Translate

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۰, جمعه

با خواندن این گزارش در مورد کلیساهای ترکیه باید تاسف خورد، آیا مسیحیت واقعی اینه؟



گزارش‌های غیر رسمی، اما مستند درباره ( تعدادی) از کلیساهای فارسی زبان در ترکیه نشان می‌دهد که فعالیت آنها به علت “وجود بعضی حواشی” از مسیر اصلی خود دور شده و عملکرد منفی آنها به جایگاه این نهاد مقدس لطمه وارد می‌کند و به نوعی در جامعه مسیحیان فارسی زبان تاثیر منفی گذاشته است.








حدود شش صبح به آنکارا رسیدم، آنکارا و آن سرمای استخوان‌سوزش، سرانگشتانم بی‌حس شده بود، زبان ترکی بلد نبودم، آشنا و فامیلی هم نداشتم، همه حواسم به دو سه هزار دلاری بود که به زحمت در ایران جفت و جور کردم، مبادا گم کنم مبادا دزد ببرد، دار و ندارم همان بود. پُرسان پُرسان با ادا و اشاره «آسام» را پیدا کردم.


صف طول و درازی از ایرانی‌ها، عرب‌ها، افغان و حتی آفریقایی‌ها شکل گرفته بود. مأمور تُرک دست و پا شکسته با چاشنی خشونت صدا می‌زد «فارسی؟عربی؟» با چمدانی از دلهره گفتم «ایرانی»، در صف ایستادم، آنچه بر من گذشته بود مثل فیلم از مقابل چشمانم می‌گذشت. مراحل طولانی و پر استرس ثبت نام که تمام شد من ماندم و سرنوشت نامعلوم و سوالی که هر لحظه از خودم می‌پرسم اینجا چه کار می‌کنم؟ سرنوشتم چه می‌شود؟


این‌ها روایتی از اولین ساعت‌های پناهجوئی‌ است، به قول شاملو درد مشترک…


آنهایی که در کشور به جرم دگراندیشی، مسیحیت، مشکلات سیاسی و اجتماعی و خیلی دلایل دیگر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند از بیم جانشان خود را به ترکیه رساندند و پناهنده شدند. اما پرسش این است چه میزان از آنهایی که از طریق کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگی می‌کنند در ایران مشکلاتی داشتند و یا با مخاطرات امنیتی و جانی روبه رو بوده اند؟


خبرنگار«محبت‌نیوز» در ترکیه به سراغ پناهندگانی رفته که ایماندار ( مسیحی) هستند و با آنها درباره «مسیحیت نه برای ایمان بلکه به عنوان کِیس پناهندگی» گفتگو کرده روایاتی تلخ از حقایقی تلخ‌تر و اضافه می‌شود (تمام اسامی بنا به دلایل امنیتی مستعار انتخاب شده و برای صحت آنها از منابع مختلف تحقیق صورت گرفته است)


ردیف‌های خاص برای افراد “خاص”

منصور از نوکیشان مسیحی است که دوسال پیش در ایران به اتهام “گرویدن به مسیحیت و تبلیغ علیه نظام به زندان” افتاده و حدود یک سال و نیم است که در ترکیه پناهنده شده.


او می‌گوید «باور بر این است که اگر کسی در کلیسا خدمت کند کیس قوی‌تری خواهد داشت، بنابراین بعضی از افراد برای رسیدن به یک جایگاه خدمتی در کلیساها دست به هرکاری می‌زنند، بدترین اتفاق در بسیاری از کلیساهای ترکیه ( به گفته منصور ) باند بازی است، یعنی آنهایی که به دلایل فامیلی یا پیشینه دوستی به کشیش یا مسئولان کلیسا نزدیک هستند عهده‌دار مسئولیت می‌شوند. منصور اضافه می کند؛ کشیش‌هایی را می‌شناسم که تمام مسئولیت‌ها در کلیساها را به اقوام خود داده اند، بعضی کلیساها افراد خاص سوگلی هستند و در ریف‌های جلو صندلی ویژه‌ دارند یعنی یک هزار فامیل انحصاری!»


تجارت پر سود برگه تعمید

منصور درباره واقعیت تلخ دیگری صحبت می‌کند که همراه با گردش مالی قابل توجه ای برای بانیان آنان همراه هستند.


او می‌گوید گرچه بسیاری از کلیساها و ایمانداران و کشیش‌ها مسیری انسانی و به دور از انحراف را می‌روند اما کم نیستند سازمانهایی با عناوین مختلف و به اصطلاح مسیحی که در این وادی وارد شدند و فکر جیبشان هستند. اشاره او به غسل تعمیدهای تجاری است. «…هستند افرادی که حاضرند برای اینکه تعمید داده شوند مبالغ هنگفت پرداخت کنند تا برگه غسل تعمید را دریافت کنند و معتقدند برگه تعمید برخی از کلیساها و یا سازمانهای مسیحی خارج از ترکیه (عمومن اروپا و امریکا) کیس‌شان را قوی‌تر می کند، بسته به میزان اعتبار کلیساها، دلالان بین ۲۰۰ تا هزار لیر برای انجام و برگه غسل تعمید دریافت می‌کنند، کاری که منافع شخصی است و در نهایت بدنام کردن کلیساهای راستین. در واقع کسی که چیزی از مسیحیت نمی‌داند و تعریف درستی از آن ندارد اما به لطف پول و پارتی تعمید می‌گیرد.»


توجه بر اساس جنسیت و جذابیت


در این بین اما عده‌ای هستند که درباره نوعی تفکیک بر اساس جنسیت و جذابیت‌های ظاهری حرف می‌زنند.


کم نیستند مسئولانی که در سپردن خدمات یا مشارکت دادن افراد در فعالیت‌های کلیسایی، براساس جنسیت و ظواهر افراد آنها را به کار می‌گیرند.


علیرضا، که کمتر از شش ماه است در ترکیه پناهنده شده می‌گوید که اهل شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی است و «بارها به چشم دیده زنان و دخترانی که زیباترند از احترام بیشتری برخوردار هستند و مورد توجه مسئولان آن تشکیلات واقع می گردند، آنان مخاطبان خاص مسئولین اینگونه کلیسا نماها می شوند و حتی نگاهها بیشتر درگیر آنان است که جذابیت‌های جنسی بیشتری دارند تا افرادی که ظاهر معمولی دارند.»


این نوکیش مسیحی خاطره ناخوشایندی هم از این ماجرا دارد. روزهای اول که در ترکیه به کلیسا رفته و از سلسله مراتب تقرب آگاهی نداشته روی صندلی‌های ردیف جلو نشسته که از او خواستند عقب‌تر برود!


در گفتگویی که « محبت نیوز» با ایمانداران و حتی غیرمسیحیان درباره مسیحیت به عنوان کیس پناهندگی انجام داد نقاط مشترک زیادی بیان گردید. مثلن اینکه بسیاری از آنان که به ترکیه آمدند در ایران مسلمان بودند و با ورود به ترکیه با پرس و جو متوجه شدند «مسیحیت» کیس قابل قبولی است و عنوان کردند که مسیحی هستند و تا زمانی هم که به پیش مصاحبه یا مصاحبه اصلی می‌روند در کلیسا و یا کلیساهای خانگی در ترکیه آموزش‌های مقدماتی را برای خالی نبودن عریضه می‌بینند و روایات ساختگی از شرایطشان در ایران بیان میکنند و جالب اینجاست که اکثر مسئولان کلیسایی نیز حتی به این حقیقت وقوف کامل دارند !


اتفاقاتی که بعضی از آنها روایت می‌کنند مشابه همان برخوردهایی است که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با نوکیشان مسیحی داشته و آنها با استفاده از برخی اسامی و یا روایتهای مشابه برای دریافت قبولی از کمیساریای عالی پناهندگان سوءاستفاده می‌کنند.


مسیحیان حسینی!


وحید می‌گوید «خیلی‌ها در ایران اهل هیات و حسینیه بودند و برای پناهندگی در ترکیه، مسیحی شدند، یا چند ماه قبل از اعلام پناهندگی در ترکیه غسل تعمید می‌گیرند به ایران باز می‌گردند و در بازگشت به ترکیه اعلام می‌کنند که در ایران تحت فشار نهادهای امنیتی قرارگرفتند.»


این در حالیست که بسیاری از نوکیشان مسیحی که در ایران به اتهام مسیحیت و یا فعالیتهای کلیسایی به زندان افتاده‌اند خیلی کمتر حاضرند درباره آن رویدادها اظهار نظر کنند و تا جای ممکن آن را علنی نمی‌کنند.


وحید به کنایه می‌گوید «از دوستی پرسیدم دینت چیست جواب داده مسلمانم، پرسیدم کیس شما چیست؟ گفته مسیحیت! او با افرادی آشناست که در ایران به واسطه مهریه همسرانشان، چک برگشتی و مسائل مالی به ترکیه فرار کردند و در اولین قدم خود را مسیحی معرفی کردند!» آنهایی که به گفته وحید به خاطر منافع شخصی، دیگر نوکیشانی را که در کشور متحمل جفا شده اند زیر سوال می‌برند.


او از به ظاهر مسیحیانی می‌گوید که در کلیسا در جلسات پرستشی به ناگاه از روح القدس پر می شوند به زبانها تکلم می‌کنند و در مکالمات عمومی خود قسم قرآن یا حضرت ابوالفضل می‌خورند و به رسم مسلمانان عیسی‌ مسیح را حضرت می‌خوانند!


این دسته که حتی از وضع ظاهری یک ایماندار مسیحی نیز برخوردار نیستند و رفتار غیر ایماندارانه آنان در محیط های خارج از کلیسا زبانزد خاص و عام است و برای گرفتن خدماتی کیس تقویت کن همچون حضور در گروه‎های پرستشی یا بشارتی، بدون هیچگونه تعلیم یا نظارت ویژه از جانب مسئولان کلیسایی انتخاب می‎گردند که کوس رسوایی‎های گوناگونشان تنها زمانی به صدا در می‌آید که دیگر هیچ آبرویی برای آن جماعت باقی نمانده است.


زمان پاکسازی کلیساها !


“حقیقت حضور مسیحی نمایان در بین نوکیشان مسیحی ایرانی در ترکیه مساله‎ای غیر قابل کتمان می‎باشد که متاسفانه جماعتی بزرگ از به ظاهر پناهجویان را نیز همین اکثریت تشکیل می‌دهند، کسانیکه غالبن از رفاه مالی خوبی نیز برخوردارند و با آسودگی خیال دوران پناهجویشان را ( همانند توریست ) در ترکیه با انواع و اقسام تفریحات مفرح آنچنانی می‎گذرانند و به ناگاه در جلسات کلیسایی از پاپ هم کاتولیک‌تر می‌شوند! ” این یعنی تاخیر در رسیدگی به پرونده‎های واقعی مسیحیان راستین و تحمل رنج و عذاب صد چندان برای آنان.


وحید در خاتمه صحبتهایش می‌گوید برخی کلیساها یا کلیساهای خانگی نما بیش از آنکه محلی برای جلال دادن نام خداوند باشند تبدیل به تالار مد شده اند، یا بنگاهی برای معامله و کیس نویسی و دوستیابی و کاریابی… شاید اکنون زمان پاکسازی کلیساها فرا رسیده باشد!


در خاتمه این گزارش باید بگم که حقیقتا ایمانداران واقعی رو در جماعات شاهدان یهوه یافتم.

۱۳۹۵ فروردین ۳۰, دوشنبه

چگونه می‌توانید با شخصی که احساس می‌کند افراد بد بایستی برای همیشه در دوزخ آتشین عذاب بکشند،‏ استدلال کنید؟‏

چگونه میتوانید با شخصی که احساس میکند افراد بد بایستی برای همیشه در دوزخ آتشین عذاب بکشند، استدلال کنید؟

 اول باید به وی اطمینان دهید که خدا شریران را مجازات خواهد کرد. (۲تسا ۱:۹) سپس از او بخواهید پیدایش ۲:۱۶، ۱۷ را بخواند که نشان میدهد عاقبتِ گناه مرگ است. پس از خواندن آیه اشاره کنید که خدا از مجازات آدم در آتش جهنّم سخنی به میان نیاورد. بعد بپرسید: «اگر خدا قصد داشت که آدم و حوّا را در آتش جهنّم مجازات کند آیا منصفانه نبود که از قبل به آنان هشدار دهد؟» سپس پیدایش ۳:۱۹ را بخوانید که اعلام محکومیت آدم و حوّا در آنجا نوشته شده است و بگویید که گفته نشد آنان به آتش جهنّم انداخته خواهند شد بلکه به آدم گفته شد که خاک است و به خاک خواهد برگشت. بعد بپرسید: «آیا منصفانه بود که به آدم گفته شود به خاک برمیگردد ولی به آتش جهنّم انداخته شود؟» این ممکن است او را برانگیزاند که بیشتر در این مورد فکر کند.

کابوس ترکیه، نگاهی به وضعیت پناهجویان مسیحی !



«پناهندگی در ترکیه» گره خورده با آنچه روزمره ذهن پناهجو با آن درگیر است. «یو. اِن»، «کیملیک» (کارت شناسایی)، کرایه خانه، صرافی، لیر و بیکاری که تازه سایه‌هاشان از سر دلتنگی، غم غربت و برزخی از آینده مجهول بر دوش پناهجو سنگینی می‌کند.




« محبت نیوز»‌ – اینجا امید و آرزو رنگ و لعاب خاص خودش را دارد. گوشی‌های موبایل عمدتن رجیستر شده پناهجویان، با هر لرزش و زنگی فرکانسهای التهاب‌آورش را نصیب مالکانشان می‌کند، استرس‌های گاه و بیگاه اما دائمی که پایانش معلوم نیست. وارد جمعشان که می‌شوی اولین پرسش بعد از خوش و بش‌های متداول در این جمله خلاصه می‌شود «به شما زنگ نزدن؟ مصاحبه رفتی؟ کار سراغ داری؟»


پناهجویان ایرانی در ترکیه معتقدند با اینکه زمستان به سر آمده اما هوای این روزها کمیساریای عالی سازمان ملل در ترکیه (UNHCR) به شدت سرد و ابریست، پرونده‌ها زیاد و امکانات اندک، متقاضیان بیشمار و ماموران رسیدگی در حد بضاعت سازمان و اینگونه است که تا مدتها انتظاری بی‌پایان و صبوری پشت صبوری و صد البته هزینه پشت هزینه!


اعتقاد و ایمان به باورهای مسیحی در ایران، مشکلات هراس‌آور و دردناکی را برای مسیحیان فارسی زبان در پی داشته و بسیاری را ناچار به خروج از کشور و قدم برداشتن در خاک غریب برای حفظ اعتقاداتشان کرده است. نام ایران هر ساله درفهرست اسامی ۱۰ کشور مسیحی ستیز جهان قرار دارد و این قرارگیری صفتی جز «مسیحی ستیزی» حاکمان و دولتمردان جمهوری اسلامی را در جامعه جهانی برایشان رقم نمی زند. به همین بهانه خبرنگار «محبت نیوز»‌ در ترکیه پای صحبت ها و درد و دل های برخی از این نوکیشان غربت نشین نشست و از آنان پرسید؛ اوضاع چطور می گذرد؟


اولین تماس پس از ۱۵ ماه

«سعید» نوکیش مسیحی به همراه خانواده چهار نفره‌اش ۲۰ ماه هست که در ترکیه هستند، اما پس از گذشت ۱۵ ماه از آنان در آنکارا «پیش مصاحبه» شده و همچنان در انتظار تماسی هستند که شاید تاریخ مصاحبه اصلی را برای این خانواده مشخص نماید. او از سختی شرایط زندگی در ترکیه گلایه دارد و اینکه برای تامین مخارج خانواده چهار نفره‌اش مجبور شد به کارهایی تن دهد که حتی روزی تصور انجام آنها را نیز نمی‌کرده است. او در مورد علت خروجش از ایران می‌گوید و اینکه اکنون چه تصوری نسبت به شرایط پناهجویی دارد.


روایت یک دگرگونی

سعید لهجه جنوبی دارد. فرزند شرجی، خورشید تموز و خاک تفته. هفت سالی‌ست که ایماندار شده و می‌گوید در این چند سال که تولد تازه را تجربه کرده تحولات جدیدی را در زندگی‌اش شاهد بوده است.


سعید می‌گوید «فرزند یک خانواده سنتی و مذهبی ام که به محض اطلاع اقوامم از مسیحی شدنم خودم، همسرم و دو فرزند خردسالم از خانواده طرد شدیم تا همین ۲۰ ماه پیش که مجبور به ترک ایران شدیم تقریبن با اکثر اعضای خانواده ام ارتباطی نداشتیم»


پس از ایمانم به مسیح با تناقض های بزرگی در جامعه ام روبرو شدم که پیش از آن حتی به آنها فکر هم نمیکردم، اینکه باید مدام بر روی اعتقاداتم سرپوش میگذاشتم، اینکه مجبور بودم برای تامین معاش خانواده ام در محل کار وانمود به مسلمان بودن بکنم و در دعا و نماز اداره شرکت کنم و یا اینکه برای رفتن به یک جلسه کلیسای خانگی با دلهره های بیشماری روبرو بودم.


سعید در ادامه می گوید «روزی به دنبال دخترخردسالم به مدرسه محل تحصیلش رفتم که دیدم بچه های کوچک ۶ ساله را به صف کردند و برایشان نوحه خوانی میکنند و دخترم به همراه آنها سینه میزند، با دیدن این صحنه به ماشینم برگشتم و سرم را روی داشبورد گذاشتم و گریستم، تجسم اینکه فرزندانم با چنین عقایدی رشد کنند برای من حکم کابوس را داشت.» امروز هم با نگرانی از آینده فرزندانم در خاک غریب به سر می‌برم.


سعید از تاخیر در رسیدگی به پرونده های نوکیشان مسیحی گله میکند و هیچ تاریخی را برای خروج از این وضعیت برای خود و خانوادش متصور نیست.


بد می‌گذرد بد…

«مژگان» دیگر پناهجوی نوکیش مسیحی که در یکی از شهرهای کوچک نزدیک به آنکارا دوران پناهجوی‌اش را به همراه دو دختر۹ و ۱۶ ساله‌اش می‌گذراند از گرانی و هزینه های سرسام آور زندگی در این شهر تقریبن کوچک برایمان می گوید و اینکه طبق قوانین کشور ترکیه پناهجویان اجازه کار ندارند و اگر هم جایی مشغول بکار شوند صاحب کارهای ترک به راحتی همه ی حق حقوق آنها را میخورند و به بیشمار موارد در این زمینه اشاره می کند که ترکها از پرداخت دستمزد به او یا سایر پناهجویان پس از مدتها کار کردن امتناع نموده اند.


مژگان می گوید «دو زمستان به شدت سرد را در این شهر تجربه کرده که به علت گرانی قیمت برق و گاز مفرّی جز سوزاندن کومور (زغال سنگ) برای او و فرزندانش در یک خانه تقریبن ۲۵ متری نبوده، آن هم اگر به قیمت مناسب یافت می شد.»


او در شرایطی اجاره بهای ماهی ۵۰۰ لیر این خانه کوچکش را پرداخت می کند که روزی ۱۱ ساعت با حقوقی معادل روزی ۲۷ لیر در یک شرکت بافندگی کار می‌کند.


ترکیه هم مثل ایران است!

«یاشار» نوکیش مسیحی تبریزی است که به زبان ترکی استانبولی تسلط کامل دارد، یاشار یکسال را در ترکیه گذرانده و هنوز پیش مصاحبه هم نشده است.


یاشار با ابراز تاسف از وضع موجود می‌گوید در ترکیه هم زمانیکه همکاران و یا دوستان ترک وی پی به اعتقادات مسیحی اش می برند غالبن برخوردی تبعیض آمیز با او از خود نشان میدهند و حتی بارها در حین کار شاهد بوده که کارهای سنگین تری به بخاطر همین مساله به او محول کرده اند چون او گذشته از یابانجی (خارجی) بودنش یک هیریستیان (مسیحی) است.


یاشار با ابراز نگرانی از این مساله بیان می کند که نمی داند در مورد این برخوردها چه تدبیری از خود نشان دهد و اینکه نمی تواند مسیحی بودنش را نیز انکار کند. یاشار بخاطر همین سوء برخوردها بارها مجبور به تغییر شغل خود شده است. یاشار از وضعیت کلیساهای فارسی زبان نیز در ترکیه گله می کند و معتقد است بسیاری از این کلیساها نگاهی تبعیض آمیز به اعضا دارند! اعضایی که قادر به پرداخت « ده یک » هستند به مراتب بیشتر مورد توجه شبانان قرار می گیرند و گاهی هم شاهد تبعیض جنسیتی بین اعضا هستیم. یاشار با انتقاد از این تبعیض ها عنوان می کند « من حدود یکماه به علت بیماری نتوانستم به کلیسا بروم و در خانه بستری بودم اما دریغ از یک تماس یا احوال پرسی، اما مواردی را به چشم دیده ام که بعضی شبانان به آنان که ظاهری آراسته تر دارند بیشتر توجه می کنند»


پناهندگی در پناهندگی

حجت دیگر نوکیش مسیحی که مدتی را نیز به علت فعالیتهای بشارتی در یکی از شهرهای مرکزی ایران در زندان به سر برده است از مشکلات شهر محل اقامتش می گوید. حجت مدتهاست از دیسک کمر رنج میبرد و شهری که برای او انتخاب شده، شهر کوچکی در جنوب غرب ترکیه است.


حجت می گوید اکثر پناهندگان ایرانی که شهرشان اینجا انتخاب شده است از زندگی در این شهر سر باز میزنند و فقط جهت امضاء هر دو هفته یکبار به اینجا می آیند.


عدم وجود مراکز درمانی و خدمات رفاهی، همچنین معضل بیکاری در شهرهای کوچک ترکیه موجب فرار ایرانی ها و در حقیقت پناهنده شدن به شهرهای بزرگتر اطراف می شود. حجت با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی خود می گوید که جدیدن هم شایعاتی مبنی بر حذف بیمه از روی کیملیک (کارت شناسایی) پناهجویان بر سر زبانها افتاده که اگر حقیقت داشته باشد با توجه به هزینه های بالای درمانی در ترکیه شرایط به مراتب برای پناهجویان دشوارتر می شود.


او اضافه می کند در شهرهای کوچک مانند شهر محل سکونت او کلیساهای فارسی زبان به ندرت یافت می شوند و فراتر از آن ترکها به محض اطلاع از ایجاد کلیسای خانگی به بهانه ایجاد سر و صدا مانع از ادامه فعالیت این کلیساها می گردند.


“پناهجویان نوکیش مسیحی ایرانی علاوه بر مشکلات حاد معیشتی، معضلات روحی و جسمی بسیاری را نیز پیش روی خود دارند .شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین مشکل پناهجویان در ترکیه، بلاتکلیفی و انتظار بی‌پایان است.”

دیوان عالی اتحادیه اروپا خواستار اعطای پناهندگی به نوکیشان مسیحی ایرانی شد



دیوان عالی اتحادیه اروپا با اخراج نوکیشان مسیحی به ایران مخالفت کرده و خواستار اعطای پناهندگی به آنان شده است.




به گزارش «محبت‌نیوز» دیوان عالی اتحادیه اروپا با بیان اینکه ایرانیانی که به مسیحیت گرویدند، از سوی حکومت جمهوری اسلامی با خطر روبرو هستند، با اخراج آنان مخالفت کرد و از کشورهای جهان خواست با درخواست پناهندگی آنها موافقت کنند.


«رویترز» به نقل از «کریستین تودی» گزارش داد دیوان عالی اتحادیه اروپا با اخراج نوکیشان مسیحی به ایران مخالفت کرده و خواستار اعطای پناهندگی به آنان شده است.


دیوان عالی اتحادیه اروپا طی حکمی اعلام کرد که دولت‌ها می‌بایست قبل از آنکه درخواست پناهندگی نوکیشان مسیحی ایرانی را رد کنند و آنها را به ایران بازگردانند، ارزیابی منصفانه‌ای از آنها صورت دهند.


«رابرت کلارک» مدیر حمایت از ائتلاف دفاع از آزادی (ADF) گفته ایرانیانی که به مسیحیت تغییر دین داده‌اند، با خطر جدی مواجه هستند.


به گفته او حکومت ایران یک مکانیسم سیستماتیک برای تعیین هویت تمامی ایرانیانی دارد که به مسیحیت تغییر دین داده‌اند و حتی آن دسته از مسیحیانی که تغییر دین آنها در خفا بوده است را نیز تعیین هویت می‌کند.


کلارک هشدار داد که اگر دولت ایران هویت یک نوکیش مسیحی را شناسایی کند، خسارات شدیدی به وی وارد می‌کند و آن افراد از آزادی محروم می‌شوند و مورد رفتارهای توهین آمیز دولت قرار می‌گیرند.


به گفته او اقلیت‌های مذهبی در ایران به شدت مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و حاکمیت در ایران مکانیزم‌های امنیتی برای شناسایی و آنهایی که به صورت مخفی مسیحی می‌شوند وجود دارد.


«راجر سورینو» مدیر مرکز دین و جامعه مدنی در بنیاد «هریتیج» نیز می‌گوید: «پناهندگی باید به افرادی که به خاطر تغییر دین مورد آزار و اذیت و تهدید قرار می‌گیرند اعطا شود، قوانین ایران که تغییر دین را جرم می‌داند نقض حقوق بشر است چون بشر باید برای داشتند اعتقادات خود ازاد باشد، اما در ایران تغییر دین یعنی اردتداد که با خطر اعدام مواجه می‌شود.»


سازمان امور پناهندگی و اقامت سوئد در سال ۲۰۰۹ گزارش داد که درخواست پناهندگی یک شهروند ایرانی که پس از آزار و اذیت و شکنجه در ایران به سوئد سفر کرده در دادگاه تجدید نظر رد شده است.


گرچه برخی در سوئد مطرح می‌کنند که این افراد می‌توانند ایمانشان را خصوصی نگه‌دارند اما با حکم تازه دادگاه حقوق بشر اروپا رفتار جمهوری اسلامی «نقض آزادی مذهبی قلمداد می‌شود.»


طبق گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در ایران حداقل ۴۹ مسیحی در ایران در زندان هستند و کلیساهای خانگی با فشار دستگاه‌های امنیتی روبه روست.


دادگاه حقوق بشر اروپا این حکم را بر مبنای نقض مواد ۲ و ۳ کنوانسیون حقوق بشر صادر کرده است، موادی که وظیفه دولت‌های عضو را برای حفاظت از جان افراد در مقابل تهدید و رفتار غیرانسانی دولتها علیه شهروندان مشخص کرده است.


چندی پیش نیز جلسه ویژه بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در سی و یکمین شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو برگزار شد.


در این جلسه احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران بار دیگر افزایش اعدام‌ها و فشار و سرکوب بر اقلیت‌های مذهبی در ایران را محکوم کرد.


به گفته شهید در سال ۲۰۱۵ حدود ۹۶۶ نفر در ایران اعدام شده‌اند که ۵۰۰ نفر از اعدام شدگان مرتبط با جرایم مواد مخدر بوده‌اند.


احمد شهید که پنج سال است به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران منصوب شده اما اجازه حضور در ایران را پیدا نکرده است.


وی ایران را بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران، بلاگرها و فعالان مدنی و اقلیتهای مذهبی در سال‌های اخیر دانسته و بار دیگر تقاضای خود را برای حضور در ایران تکرار کرده است.


فهرست جدید کشورهای امن از نگاه هلند، ایران و افغانستان جز کشور های ناامن متقاضیان پناهندگی از کشورهای ناامن نیز باید مدارک مستتدلی داشته باشند که در صورت بازگشت به کشور خود تحت تعقیب و ازار و اذیت و تبعیض قرار خواهند گرفت.


وبلاگ اطلاع رسانی پناهندگان و مهاجران به نقل از سروش هلند نوشت ، که ابتاع کشورهایی مانند ایران، افغانستان، عراق سوریه، کماکان در دسته بندی جزو کشورهای ناامن محسوب میشوند اما این بدین معنی نیست که به هر متقاضی پناهندگی از این کشورها (به استثنای سوریه) بطور خودکار اقامت پناهندگی اعطا شود. متقاضیان پناهندگی از کشورهای ناامن نیز باید مدارک مستتدلی داشته باشند که در صورت بازگشت به کشور خود تحت تعقیب و ازار و اذیت و تبعیض قرار خواهند گرفت.


وزارت امنیت و دادگستری هلند طی نامه ای خطاب به پارلمان به تاریخ ۹ فوریه ۲۰۱۶ لیست کشورهای امن را اعلام کرد.


براساس سیستم مهاجرت هلند، درخواست پناهندگی پناهجویان از کشورهایی که از جانب وزارت امنیت و دادگستری امن شناخته شوند از ماه مارس ۲۰۱۶ در اولویت های بررسی قرار خواهند گرفت و پروسه بررسی درخواست انها شتاب بیشتری میگیرد.


این افراد حق دارند تا تنها در یک جلسه گفتگو مصاحبه با مقامات اداره مهاجرت شرکت کنند و برای آنها در همان روز به دلیل «درخواست بی اساس آشکار» حکم منفی صادر میشود و آنها باید بلافاصله هلند را ترک کنند. در غیر این صورت به اجبار به کشورهای خود بازگردانده میشوند.


این دسته از پناهجویان چنانچه به رای صادره از جانب اداره مهاجرت اعتراض داشته باشند و شکایت کنند نیز باید در خارج از هلند منتظر پروسه نهایی فرجام خواهی خود در دادگاه باشند.


این دسته از پناهجویان حق برخورداری از سرپناه و کمپ در هلند را نیز ندارند.

۱۳۹۵ فروردین ۱۹, پنجشنبه

افزایش مسیحیان تبشیری در ایران با کمک مراکزی در خارج



یک گروه نظارتی بر امور مسیحیان جهان می‌گوید تعداد مسلمان‌هایی که در ایران خطر زندان و حتی مجازات مرگ را به جان خریده و به مسیحیت روی می‌آورند، رو به افزایش گذاشته است.

برخی رسانه‌های آمریکا به نقل از یک مرکز مذهبی که به مسیحیان تبشیری در جهان کمک رسانی می‌کند، گزارش داده‌اند صدها هزار نفر در ایران به صورت مخفیانه در کلیساهای خانگی در ایران عبادت می‌کنند.

به گفته مرکز علوم مذهبی “پارس” که مقر آن در لندن است و فعالیت‌هایش بر آموزش نسل جدید رهبران تبشیری متمرکز است، شمار اعضای کلیساهای خانگی در ایران به حدود یک میلیون نفر افزایش یافته است.

به دنبال انقلاب ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مذهبی شیعه در ایران، اقلیت‌های مذهبی در ایران، از جمله مسیحیان، با محدودیت‌هایی روبرو بوده‌اند و شمار زیادی از آنها در طول این سال‌ها کشور خود را ترک کرده‌اند.

جمهوری اسلامی ایران می‌گوید مسیحیت تبشیری مذهب نیست و آن را یک جریان سیاسی می‌داند که از خارج هدایت می‌شود. از این در سال‌های اخیر دستگیری مسیحیان و برخورد با کلیساهای خانگی در ایران افزایش یافته است.

از سوی دیگر به دلیل سیاست‌های نظام مذهبی حاکم در ایران و تبعات سیاسی و اجتماعی ناشی از آن، برخی از مسلمانان ایران به مذاهب دیگر روی آورده‌اند و گفته می‌شود سالانه ده‌ها هزار نفر، تنها به مسیحیت می‌گروند.

مؤسسه مذهبی “اوپن دورز آمریکا” (Open Doors USA) که هر سال گزارشی از وضعیت مسیحیان در کشورهای مختلف جهان را منتشر می کند، شمار مسیحیان ایران را ۴۵۰ هزار برآورد کرده است؛ هرچند آمار دقیقی در این زمینه در دسترس نیست.

۱۳۹۵ فروردین ۱۸, چهارشنبه

استقبال گسترده مردم از کتابهای با مضمون مسیحی و واکنش منفی رسانه های حکومتی

استقبال گسترده مردم از کتابهای با مضمون مسیحی واکنش منفی رسانه های وابسته به حکومت در ایران را به همراه دارد.

«   در حالیکه پایین بودن ساعت مطالعه و عدم استقبال عمومی به کتابخوانی در کشور، تیراژ و تعداد تجدید چاپهای آثار مکتوب را در وضعیتی نامطلوب قرار داده «چهار اثر از فلورانس اسکاول شین» عنوان کتابی است که در چنین فضایی از چاپ شصتم هم فراتر رفته و خوانندگان بسیاری را به خود جلب کرده است.

نویسنده این کتاب اتفاقن هنرمند نقاش متبحری هم بوده و در مقام یک استاد الهیات و سخنران بلندآوازه، به عنوان یکی از پایه گذاران کلیسای اتحاد شناخته میشود. تاکنون افراد بیشماری در کلاسهایش شرکت داشتند و از این طریق، پیام مسیح را به گروهی وسیع در سراسر جهان میرساند. بزرگترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: «ساده و صمیمی و بیتکلف و شوخطبع.»

هنر خانم شین، مهارتش در ارتباط گرفتن با مخاطب بود. او با شفا بخشیدن به دهها تن از مردم، در گشودن گرهها و حل مشکلات زندگی افراد، شریکی یاور شناخته میشد.

استقبال گسترده مردم از این اثر و انتشار پی در پی آن، با واکنش منفی رسانه های وابسته به حکومت در ایران همراه بوده و در خطی سازمان یافته بارها خواستار لغو مجوز انتشار آن شده اند.

همزمان با انتشار نسخه الکترونیک این کتاب در فضای مجازی، رادیکالیستهای اسلامیِ حوزه فرهنگ موجی از مخالفتها با این کتاب را به راه انداختند و در فضای اینترنتی شروع به تحریف و وارونه جلوه دادن مفاهیم کتاب و آثار مشابه کردند. حساسیت جمهوری اسلامی نسبت به انتشار کتابهایی با موضوع مسیحیت پدیده تازه ای نیست. چنانکه پیش از این هم شاهد برخورد با سازمانها و انتشاراتی بودیم که اقدام به کتابهایی با محتوای اندیشههای مسیحی کرده بودند.

به عنوان نمونه در گذشته نه چندان دور یکی از پژوهشگران اسلامی که مدعی مطالعه در جنبش های نوپدید دینی بود، مدعی تبلیغ مسیحیت تبشیری در انجمنهای (NA) گردید و برخی از عناوین کتابهای منتشر شده وآموزه ها، مشارکتها و فعالیتهای گروههای این سازمان مردم نهاد را در ایران تبلیغ برای مسیحیت تبشیری خواند. این در حالیست که مسئولیت این سازمان مردم نهاد، یاری به مددجویانی بود که به دنبال ترک اعتیاد بودند!

رسانه های حکومتی، از صدا و سیما گرفته تا روزنامهها و سایت های خبری رسمی و نیمه رسمی وابسته به آن، نیز با اشاعه این قبیل اتهامات می کوشند افکار عمومی در داخل کشور را نسبت به مسیحیان و نوکیشان بدبین کنند. از جمله این اتهامات نسبت دادن آنها با صهیونیست، یا رابطه با آمریکا و انگلیس ( جاسوس)، اتهاماتی که دقیقن همان را هم برای جریانهای سیاسی منتقد داخلی به کار میبرند. این سنتی ناپسند و غیرانسانیست که حتی به حوزه فرهنگ هم نفوذ کرده است.

در این میان زیر سوال بردن و محدود کردن برخی از عناوین کتابها و نشریات حتی با کمترین مضمون مسیحی در ایران به امری هدفمند و از قبل برنامه ریزی بدل شده است.

شایان ذکر است چاپ کتاب مقدس مسیحیان به زبان فارسی ممنوع است و بسیاری از نسخههای کتاب مقدس مصادره شده از نوکیشان مسیحی در کنار مواد مخدر و بطریهای مشروب الکلی به آتش کشیده میشود یا به عنوان مثال داشتن و حمل بیش از یک کتاب انجیل جرم است و افراد مذکور به جرم تبلیغ دین مسیحیت بازداشت میشوند.

گزارشهای زیادی وجود دارد در مورد اینکه از ورود و چاپ کتابهای الهیاتی مسیحی به ایران ممانعت میشود و یا کسانی که در چاپ این کتاب ها نقش دارند دستگیر می شوند و اینکه شبانان و مبشرین مسیحی حق بشارت و توزیع انجیل را ندارند و همواره از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی تحت کنترل می باشند