Translate

۱۳۹۴ آبان ۱۷, یکشنبه

يكشنبه ى زيبا

امروز طبق روال هر يكشنبه به كليسا رفتم و با خيل عظيمى از جمعيت مواجه شدم، حسابى خوشحال شدم و در عين حال متعجب هم بودم كه يعنى چه خبر ميتونست باشه؟!!!
تا اين كه ليزا رو تو اون جمعيت پيدا كردم و واسم تعريف كرد كه قضيه از چه قراره،. 
قرار بود بعد از مراسم دعاى كليسا از يه نقاش معروف دانماركى به نام مايكل آنكر تجليل بشه، انصافاً مراسم خوب و آموزنده اى بود و بسيار بركت گرفتيم. 
در انتهاى پستم يكى از آثار معروف اين نقاش رو براتون گذاشتم. 
امروز در مراسم دعا از خداى پدر خواستم حافظ سواكم باشه و بهم كمك كنه تا بتونم نشونى ازش پيدا كنم. الان دقيقاً ٢٤ روز كه ازش بى خبرم واز خدا ميخوام هرجا كه هست سلامت باشه. 
در آخر از همتون خواهش دارم كه واسه زندانيان مسيحى و براى آزادى هرچه سريعتر اونها دعا كنيم و از خداى پدر،پسر و روح القدس بخوايم كه افكار پوسيده و ظلم و استكبار رو از كشور عزيزمون براندازه و اميدى تازه به جووناى كشورمون بده. 
خداوندا ميطلبيم در نام تو با شكرگزارى. 
آمين آمين آمين

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر