام کردند. گزارشات رسیده نشان می دهد که خانواده های دستگیر شدگان و آن عده که تا کنون آزاد شده اند به شدت تحت مراقبت و کنترل دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی هستند. گفته می شود ماموران آنها را حتی در صورت داشتن یک تماس مشکوک دوباره احضار و بازداشت می کنند. ایمانداران کلیساها نیز از ترس بازداشت و پی گیری جرات رفتن به کلیسای خود را که سالها در آن به عبادت خدا می پرداختند ندارند.
مقصود نهائی
اکنون واضح است که ماموران اطلاعات از این فشارها ی سیستماتیک و برنامه ریزی شده   برای خانه نشین کردن کشیشان  و ایمانداران در کلیساهای رسمی  و عمده شهرهای اصلی و بزرگ ایران یعنی تهران، اصفهان، شیراز و اهواز و ... به طور  مرتب استفاده می کنند.
هدف آنها که چندان هم تلاش برای پنهان کردن آن ندارند این است که با خالی کردن محتوای کلیساها و فشار روز افزون بر رهبران و ایمانداران، کلیساهای قدیمی به تدریج خودشان از درون بپاشند و تعطیل شوند. آنها گمان می کنند که اینگونه جامعه جهانی متوجه ضدیت آنها با آزادی مذهبی و حقوق اقلیتها نخواهد شد و یا نمی تواند بر آنها در مجامع بین المللی ایرادی بگیرد.
حکومت جمهوری اسلامی با گماردن ماموران امنیتی خشن و نیروهای زبده اطلاعاتی برای مقابله با گسترش مسیحیت در ایران، تلاش سازمان یافته و طراحی شده ای برای منزوی کردن رهبران مسیحی  و خارج کردن اداره کلیساها از دست آنها با روشهای جاسوسی و تفرقه افکنانه دارد. آنها می خواهند در نهایت این رهبران را با افزودن فشارها مجبور به مهاجرت از ایران بکنند و بعد آنها را عوامل تحریک شده دشمنان جمهوری اسلامی معرفی کنند.
مقصود نهائی رهبران جمهوری اسلامی و روحانیون تندرو شیعه از این اعمال تعطیلی کامل همه کلیساها در ایران و توقف هرگونه مراسم نیایش و پرستش مسیحی در این کشور می باشد. رفتار آنها با کلیساها و رهبران مسیحی باعث ایجاد یک نگرانی بزرگ در جامعه مسیحیان ایران برای از دست دادن همین حداقل امکانات موجود برای پرستش خداوند در کشورشان می باشد.
رفتارهای حکومت ایران در مورد مسیحیان به طور کامل مغایر با اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر و قوانین بین المللی درباره آزادی مذهبی است که جمهوری اسلامی متعهد یه رعایت آن میباشد.

۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

کلیه آیاتی که در کتاب مقدس اشاره به شادی دارند. هللویا




یوحنا ۱۵:‏۱۱ این را به شما گفتم، تا خوشیِ من در شما باشد؛ و شادیِ شما کامل گردد.
وقتی اعتماد خود را بر مسیح قرار می‌دهیم، خدا ما را از شادی لبریز می‌سازد.

رومیان ۱۵:‏۱۳ الان خدای امید، شما را از کمال خوشی و سلامتی در ایمان پر سازد.
ملکوت خدا، شادی است.

رومیان ۱۴:‏۱۷ زیرا ملکوت خدا، اَکل و شُرب نیست، بلکه عدالت و سلامتی و خوشی در روح‌القدس.
ثمرۀ روح خدا در ما، شادی است.

غلاطیان ۵:‏۲۲ لیکن ثمرۀ روح، محبت و خوشی و سلامتی است.
هدف از هر آنچه رسولان انجام داده، و به نگارش درآوردند، شادی بود.

دوم قرنتیان ۱:‏۲۴ نه آنکه بر ایمانِ شما حکم کرده باشیم، بلکه شادیِ شما را مددکار هستیم.
مسیحی شدن یعنی دست یافتن به آن شادی که شما را مایل می‌گرداند تا از هر چیز دیگر دست کشید.

متی ۱۳:‏۴۴ و ملکوت آسمان، گنجی را ماند، مخفی شدۀ در زمین، که شخصی آن را یافته، پنهان نمود؛ و از خوشیِ آن رفته، آنچه داشت فروخت؛ و آن زمین را خرید.
شادی، با کلام خدا در کتاب‌مقدس، جان گرفته، و بقا می‌یابد.

مزمور ۱۹:‏۸ فرایض خداوند راست است؛ و دل را شاد می‌سازد.
شادی بر غم و اندوهِ آنانی که بر مسیح اعتماد می‌کنند، چیره می‌گردد.

مزمور ۱۲۶:‏۵ آنانی که با اشکها می‌کارند، با ترنّم درو خواهند نمود.

مزمور ۳۰:‏۵ شامگاه، گریه نزیل می‌شود. صبحگاهان، شادی رخ می‌نماید.
خدا خودش شادیِ ماست.

مزمور ۴۳:‏۴ آن‌گاه به مذبح خدا خواهم رفت، به سوی خدایی که سُرور و خرمیِ من است.

مزمور ۱۶:‏۱۱ طریق حیات را به من خواهی آموخت. به حضور تو کمال خوشی است؛ و به دست راست تو لذتها تا ابدالاباد.
شادی در خدا، از همۀ شادیهای زمینی سبقت می‌جوید.

مزمور ۴:‏۷ شادمانی در دل من پدید آورده‌ای، بیشتر از وقتی که غلّه و شیرۀ ایشان افزون گردید.
اگر شادی شما در خداست، هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از شما بگیرد.

یوحنا ۱۶:‏۲۲ الان محزون می‌باشید، لکن باز شما را خواهم دید؛ و دل شما خوش خواهد گشت؛ و هیچ‌کس آن خوشی را از شما نخواهد گرفت.
خدا همۀ امتها، و همۀ مردم را فرا می‌خواند، تا به شادی که او به همۀ ایمانداران عطا می‌نماید، بپیوندند. هیچ تبعیض نژادی وجود ندارد. هیچ نژادپرستی وجود ندارد.

مزمور ۶۷:‏۴ امتها شادی و ترنّم خواهند نمود.

مزمور ۶۶:‏۱ ای تمامی زمین، برای خدا بانگ شادمانی بزنید.
کل پیغام مسیحیت، از ابتدا تا به انتها، خبر خوشِ شادیِ عظیم است.

لوقا ۲:‏۱۰ فرشته ایشان را گفت: «مترسید! زیرا اینک بشارتِ خوشیِ عظیم به شما می‌دهم، که برای جمیع قوم خواهد بود».

اشعیا ۵۱:‏۱۱ و فدیه‌شدگانِ خداوند، بازگشت نموده، با ترنّم به صهیون خواهند آمد؛ و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود؛ و شادمانی و خوشی را خواهند یافت؛ و غم و ناله فرار خواهد کرد.
وقتی در بازگشت دوبارۀ مسیح، او را ملاقات کنیم، به شادیِ ماندگارش وارد خواهیم گشت.

متی ۲۵:‏۲۳ آقایش وی را گفت: «آفرین ای غلام نیکِ متدیّن . . . در خوشی خداوندِ خود داخل شو».
شاید تکان دهنده‌ترین چیزی که در سال ۱۹۶۸ تجربه کردم، این بود که واضح و آشکار به این مشاهده رسیدم که شاد بودن در خدا، یک حکم است. می‌توانید این حقیقت را در صفحۀ دوم این کتابچه مشاهده نمایید:

مزمور ۳۷:‏۴ و در خداوند تمتّع ببر، پس مسألت دل تو را به تو خواهد داد.

مزمور ۳۳:‏۱ ای صالحان در خداوند شادی نمایید! زیرا که تسبیح خواندن، راستان را می‌شاید.

مزمور ۳۲:‏۱۱ ای صالحان در خداوند شادی و وجد کنید؛ و ای همۀ راست‌دلان ترنّم نمایید.

هللویا، خداوندا شکر بخاطر وجودت