Translate

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

تعمید چیست؟



تعمید چیست؟

قریب به دو هزار سال پیش، مردی در بیابان‌های یهودیه ظهور کرد که از مردم می‌خواست از گناهان‌شان توبه کرده، تعمید بگیریند. این نبی، فردی بدوی بود؛ ملخ و عسل صحرایی می‌خورد و جامه‌هایی بافته شده از پشم شتر می‌پوشید. اسم او یحیای تعمیددهنده بود و اولین کسی است که در کتاب‌مقدس می‌خوانیم مردم را تعمید داده است.

کتاب‌مقدس نخستین بار به‌هنگام معرفیِ یحیی تعمیددهنده به مبحث تعمید اشاره می‌کند. با توجه به برخی از آیات کتاب‌مقدس (نظیرِ انجیل متی ۳:۱‏-۱۲؛ انجیل مرقس ۱:‏۱-۸؛ انجیل لوقا ۳:‏۱-۳) متوجه می‌شویم که تعمیدی که یحیی می‌داد، بیشتر تعمیدِ توبه بود. وقتی باجگیران می‌آمدند تا از دست یحیی تعمید بگیرند، یحیی به آن‌ها می‌گفت که چطور باید رفتار و رویۀ خود را عوض کنند‌. او فریادزنان می‌گفت: «توبه کنید! توبه و بازگشت کنید!» و سپس به‌تشریح تغییر و تحولی می‌پرداخت که می‌‌بایست در زندگی مردم ایجاد می‌شد. یحیی از فریسیان چه انتقادی داشت؟ او سرزنش‌‌کنان از آنان می‌خواست "میوه‌ای که نتیجۀ توبه است" از خود ظاهر سازند. فریسیان می‌خواستند صرفاً بیایند و تعمید بگیرند، اما حاضر نبودند رفتارشان را تغییر دهند. تمام کسانی که آماده بودند زندگی‌شان متحول شود، می‌توانستند تعمید بگیرند. اما کسانی که می‌خواستند به همان شیوه سابق زندگی کنند و حاضر نبودند در رفتار و رویه خود تجدیدنظر کنند، سرزنش می‌شدند و اجازه نداشتند تعمید بگیرند.

عیسی در "حکم اعظم" که در انجیل متی ۲۸:‏۱۸-۱۹ آمده است، به شاگردان خود دستور می‌دهد که بروند و تمام امت‌ها را شاگرد ساخته، آن‌ها را به اسم پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهند. از نگاه عیسی، شاگردسازی و تعمید لازم و ملزوم و مکمّلِ یکدیگرند. همچنین عیسی هیچگاه شاگردان خود را تا قبل از مرگ و قیامش برای تعمید دادنِ مردم نفرستاد. درست است که عیسی در دوران حیاتِ خود بر زمین، شاگردان خود را فرستاد تا تعلیم دهند و راه را برای او آماده کنند، و هم‌زمان با مأموریتِ یحیی، شاگردان عیسی نیز مردم را تعمید می‌دادند، اما فرستادن شاگردان جهت تعمید مردم، تا قبل از صدور "حکم اعظم" در متی ۲۸، یعنی پس از قیام عیسی، هیچگاه مورد تأکید نبود.

در اعمال رسولان ۱۹:‏۱-۷ می‌خوانیم که پولس در سفر به قرنتس متوجه می‌شود که مردمِ آن‌جا تنها به شیوۀ یحیی، یعنی به تعمیدِ توبه، تعمید گرفته‌اند. این مردم در مورد عیسی چیزی نشنیده بودند، و به همین جهت پولس آن‌ها را به شیوۀ عیسی تعمید داد. بنابراین ظاهراً نحوۀ تعمید از زمان یحیی به‌طور کلی فرق کرده بود. پس بیایید ببینیم بین تعمیدی که امروزه مرسوم است و تعمیدی که یحیی بدان موعظه می‌کرد چه تفاوتی موجود است.

بر اساس اعمال رسولان ۲:‏۳۸ می‌دانیم که تعمیدی که امروزه مرسوم است کماکان تعمیدِ توبه است، اما عنصر دیگری نیز به این تعمید افزوده شده است. امروزه تعمید حاویِ مفهومِ نمادینی است که در روزگار یحیی وجود نداشت، بلکه پس از مرگ و قیام مسیح بوجود آمد. آیین تعمید اکنون دیگر صرفاً نشانۀ توبه نیست (هرچند دربرگیرندۀ این عنصر حیاتی هست)، بلکه علاوه بر توبه، اعلامِ این حقیقت مهم نیز هست که ما با مسیح دفن شده‌ایم و به هنگام رستاخیز مردگان با او قیام خواهیم کرد (رومیان ۶:‏۱-۴). تعمید اکنون دیگر صرفاً بازگشت از گناه نیست، بلکه همچنین بیانگر این نکته است که نسبت به گناه مرده‌ایم، و اعلامِ این امید است که در آینده به هنگام قیامت مردگان، به مسیح خواهیم پیوست.

چرا باید تعمید بگیریم؟

کتاب‌مقدس به ایمانداران دستور می‌دهد که تعمید بیابند. در هیچ جای کتاب‌مقدس نمی‌خوانیم که تعمید امری د‌ل‌بخواهی یا اختیاری باشد. دلیل تعمید این است که تغییر و تحول و توبه‌ای را که در زندگی‌مان پدید آمده است از این طریق به‌طور سمبولیک نشان می‌دهیم، و این واقعیت را اعلام می‌نماییم که در آینده با مسیح برخواهیم خاست.

تعمید، نمادی مرئی از ایمان است، اما اغلب با خود نجات اشتباه گرفته می‌‌شود. خیلی مهم است توجه داشته باشیم که تعمید نمی‌گیریم تا چیزی اتفاق بیفتد، بلکه تعمید می‌گیریم چون چیزی اتفاق افتاده است. مردم تعمید نمی‌گیرند تا ایماندار شوند، بلکه تعمید می‌گیرند چون ایماندار هستند. نجاتِ شخص به داشتن تعمید بستگی ندارد، اما تعمید باید در پیِ نجات عملی شود. در اعمال رسولان می‌خوانیم که کرنلیوس پس از آنکه از روح‌القدس پر شد تعمید گرفت، که آشکارا نشان می‌دهد او نخست نجات پیدا کرده بود و بعد تعمید گرفت.

چطور باید تعمید گرفت؟

با نگاهی به فرقه‌های مختلف مسیحی متوجه می‌شویم که تعمید گرفتن انواع و اَشکال مختلف دارد. برخی کلیساها افراد را غسل تعمید می‌دهند و به‌طور کامل در آب فرو می‌برند، و برخی دیگر صرفاً بر آن‌ها آب می‌پاشند. ببینیم کتاب‌مقدس در این‌باره چه تعلیم می‌دهد؟

کتاب‌مقدس در این‌باره که ایمانداران را دقیقاً به چه صورت باید تعمید داد دستور صریحی نمی‌‌دهد. با توجه به‌معنای سمبولیک تعمید، درمی‌یابیم که تعمید هم نمایانگرِ دفن شدن است و هم نشانۀ قیام.

بنابراین فرو بردن ایمانداران در آب (غسل تعمید) عملِ دفن شدن را بهتر از پاشیدنِ آب بر آن‌ها نشان می‌دهد. در کتاب‌مقدس می‌خوانیم که وقتی یحیی در رود اردن تعمید می‌داد: «عیسی از آب برآمد» (انجیل متی ۳:‏۱۶)، که تلویحاً بدان معناست که او به‌هنگام تعمید به‌طور کامل در آب فرو برده شد.

بااینحال گرچه ظاهراً در کتاب‌مقدس تعمید به‌شیوۀ فرو رفتن در آب انجام می‌شده است، در هیچ جا به ما چنین دستوری داده نمی‌شود. تعمید دادن به اسم پدر، پسر و روح‌القدس بسیار مهم‌تر است از اینکه ایمانداران به چه صورت تعمید می‌گیرند. بهتر است کسی به شیوۀ پاشیدن آب تعمید بگیرد ولی از گناهان خود توبه کرده و به عیسای مسیح ایمان آورده باشد، و تعمیدش به اسم پدر، پسر و روح‌القدس باشد، تا اینکه کسی با فرو رفتن در آب تعمید بگیرد ولی توبه نکرده باشد. آنچه در وهلۀ نخست مهم است نه چگونگیِ تعمید گرفتنِ شخص، بلکه علتِ تعمید گرفتنِ اوست. بااینحال اگر می‌خواهید دقیقاً به شیوه‌ای که در کتاب‌مقدس معمول بوده تعمید بگیرید، به‌نظر می‌رسد برگِ برنده با شیوۀ فرو رفتن در آب باشد.

چه وقت باید تعمید گرفت؟

در عهدجدید، تعمید همیشه در پیِ ایمان آوردن و توبه کردنِ اشخاص صورت می‌گرفت. افراد معمولاً بلافاصله پس از ایمان آوردن به عیسی مسیح، تعمید می‌گرفتند. امروزه برخی کلیساها اطفال را نیز تعمید می‌دهند. برخی دیگر از کلیساها افراد نوایمان را بلافاصله تعمید نمی‌دهند. ببینیم نظر کتاب‌مقدس در این‌باره چیست؟

در هیچ جای کتاب‌مقدس نمی‌خوانیم که اطفال یا نوزادان تعمید گرفته باشند. تعمید همیشه پس از توبه و ایمان است، اما هیچگاه پس از تولد نیست. غیرممکن است که نوزادان بتوانند ایمان بیاورند یا توبه کنند، و از این رو تعمید گرفتن‌شان نیز بی‌معناست. گذشته از این، کسانی که در بدو تولد تعمید داده می‌شوند ممکن است با رسیدن به سن بلوغ دچار ابهام و سردرگمی شوند، و تصور کنند از آن‌جا که در کودکی تعمید گرفته‌اند دیگر نیازی به توبه و تولد تازه ندارند. تعمید دادن نوزادان ممکن است باعث شود در آن‌ها نوعی احساس امنیت کاذب در مورد نجات به‌وجود آید - امنیتی که مطابق کتاب‌مقدس نیست. اگر والدین می‌خواهند تولد نوزادشان با نوعی مراسم دینی همراه باشد، می‌توانند او را به‌جای تعمید دادن، در کلیسا به خداوند تقدیم نمایند و از کشیش بخواهند برای‌ نوزادشان دعا کند.

همچنین بسیاری از کلیساها تنها پس از مدت‌ها انتظار به نوایمانان اجازه تعمید می‌دهند. این امر می‌تواند باعث شود فردِ نوایمانان احساس سرخوردگی کرده، فکر کند به او به‌عنوان عضو درجه دوی کلیسا نگریسته می‌شود. علتِ دوران انتظار یا قائل شدن پیش‌شرط جهت تعمید افراد نوایمان، امنیتِ خود آن‌هاست، و هدف از این کار به‌هیچ وجه دلسرد کردنِ شخصِ تازه‌ایمان نیست. اکثر اشخاصی که در دوران عهدجدید تعمید می‌گرفتند از زمینۀ یهود بودند و اصولاً کلیسا از بطن چنین فرهنگی ظهور کرد. به‌همین جهت کسانی که به مسیح ایمان می‌آوردند اغلب دقیقاً می‌دانستند چه می‌کنند و ایمان آوردن به مسیح به چه معناست. کسانی که از سایر زمینه‌های فرهنگی به مسیح ایمان می‌آورند گاه برای درکِ کامل تصمیمی که گرفته‌اند به‌مدت زمان بیشتری احتیاج دارند. نیز مهم است که نوایمانان به‌خوبی دریابند که تعمید براستی به چه معناست، و به چه معنا نیست. خیلی‌ها تصور می‌کنند با تعمید گرفتن خواهند توانست در کلیسای خود به مقام و منصبی برسند، یا اینکه وضعیت پناهندگی‌شان درست خواهد شد. برخی نیز فکر می‌کنند با تعمید گرفتن نجاتِ‌شان تضمین است. دوران انتظار قبل از تعمید که اغلب با گذراندنِ سلسله دروسی در این رابطه همراه است، به فردِ نوایمان کمک خواهد کرد ایمانِ تازه‌یافتۀ خود را به‌درستی درک کند و به مفهوم تعمیدی که خواهد گرفت به‌خوبی پی ببرد. قائل شدنِ چنین دوران انتظاری به‌هیچ وجه به این معنا نیست که فرد نوایمان در ایمان خود ضعیف است یا ایمانش حقیقی نیست. تعمید گرفتن به این معنا نیست که فرد ایماندار از این پس "مورد قبول" است.

نوایمانانی که هنوز در انتظار تعمید بسر می‌برند یا در شرایطی قرار دارند که کسی نیست آن‌ها را تعمید دهد، نباید نومید شوند. بلکه در عوض باید برای موضوع تعمید خود دعا کنند و کماکان زندگی خود را بر اساس تعالیم کتاب‌مقدس وفق دهند. زندگی دگرگون‌شدۀ یک ایماندار توبه کرده بسیار مهم‌تر است از موضوع تعمید. اگر ایمانداری براستی به مسئولیت‌هایی که دارد عمل کند و آن‌ها را جدی بگیرد، هنگامی که فرصتِ تعمید فرارسد، آماده خواهد بود.

بسیاری از ایماندارانِ منتظرِ تعمید، مشتاقانه در انتظار روزی هستند که بتوانند از طریق مراسم تعمید شهادت دهند که نسبت به گناه و زندگی کهنۀ گذشته خود مرده‌اند - تعمیدی که سمبول حیاتِ تازه‌ای است که احتمالاً پیشاپیش از آن برخوردار بوده و آن را تجربه کرده‌اند. کسانی که تعمید گرفته‌اند باید در زندگیِ تازۀ خود شادی کنند، و  به زندگی سابقِ خود پشت کنند. تمام ایمانداران باید به‌خاطر داشته باشند که ارزشِ سمبولِ تعمید صرفاً در گروِ حقیقتی است که واقعۀ تعمید در زندگی‌های‌شان منعکس می‌کند - این‌که نسبت به گناه مرده‌اند و از این پس در مسیح زندگی می‌کنند.

۱۳۹۴ آذر ۱۶, دوشنبه

مسیحیت چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟





مسیحیت یعنی همه چیز در باره مسیح . در اینجا یک نکته سردرگم کننده وجود دارد. یک گروه از مردم مسیحیت را مجموعه قوانینی برای زندگی کردن میبینند شامل عملکردهای اخلاقی که از طریق اطاعت انسان مورد قبول پروردگار قرار میگیرد.گروه دیگر مردم ، مسیحیت را فقط یک دسته از ارزشها میدانند مانند مهربانی ، بخشش ، عدالت و ... این دو گروه از آنچه که مسیح ، مسیحیت میداند فاصله دارند وقتی که او میفرماید :" بیایید و مرا دنبال کنید".

مسیحیت شامل خبرهای خوب در باره نجات مهربانانه ای است که عیسی مسیح بدان سبب آمد و آن را کامل ساخت.عیسی مسیح فرزند خدا و پادشاه رهایی بخش وعده داده شده و از ذات خداوند است.او برای نجات گنه گاران بدین جهان آمد. نقشه پدر را انجام داد و عملیات نجات بشر را با مرگ بر روی صلیب و پرداخت خون بهای گناهان انسان کامل ساخت. برخاستن او از مرگ اثبات میکند که او وعده خود را عملی ساخت و کار را به تمام و کمال انجام داد و اثرش را بر ما گذاشت. مسیح امروز زنده است . اکنون او همه مردم را از هر ملیتی و زبانی و پیشینه ای دعوت میکند تا بیایند و با ایمان و پیروی از خدای خود با او آشتی کنند.

مسیحیت از چگونگی نجان بشر از طریق عیسی مسیح و کلام او میگوید.انسانهایی که او نجات میدهد انسانهایی مانند من و تو هستند.انسانهایی که به دوستی و آشتی با خدای خود نیاز دارند. این آشتی باید خیلی مهم بوده باشد که خداوند تنها فرزند دوست داشتنی خود را برای انجام آن میفرستد. همچنین این آشتی میتواند خیلی بحرانی برای ما باشد که که خواست خداوند بر این قرار بگیرد که تنها فرزند خود را به سوی مرگ روانه سازد فقط و فقط به این خاطر که ما را به سوی خویش رهنمون سازد.


براستی همانطور که وجدان ما به ما گوشزد میکند و همانطور که انجیل می آموزد ما همانند همه انسانها هیچگاه با همه وجود خویش عاشق خداوند نبوده ایم. خدای مهربان بعنوان آفریننده ما شایسته احترام بوده است اما ما چنین نکرده ایم . ما در مقابل این لطف خداوند ، گناه کرده ایم . پشت به خدا نموده ایم. با اینکار خود را مهیای تحمل پیامدهای دردناک دوری و بریدن از خالق خود نموده ایم.

این جاست که مسیحیت تاکید دارد بر انجیل عیسی مسیح بعنوان "خـــــبر خوب" . در حالیکه ما هیچ کاری جهت خشنودی خدای خود انجام نداده ایم ، عیسی مسیح می آید تا برای گناهان ما فدا شود و دوباره برخیزد برای هموار ساختن آشتی ، بخشش و خویشاوندی جاودانه با خداوند متعال. عیسی مسیح خبر خوب برای همه عالم است ازجمله برای من و تو.

راه رسیدن به عشق به خدا ایمان است. ایمانتان را در عیسی مسیح قرار دهید. به این معنی که اعتماد و ایمان شما به عیسی و عمل او ، شما را به خداوند سوق میدهد.اما ممکن است این پرسش برای شما پیش آید که از کجا مطمئن باشم که این راه و نقشه خداوند است ؟ و از کجا بدانم خداوند شخصی همچون من را خواهد پذیرفت؟ خداوند اظهار میدارد که مسیح " یکبار کار را برای همه به انجام رساند".( منظور مرگ بر روی صلیب و پرداخت جریمه گناه برای همه انسانها از خلقت تا پایان).بدین سبب شما میتوانید مطمئن باشید که خدا عاشق شماست ، زیرا همانگونه که او وعده داد که فرزندش را برای نجات ما بفرستد ، همانگونه هم او وعده میدهد که مرگ عیسی مسیح عامل موثر است. پاسخ ما اعتقاد به مسیح و آنچه او کرد می باشد. تاسف از گناهان و اعتراف به آنها و بازگشت ازاین راه نادرست زندگی (توبه) و اعتقاد به این که کار مسیح اثربخش است همانطور که خداوند وعده داده است ( ایمان) ایمان به مسیح است.

آیا شما آماده اید به عیسی مسیح ایمان بیاورید؟ یا مایلبد که در اینباره بیشتر تحقیق و تفکر کنید؟ من شما را به داشتن یک جلد انجیل و مطالعه حدافل یکی از چهارانجیل : متی ، مرقس ، لوقا و یا یوحنا تشویق می کنم. مرقس را برای شروع پیشنهاد میکنم چون انجیل روان و سلیسی است. 

مناظره کردن با مسلمان ها درباره مسیحیت



شاید صحبت کردن با مسلمان ها درباره اینکه چرا شما اسلام رو ترک کردید و مسیحی شدید، کار مشکلی به نظر برسه، چرا که بیشتر مواقع به بیراهه کشیده میشه. شما باید هواستون باشه که به هیچ عنوان در این مباحثه به کسی تهمت نزنید و یا بی احترامی نکنید و مهمتر از همه مطمئن باشید که اطلاعات کافی درباره مسیحیت دارید و در نهایت مطمئن باشید که بحث به بیراهه کشیده نشه. سوال هایی که مسلمان ها برای آن ها جواب قانع کننده ندارند معمولا تفاوت های اصلی بین مسیحیت و اسلام رو نشون میده و بحث باید روی این سوال ها متمرکز بشه. مهمترین بحثی که باید به بیراهه کشیده نشه، مساله قیام عیسی مسیح بر روی صلیب هستش. این قیام و جهاد هسته دین مسیحیت رو تشکیل میده، این قیام و جهاد درباره سر فرود آوردن جلوی دشمن هست و بدون شمشیر کشیدن با دشمن صحبت کردن و مهمتر از همه بخشیدن دشمنانمان و دعا کردن برای آنها بدون هیچ پیش شرطی. همه اینها در قیام عیسی مسیح بر روی صلیب خلاصه میشه، قیامی که توسط یاران مسیح از جمله پطرس و مهمترین فرستاده مسیح پولس ادامه پیدا میکنه و سرمشقی میشه برای همه مسیحیان. نکته بعدی خالی شدن قبر در روز سوم و زنده شدن عیسی مسیح در جسم هستش و بعد از آن به آسمان رفتن مسیح در روز چهلم و ظهور روح القدس در روز پنجاه و مسح کردن یاران مسیح و شروع شدن ماموریت آنها. دوستان اینها هسته دین مسیحیت رو تشکیل میده و اسلام هیچ کدوم از اینا رو قبول نداره. همون طور که در نامه های یوحنا نیز آمده، هر روحی که زنده شدن عیسی مسیح در جسم رو قبول نکنه، از سمت مسیح نیست، بلکه دشمن مسیح هستش. پس بحث با مسلمان ها باید در این ناحیه ادامه پیدا کنه چرا که اسلام با وجود اینکه عیسی مسیح رو یک پیامبر بزرگ میدونه، اما پرونده این پیامبر رو بعد از واقعه صلیب می بنده و همه چیزهایی که در این باره نوشته شده، از جمله هسته دین مسیحیت که توسط یاران مسیح نوشته شده رو تحریف شده میدونه و هیچ کدوم رو قبول نداره. مثل اسلام برای مسیحیان مثل یک دینی برای مسلمانان میمونه که بیاد و قرآن رو تحریف شده اعلام کنه، قیام و جهاد هایی که در اسلام شده رو دروغ بدونه و بعد یک منجی جدید هم معرفی کنه و بگه این منجی جدید در آخر زمان ظاهر میشه و عیسی و مهدی پشت او نماز خواهند خواند و غیره...

وقتی این مسائل رو برای مسلمان ها توضیح بدید، چند تا سوال مشهوری که با اون ها مواجه میشید به ترتیب زیر خواهد بود که من سعی میکنم به همه آنها جواب قانع کننده بدم. دقت کنید که شما نباید بزارید که طرف مسلمان با رجوع به قرآن به شما جواب بده، شما باید قضیه رو روشن کنید که قرآن کتابی هست که بعد از تورات و انجیل آمده و مسیحیان درباره این دین و این کتاب چیزی نمیدونستند تا زمانی که مسلمان ها به امپراتور روم و کلیسای کاتولیک اولین حمله رو در آخر قرن ششم کردند. البته با وجود این شما اگه پست های من رو بخونید من از همون قرآن در بحث ها استفاده میکنم و اشکال های این کتاب رو یادآوری میکنم که دوستای مسلمان عزیز متوجه بشن که این کتاب معجزه نیست و غلط های تاریخی زیادی داره و با هسته کتاب های قبلی از جمله تورات، زبور و انجیل ها تناقص های بزرگی داره.

انجیل و تورات تحریف شده اند؟ اگه تحریف شدند، به نفع کدوم فرقه تحریف شدند؟ اصل آنها دست کدوم فرقه هستش؟ و مهمتر از همه اینکه قرآن شما چنین ادعایی نمیکنه بلکه میگه اگه شک دارید بروید و از کسانی بپرسید که کتاب های قبلی رو خوندند(سوره یونس آیه 94). پس اگه قرار بود کلام خدا تحریف بشه، چرا اصلا آمد، از اول همون قرآن میومد دیگه چه کاری بود و مهمتر از همه چرا قرآن میگه که برین و به این کتاب ها مراجعه کنید مگه قرآن از تحریف شدن این کتاب ها در آینده خبر نداشت؟ چرا هشدار نداده در قرآن و چرا گفته میشه که بشارت پیامبر و دین اسلام در این کتاب ها داده شده درحالی که در صورت تحریف این کتاب ها، این بشارت ها، ادعایی غیر قابل اثبات خواهد بود.

اگه مسیحیت درباره قیام بدون شمشیر هستش، چرا مسیحیا جنگ های صلیبی رو راه انداختند؟ جنگ های صلیبی اواخر قرن دهم میلادی شروع شد، یعنی حدود هزار سال بعد از تاسیس دین مسیحیت و قیام عیسی مسیح. جنگ های صلیبی توسط همه مسیحی ها پشتیبانی نشد بلکه کلیسای شرق که مخالف جنگ بود از کلیسای غرب جدا شد. همون کلیسای غرب که دست کاتولیک ها بود، با سوء استفاده از احادیث مسیح که در سوال بعدی بهشون اشاره میکنم، یکسری رو شست و شوی مغزی دادند و به جنگ بردند. در نهایت، جنگ های صلیبی یک حرکت دفاعی بود دربرابر تجاوز مسلمان ها به کشورهای غربی و برنامه ای بود برای پس گرفتن سرزمین مقدس از دست مسلمان ها که در قرن ششم گرفته شده بود. در واقع اگه اسلام نبود و یا ظهور نمیکرد، اصلا جنگهای صلیبی رخ نمیداد، ولی با وجود تمام تجاوزها که از سمت اسلام رخ میداد، کلیسای شرق و یا فرفه ارتودوکس مسیحیت، مخالف پس گرفتن سرزمین مقدس و هرگونه جنگی از جمله جنگ دفاعی بود(طبق قیام عیسی مسیح).

مگه حضرت مسیح نگفته در انجیل که من نیامدم که آرامش برای این دنیا بیارم، من آمدم که شمشیر را به این دنیا بیاورم؟ بله، اما شما باید کل متن رو بخونید تا متوجه این صحبت بشید. شما اگه متن رو کامل بخونید، متوجه میشید که با جمله هرکسی صلیب خود را برندارد و دنبال من نیاید، لیاقت من را ندارد، تموم میشه. مهمتر از همه اگه منظور عیسی مسیح چیزی که شما میگین باشه، یاران مسیح باید جلوی دستگیری او رو میگرفتند و جنگ راه مینداختند اما چنین چیزی نشده و اگه شده بود در تاریخ ثبت میشده. در اناجیل آمده زمانی که سربازان یهود برای دستگیری عیسی مسیح فرستاده میشن، پطرس با حمله به این سربازها به گوش یکیشون خنجر میزنه اما با واکنش عیسی مسیح مواجه میشه و همراه با حدیثی که میفرمایند: "پطرس، شمشیر خود را غلاف کن. هرکه با شمشیر زندگی کند با شمشیر خواهد مرد." و سپس عیسی مسیح گوش پاره شده سرباز رو شفا میده و خودش رو تسلیم میکنه.

ما میگیم که خداوند فرستادگانش رو دوست داره و نمیزاره به اون شکل زجر بکشند، کجای این اعتقاد ایراد داره؟ این اعتقاد ایراد نداره، اما اگه خداوند قصد داشت که جلوی قیام عیسی مسیح رو بگیره و دین رو به شکل دیگه ای کامل کنه، از همون قرن اول این قضیه رو برای همه روشن میکرد و شش قرن صبر نمیکرد تا این همه آدم از جمله یاران مسیح به قول شما گمراه بشن. مهمتر از همه این که این قیام و زنده شدن مسیح در روز سوم، شهادتی هست که از طرف یاران مسیح داده شده و نوشته شده و حتی از طریق خود عیسی مسیح پیشگویی شده بود، پس اگه این شهادت ها دروغ و تحریف شده باشند، عیسی مسیح در ماموریت خود به طرز بسیار فجیعی شکست خورده چرا که حاصل اون همه دسترنج شده بیش از دو میلیارد مشرک در قرن 21 که البته این نظر مسلمان هاست.

اگه اسلام دینی از سمت خدا نیست، چرا خدا اجازه داد اینقدر مردم گول بخورند؟ در زمانی که دین را توسط مسیح کامل میشه، عیسی مسیح توسط الهام و حدیث در انجیل ها و مکاشفه یوحنا هشدار میده درباره دشمنانش و پیامبران دروغینی که خواهند آمد و بسیاری را منحرف خواهند کرد. من سه تا پست درباره این پیشگویی ها نوشتم، پس اسلام هم میتونه یکی از این دین های کاذب باشه برای کمرنگ کردن و یا از بین بردن قیام بزرگ عیسی مسیح بر روی صلیب. دقت کنید که در دین مسیحیت اعتقاد به یک گناه اورجینال هستش که توسط آدم و حوا رخ داده و همه انسان ها این گناه رو به ارث بردند، در واقع نتیجه این گناه فروخته شدن انسان به شیطان میشه و انسان توسط گناه به بردگی گرفته میشه. برای آزاد کردن این بردگی، نیاز به یک فدیه و خون بهاست که این خون بها رو کسی جز عیسی مسیح نداده و نتوانست خواهد داد و به خاطر همین تنها کسی که میتونه ما رو از این بردگی نجات بده، عیسی مسیح هستش و دشمن مسیح هرکاری حاضره بکنه تا ما رو از این نجات دهنده و منجی دور کنه شده دین جدید و منجی جدید معرفی کنه.

در نهایت میتونید این طور جمع بندی کنید که حتی اگه شما بر فرض محال اشتباه میکنید، طبق همین قرآن هیچ ترسی ندارید چرا که خود قرآن دست کم در دو آیه میگه که مسیحیان، یهودیان و هرکسی که به خدای یکتا ایمان داره و اعمال نیک انجام میده، هیچ ترسی نباید داشته باشه چرا که در قیامت پاداش خود را از خدای یکتا میگیره(سوره مائده آیه 69 و همچنین بقره آیه 62). شاید مسلمان در اینجا به شما بگه که مسیحیای امروز فرق دارند چرا که شرک میگن، اما این حرف اشتباهه چرا که انجیلی که امروز دست مسیحیان هست همون انجیلیه که در قرن ششم در ابتدای اسلام وجود داشت. مساله پسر خدا بودن عیسی مسیح هم لقبی بیش نیست و اگه این لقب شرک باشه، شیعه های مسلمان هم با دادن لقب علی ولی الله در حال شریک قرار دادن برای خداوند یکتا هستند و بدتر از آن همه فرقه های مسلمان با پرستش و سجده کردن به سوی کعبه بدون اینکه توجه کنند در حال بت پرستی هستند. در مورد مساله سه گانگی خدا در مسیحیت هم که یک تئولوژی بیش نیست، اگه سوال کردند بگین که شما اعتقاد ندارید مثل خود من چرا که نیازی به ایمان آوردن به تئولوژی نیست و بسیاری از مسیحیان هستند که بدون اعتقاد به این تئولوژی سه گانگی مسیحی هستند و جتی آنهایی که به این تئولوژی پافشاری میکنند وقتی باهاشون یک کمی بحث میکنه آدم خودشون میگن که این قضیه فراتر از عقل و درک انسان هاست. در نهایت براتون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم روح مقدس خداوند همه مسلمان هایی که دلشون پاک هستش رو از درون لمس کنه و آنها رو هم به این خانواده بزرگ اضافه کنه. ما همه دعاهامون رو به نام عیسی مسیح میکنیم چرا که دعای ما به تنهایی مستجاب نمیشه چون ما همه گناهکاریم. پس به نام عیسی مسیح از پدر آسمانی، آمین.

۱۳۹۴ آذر ۱۴, شنبه

آیا مسیحیت یک مذهب خارجی و مربوط به کشورهای غربی است؟


آیا مسیحیت یک مذهب خارجی و مربوط به کشورهای غربی است؟



اولین سوء تفاهم این است که مسیحیت یک مذهب خارجی و مربوط به کشورهای غربی است و هیچ ربطی با کشورهای شرقی که دارای عقاید و رسوم مخصوص بخود می‌باشند، ندارد. قسمتی از این سوء تفاهم این است که کشورهائیکه مسیحی خوانده می‌شوند نماینده‌ی مسیحیت واقعی می‌باشند.

جواب: ظاهراً چنین بنظر می‌رسد که این سوء تفاهم صحیح است ولی برای رفع آن لطفاً به نکات زیر توجه فرمائید:

الف- زادگاه مسیحیت- با توجه باینکه مسیح در فلسطین متولد شد، واضح است که مسیحیت از همانجا شروع شد. موقعیت جغرافیایی فلسطین طوری است که سه قاره آسیا و آفریقا و اروپا را بهم وصل می‌سازد. از زمانهای قدیم شاهراههای تجارتی از این سرزمین عبور می‌کرده و این سرزمین شاهد لشکرکشی‌های عظیمی بوده است. بهمین دلیل وقتی مسیحیت شروع شد، از این کشور با سرعت زیادی در تمام قسمتهای جهان انتشار یافت.

ب- انتشار سریع مسیحیت- انتشار سریع مسیحیت تا حدود زیادی بعلت اطاعت مسیحیان از دستور مسیح بود که فرمود به تمام عالم بروند و مژده نجات را به تمام مردم برسانند. شاگردان مسیح با استفاده از شاهراههای معروف رومی و از طریق راههای دریائی و راههای تجارتی به تمام نقاط امپراطوری رم و به اقصی نقاط جهان آنروز مسافرت کردند. این راه‌ها بقدری امن و راحت بودند که ماموران قیصر و سایرین بآسانی می‌توانستند به دورترین نقاط اروپا مثل انگلستان و همچنین در مشرق زمین به ایران و هندوستان مسافرت نمایند. مسیحیت در همان ابتداء توسط یکی از مامورین عالیرتبه دولتی به کشور حبشه وارد شد.

در غالب این نقاط حتی تا امروز هم عده‌ای مسیحی وجود دارد. مسیحیت بقدری با سرعت پیشرفت کرد که ترتولیان (یکی از مبشرین معروف که در سال 160 میلادی متولد گردید) می‌گوید: "مسیحیان، تمام دنیا را پر کرده‌اند و تعداد بت پرستان خیلی کم شده است." صادرات بخور از عربستان که برای سوزاندن در معابد بت پرستان مورد استفاده قرار می‌گرفت خیلی کم شد، زیرا تعداد مصرف کنندگان کاهش یافته بود. وقتی تعداد مسیحیان در امپراطوری روم زیاد شد، دولت سعی کرد با جفا و شکنجه آنها را نابود سازد. عده زیادی تبعید شدند و عده‌ای را در میدانهای ورزش جلوی شیران گرسنه انداختند و عده‌ای را بجای مشعل سوزانیدند. با وجود این، تعداد مسیحیان رو به فزونی می‌رفت و مثل این بود که خون شهیدان مسیح باعث می‌گردید که درخت مسیحیت بارورتر گردد. بعد از سه قرن مسیحیت توانست دشمنی امپراطوری روم را به دوستی مبدل نماید و در سال 313 میلادی قسطنطین امپراطور روم آزادی مذهب را اعلام نمود و خودش هم مسیحی شد.

در اروپا چندین کشور از جمله انگلستان، آلمان و ممالک اسکاندیناوی از بت‌پرستی دست کشیدند و مسیحیت را پذیرفتند. علاقمندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد انتشار مسیحیت به کتب تاریخی مراجعه فرمایند. طرز ورود مسیحیت به کشور پهناور چین چندان روشن نیست ولی کتیبه‌هائی کشف گردیده که حاکی از نفوذ مسیحیت در آن سرزمین می‌باشد. در مورد انتشار سریع مسیحیت در نقاط مختلف جهان شواهد فراوانی وجود دارد که از آنجمله است کتیبه‌ها و کتب تاریخی و ساختمانهای عظیم و کلیسائی و بیمارستانها و دانشگاههای متعدد که همه حاکی از توسعه مسیحیت در نقاط مختلف جهان می‌باشد. با توجه به مراتب فوق کاملاً روشن می‌گردد که مسیحیت منحصر به کشورهای غربی نیست بلکه به تمام جهانیان تعلق دارد.


ج- تأثیر مسیحیت در کشورهای مختلف- قبلاً اشاره شد که بعد از مسیحی شدن قسطنطین دشمنی امپراطوری روم با مسیحیت به دوستی مبدل گردید. اقوام وحشی متعددی که خارج از امپراطوری روم بودند بت‌‌پرستی را ترک کردند و مسیحی شدند. پشتیبانی دولتها و پادشاهان از مسیحیت خطراتی برای مسیحیت بوجود آورد که از جفاها و شکنجه‌های اولیه جدی‌تر بود. هر چند در تاریخ ملل مسیحی گاهاً حوادثی وجود دارد که موجب تأسف همگان است ولی بطور کلی می‌توان گفت که هر جا مسیحیت مورد قبول واقع شده و اصول آن عملی گردیده، پیشرفتهای چشمگیری از نظر آزادی و احترام حقوق بشرحاصل شده است.


د- آینده مسیحیت- از مطالعه نکات فوق معلوم می‌شود که تقریباً در تمام نقاط جهان عده‌ای مسیحی وجود دارد. مسیحیت در مشکلترین شرایط به زندگی و پیشرفت خود ادامه داده و فقط وقتی ضعیف شده است که پیروان آن از مسیح دور شده‌اند. البته باید توجه داشت که عدهای از مسیحیان فقط ظاهراً و اسماً مسیحی هستند در حالیکه مسیحی واقعی کسی است که واقعاً پیرو مسیح بوده و تعالیم او را در زندگی خود اجرا کند. خوانندگانیکه مایلند در مورد مسیحیت اطلاعات صحیح داشته باشند باید مسیحیانی را پیدا کنند که زندگی خود را واقعاً به مسیح تسلیم کرده‌اند، زیرا فقط اینگونه اشخاص می‌توانند شاگردان واقعی مسیح محسوب شوند.

در پایان این قسمت بی‌مناسبت نیست چند کلمه‌ای در مورد جنبه ابدی مسیحیت ذکر شود. گاهی چنین بنظر می‌رسد که کشتی مسیحیت نزدیک به غرق شدن است ولی تاریخ ثابت کرده است که اوضاع همیشه به یک حال نمی‌ماند. مخصوصاً در زمان مراجعت مسیح طبق پیشگوئی پیامبران "همانگونه که آبها دریا را پر می‌کنند، زمانی خواهد رسید که درک و شناخت عظمت خداوند، جهان را پر خواهد ساخت". بزودی زمان صلح و عدالت همگانی فرا خواهد زمانی خواهد رسید که درک و شناخت عظمت خداوند، جهان را پر خواهد ساخت". بزودی زمان صلح و عدالت همگانی فرا خواهد رسید و این صلح و عدالت مشروط به تلاش بشر نخواهد بود بلکه خدا آنرا مستقر خواهد فرمود. در حال حاضر مسیحیت هنوز کامل نشده است ولی در زمان سلطنت مسیح به کمال خواهد رسید

حکم مرگ برای نوکیشان مسیحی و وحشت از گسترش تغییر دین

حکم مرگ برای نوکیشان مسیحی و وحشت از گسترش تغییر دین

نطق آیت الله خامنه ای در قم در سال ۱۳۸۹ چراغ سبزی بود برای هجوم سازمان یافته به کلیساهای خانگی و پیروان اقلیتهای مذهبی

81DAABE7-5DA5-4A4E-B683-4F31BF0F7779_w640_r1_s

از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون دگر اندیشان دینی، از بهایی و یهودی و مسیحیان و نوکیشان و زرتشتیان تا اهل تسنن و دیگر فرقه های اسلامی چون اهل حق و درویشان گنابادی و غیره با فشار و تعرض و آزار حکومت اسلامی روبرو بوده اند. عده زیادی از آنان بهویژه یهودیان و مسیحیان و بهاییان دست به جلای وطن زدند و راه مهاجرت درپیش گرفتند.

با گرویدن مسلمانان ایرانی به مسیحیت چند رهبر کليسا مانند کشیش هوسپیان (مرداد ۷۲ در کرج به قتل رسید) و کشیش دیباج و کشیش میکائیلیان (مرداد ۷۳ پس از ربوده شدن به قتل رسیدند و جنازه قطعه قطعه شده آنها که در یک فریزر نگهداری میشد بعدها کشف شد. با ترتیب دادن یک نمایش امنیتی سه دختر به عنوان عضو سازمان مجاهدین خلق مسئول این قتلها اعلام شدند) در ايران کشته شدند و صدها مسيحی تحت بازجويی قرار گرفتند و زندانی شدند. چاپ کتاب مقدس مسیحیان به زبان فارسی ممنوع شد، و بسیاری از نسخه های کتاب مقدس در کنار موادمخدر و بطریهای مشروب الکلی به آتش کشیده شد. خدمات کلیساها تعطیل و به خانه ها کشیده شد. اخیرا نیز خدمات دو کلیسا در تهران به زبان فارسی و در روزهای جمعه ممنوع شده است. مسلمانان ایرانی که به مسیحیت می گروند در خطر مرگ با اتهام ارتداد نیز روبرو هستند.

منبع: وبسایت صدای امریکا

۱۳۹۴ آذر ۱۱, چهارشنبه

«تهدید به قتل نوکیشان مسیحی در خارج از ایران»



«تهدید به قتل نوکیشان مسیحی در خارج از ایران»



در حالی که در سال‌های اخیر اخبار متفاوتی از دستگیری و فشار بر نوکیشان مسیحی در ایران منتشر شده، بسیاری از این نوکیشان مجبور به خروج از ایران شده‌اند.

کشیش مدبر درباره ادامه فشار بر نوکیشان مسیحی پس از خروج از ایران می‌گوید: «شرایط زندگی برای نوکیشان مسیحی که از ایران خارج می‌شوند بسیار سخت و اسف‌بار است. متاسفانه در چند ماه اخیر گروهی که خود را "سپاه ۴۰۰" معرفی می‌کند از طریق پیامک‌های تلفنی یا ایمیل خادمان مسیحی ایرانی را به قتل یا آسیب‌زدن به خانواده‌ها تهدید می‌کنند. متاسفانه این تهدید‌ها نگرانی بعضی مسیحیان را، که پس از پناهندگی مشکلات فراوانی دارند، بیشتر کرده است.»

کشیش مدبر با بیان این که چنین تهدیدهایی در گذشته نیز وجود داشته و دوره‌ای داشته است می‌گوید ولی این‌بار تهدیدهای "سپاه ۴۰۰" روی طیف زیادی از مسیحیان خارج شده از ایران تاثیر گذاشته است.

۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

ماجرای یک دیپورت؛ چه بر سر این زن نوکیش مسیحی آمد ؟

ماجرای یک دیپورت؛ چه بر سر این زن نوکیش مسیحی آمد ؟


این زن نوکیش پناهجوی مسیحی می گوید؛ “وقتی چشمان افسر نیروی انتظامی در فرودگاه تهران به صلیب در گردن من افتاد، آن را با خشونت تمام کشید، کند و دور انداخت.”



«محبت نیوز» –    سرانجام پس از کشمکشهای فراوان، اداره مهاجرت سوئد “شهرزاد ساکیانی” پناهجوی نوکیش مسیحی ایرانی را که در آن کشور بازداشت کرده بود با یک اتومبیل به نروژ فرستاد .

اداره مهاجرت نروژ بلافاصله او را با دو پلیس زن و یک پلیس مرد ایرانی تبار به قصد دیپورت به ایران سوار هواپیمای خطوط هوائی قطر کردند. اما در تهران مقامات انتظامی فرودگاه مهرآباد به علت فقدان مدارک شناسائی معتبر و عدم امکان تشخیص هویت، شهرزاد را نپذیرفتند و ماموران نروژی با وجودی که تمایل به این کار نداشتند، مجبور شدند او را به اسلو برگردانند. شهرزاد در اسلو خود را از دست ماموران نروژی رها کرد و اکنون در مخفیگاهی در نقطه ای نامعلوم به سر می برد.

شهرزاد ساکیانی از محل اختفای خود با محبت نیوز تماس گرفت و شرح پر از درد و رنج ماجرای دیپورت خود را برای آژانس خبری مسیحیان ایران به تفصیل بیان داشت. او معتقد است که طی این ماجرا حقوق انسانی او به شدت نقض شده و دچار آسیب روحی و جسمی فراوانی گردیده است.

در همین زمینه: یک زن پناهجوی نوکیش مسیحی در آستانه اخراج اجباری از سوئد

شهرزاد می گوید که پس از دیپورت از سوئد به نروژ او را به بازداشتگاهی در مجاورت فرودگاه اسلو بردند که سلولهای انفرادی داشت. در این بازداشتگاه که فقط از طریق دریچه کوچکی میشد با بیرون ارتباط گرفت به او هیچ  آب و غذا نداده و حتی داروی میگرنش را نیز به وی ندادند.

فردای آن روز به او خبر می دهند که همان روز به ایران دیپورت خواهد شد. عصر در حالی که این زن نوکیش مسیحی خون دماغ شده بود و کنترل ادرارش را از دست داده بود، توسط سه مامور مهاجرت نروژ (دو زن پلیس نروژی و یک پلیس مرد نروژی ایرانی تبار) وی را به زور و با خشونت سوار هواپیمای قطر ایرویز کردند تا از طریق دوحه به تهران ببرند.

شهرزاد در باره سوار شدنش به هواپیما گفت: “چون من خیلی ترسیده بودم و مقاومت می کردم که سوارهواپیما نشوم، ماموران من را به شدت به روی زمین میکشیدند و می زدند. در اثر این وضعیت لباسم پاره شد و از تنم خارج گردید. اما ماموران در همان حالتی که قسمت بالای بدنم فاقد پوشش بود من را به زور سوار هواپیما کردند و با لگدهای متعدد به زانوانم من را بر روی صندلی هواپیما نشاندند. وقتی من صدای اعتراضم را به این وضع در داخل هواپیما بلند کردم، دو مامور زن دستها و دهانم را گرفتند و مامور مرد ایرانی تبار با مشت زدن به گردنم مرا وادار کرد تا سرم را به زیر صندلی خم کنم تا صدایم در نیاید.

در همین زمینه: پناهجوی زن نوکیش مسیحی ایرانی در خطر فوری دیپورت از سوئد

بالاخره هواپیما بعد از یک ساعت و نیم تاخیر به خاطر این ماجرا پرواز می کند. در فرودگاه دوحه به فاصله کمی ماموران نروژی شهرزاد را سوار هواپیمائی که عازم تهران بود می کنند و پرواز در ساعات اولیه بامداد فردا در تهران بر زمین می نشیند. ماموران نروژی کاپشنی به تن شهرزاد می کنند و پتویی که برای مسافران در داخل هواپیما  گذشاته شده را به شکل حجاب دور سر او می پیچند و او را بازهم به زور از هواپیما پیاده می کنند.

شهرزاد درباره ماجراهائی که در تهران بر او گذشت حکایت می کند که او را در فرودگاه تهران به اطاقی پر از ماموران نیروی انتظامی بردند. در آنجا پلیس مهاجرت نروژی ایرانی تبار که خود را (فرهاد) معرفی می کرد پاکتی حاوی نامه و مدارک دیپورت را به یک افسر نیروی انتظامی تحویل داد. افسر نیروی انتظامی که ریش بلندی هم داشت از او پرسیده بود که آیا او شهرزاد ساکیانی است؟ ولی با سکوت شهرزاد و جواب سربالایش روبر شده بود. از اینجا بود که تلاش فرهاد پلیس نروژی ایرانی تبار  با شدت تمام شروع شد که ماموران ایرانی را وادار به پذیرش شهرزاد بکند.

شهرزاد می گوید: فرهاد پلیس نروژی ایرانی تبار به من می گفت که اگر هویتت را قبول نکنی و مانع پذیرفته شدنت بشوی تو را بیچاره می کنم. وی مرتب اظهار می کرد که هیچ پناهنده و پناهجوئی در مقابل او تاب مقاومت ندارد. او تهدید می کرد که از موضوع درخواست پناهندگی و اظهارات من علیه جمهوری اسلامی در اداره مهاجرت نروژ خبر دارد و اگر با او همکاری نکنم همه آنها را به اطلاع ماموران جمهوری اسلامی می رساند.

شهرزاد اضافه کرد: تلاشهای بسیار پلیس مرد نروژی ایرانی تبار که مرتب با ماموران نیروی انتظامی صحبتهای درگوشی می کرد باعث شده بود تا ماموران نیروی انتظامی تهران نیز نسبت به من رفتار بد و ناشایستی پیش بگیرند. تا جائی که وقتی یکی از افسران ریش بلند نیروی انتظامی چشمش به صلیبی که من در گردن داشتم افتاد، آن را با خشونت تمام کشید، کند و دور انداخت. شدت عمل او به حدی بود که جای کشیدن زنجیر پاره شده که صلیب به آن آویزان بود همچنان بعد از چند روز بر روی گردنم باقی مانده است. در این وضعیت پلیس نروژی که شاهد این رفتارهای وحشیانه بود نه تنها دفاعی از من نمیکرد بلکه لبخند میزد و خوشحال نیز به نظر می رسید.

در پایان، تلاشهای پلیس نروژی برای تحویل شهرزاد در تهران ناکام ماند و ماموران نیروی انتظامی می گویند که با این مدارک حاضر به تحویل گرفتن او نیستند و فقط در صورتی وی را تحویل می گیرند که از یکی از سفارتخانه های جمهوری اسلامی در خارج کشور برای او “مدرک سفر” صادر شود. در نتیجه ماموران پلیس مهاجرت نروژ مجبور شدند که دوباره شهرزاد را با خود به مقصد دوحه سوار هواپیما کنند. در پایتخت قطر فرهاد پلیس نروژی بازهم تلاش می کند که از سفارت ایران در قطر چنین مدرکی را تهیه کند که آنجا هم به علت همکاری نکردن شهرزاد موفق نمی شود. بعد هم به فکر می افتد که شهرزاد را به کشور دیگری ببرد و چنین درخواستی بکند. اما در نهایت پلیس نروژی او را به اسلو بر می گردانند و پلیس ایرانی تبار او را تهدید می کند که هرطور شده از یکی از سفارتخانه های ایران در اروپا مدارک لازم برای پذیرفته شدن او توسط جمهوری اسلامی در تهران را فراهم خواهد کرد.

شهرزاد ساکیانی به دلیل ترس از عملی شدن این تهدید پس از آنکه تحویل کمپ ی در اسلو می شود در یک موقعیت استثنائی می گریزد و در نقطه ای نامعلوم پنهان می شود. او اکنون خواهان رسیدگی سازمانهای حقوق بشر به این رفتار ناهنجار و غیر انسانی با خود می باشد. او همچنین از همه خواهران و برادران مسیحی خود در ایران و جهان می خواهد که با دعای خود از او و همسرش پشتیبانی کنند.

مصاحبه خبرگزاری صدای مسیحیان ایران با خانم نغمه عابدینی در مورد آخرین وضعیت کشیش سعید عابدینی




این مصاحبه در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۱۴ در مورد آخرین وضعیت کشیش سعید عابدینی و دلیل خروج مادر کشیش سعید عابدینی از ایران و همچنین در مورد تهدیدی که چندی پیش توسط اعضای زندانی گروه تروریستی اسلامی داعش که کشیش سعید عابدینی دوران محکومیت غیر قانونی خود را در یک بند مشترک در کنار آنها میگذراند و بیانیه سازمان ملل و محکومیت حبس کشیش سعید عابدینی انجام شده است.

سعید عابدینی کشیش مسیحی ایرانی‌/آمریکایی زندانی شده در ایران است. وی در ایران و از تابستان سال ۲۰۱۲ بازداشت و سپس به زندان اوینمنتقل شد. در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳ به هشت سال زندان محکوم شد. اتهام وی تضعیف امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغ مسیحییت از ابتدای سال ۲۰۰۰ عنوان شده‌ بود.عابدینی در سال ۲۰۰۰ از اسلام به مسیحیت گروید و این درحالیست که مسیحیت طبق قانون اساسی ایران جزو اقلیت‌ها محسوب می‌گردد. نوکیشانی که از اسلام به مسیحیت گرویده باشند بنابر شرع و قانون ایران مجرم هستند. به ویژه، هنگامی‌که عبادت‌هایشان را همراه دیگر مسیحیان و نوکیشان٬ در کلیسای خانگی٬ که در ایران غیر قانونی محسوب می‌شود انجام دهند.

۱۳۹۴ آذر ۷, شنبه

دعایی زیبا در آغاز روز, با این دعا خودتون رو شارژ کنید و هفته ای زیبا برای خودتون بسازید.



خداوندا

با نام تو روزم را شروع میکنم و از تو میخواهم حضورجاودانه ات در زندگی روحانی و دنیوی من باشد. از تو سپاسگزارم برای فیضی که به ایماندارانت عطا فرمودهای و به ما ایمانی بخشیدهای تا برای جلال نام تو زندگی کنیم.
از تو برای نجات وتولد دوبارهام سپاسگزارم و دعا میکنم نور و ملکوتت پیوسته در زندگی من باشد. دعا میکنم برای آنانی که ملکوت تو را نشناختهاند و از تو میخواهم تا عیسی مسیح را وسیله نجات آنها قرار دهی.
به ما بیاموز تا بتوانیم اراده تو را درک کنیم و طبق اراده تو رفتار کنیم. همانگونه که تو فرمودهای حتی ایمانداران از شر و بلا آسوده نیستند و پیوسته مورد آزمایشند، به ما توانایی ده تا طبق اراده تو سربلند شویم و نام تو را جلال دهیم.
ای عیسی مسیح که نجات ایمانداران بوسیله تو تهیه شد، دلهای ما را از محبت و ایمان حقیقی پر کن و راههای زندگی ما را در تمام مراحل آن روشن نما. زیرا تنها راه نجات ما تو هستی.
پیوسته پیوند و ایمان ما را محکم تر کن و از طریق روح القدس عطایای خود را به ما نشان ده تا در این راه گمراه نشویم.
خداوندا دعا میکنم برای آنهانی که نیازمند حضور تو هستند، آنهانی که در سختی، رنج، بیماری و تباهی به سر میبرند. دعا میکنم تا خود را به آنها نشان دهی و نور ایمان را در دلهای آنها بتابانی. چون هیچ نوری به زیبایی و جلال نور تو نیست. نور تو ابدیت، مرحم همه دردها ، و امید تمام ناامیدیهاست.
تو با حضور خود در زندگی من درهای تازه را باز کردی و یاس و سرگردانی مرا به امید تبدیل کردی. سپاسگزارم از حضورت عیسی مسیح.
ایمان ما را محکم تر و به ما صبر عطا کن تا بتوانیم در روز موعود سربلند شویم و برای تو خدمت کنیم.
به دعاهای ما فیض عطا کن و ما را از روح القدس پر کن. ظلمت و تاریکی را از ما دور کن و نورجاودانه اعطا فرما.
به ما توانایی و حکمت ده تا اراده تو را درک کنیم و آن را بکار گیریم.
تمام رنجها و دردهایی که به نام تو باشد آن را با جان و دل میپذیرم و برای جلال نام تو خدمت میکنم.
دوستی به من گفت: در این راه به سه چیز اهمیت بده: اول از هر چیز به خدا، سپس خانواده و در آخر خدمت.
خداوندا، ببخش آنان را که نمیدانند با نام مقدس تو چه می کنند و آن را به باد شوخی و تمسخر میگیرند. به همه آنها فیض عطا کن تا به تو ایمان آورند و از شر شیطان آزاد شوند.
ای مسیح، تو شاه و پادشاه قلبم هستی. هر روز با عشق تو روزم را شروع میکنم و آنچه را که دارم در پای تو میریزم، زیرا تو لایقی و تو خداوندی.
خداوندم، تو را به خاطر رازهای نهفته قلبت ستایش میکنم. و سپاسگزارم که در غم و سختی و افتادگی، پنجره تازه امید به رویم میگشایی. دوستت دارم با تمام جان و دل.
پدرم، قلبم را دوباره با روح خود لمس کن. نورت را بر من بتابان. بی تو گمگشته و خموشم. سرگردان و حیرانم. نمیدانم بی تو چگونه به سر کنم.
قلبم مملو از درد و عصیان است، دردی که حاصل از زندگی بدون توست. به من فیض دوباره عطا کن، میدانم لایق آن نیستم، تو دستان خود و محبت خالصانه ات را از من نگیر…. دوستت دارم عیسای من…

مجلس امریکا: مسیحیان در ایران در معرض تهدید نسل‌کشی هستند

مجلس امریکا: مسیحیان در ایران در معرض تهدید نسل‌کشی هستند


گروهی از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا طرحی برای حمایت از اقلیت‌های مذهبی ارائه کرده‌اند که در بخشی از آن بیان شده است، مسیحیان در ایران در معرض «نسل‌کشی» قرار دارند.

به گزارش «محبت نیوز»  هشت نماینده جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا با امضای پیش‌نویس یک طرح قانونی، به  وجود تهدید نسل‌کشی مسیحیان و ایزدی‌ها در چند کشور عمدتن جنگ‌زده شده‌اند و در این بین نام ایران را هم مطرح کرده‌اند.
 بر اساس اعلام دفتر مطبوعاتی کنگره، طراح اصلی این طرح «دانا روهراباچر» نماینده جمهوری‌خواه کالیفرنیا در مجلس نمایندگان است و ۷ جمهوری‌خواه دیگر هم از آن اعلام حمایت کرده‌اند.
این طرح روز (۲۵ آبان سالجاری) به کمیته‌های حقوقی و امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا ارائه شده و اکنون در نوبت بررسی است.
طبق پیش نویس این طرح، کنگره از دولت این کشور می‌خواهد «با درک اینکه مسیحیان و ایزدی‌ها در عراق، سوریه، پاکستان، ایران و لیبی هدف کشتار قرار دارند»، برای کوچاندن آن‌ها به آمریکا تلاش کرده و بررسی درخواست احتمالی این دسته از افراد برای مهاجرت یا پناهندگی را «تسریع کند.»
طرح نمایندگان جمهوری‌خواه برای تبدیل شدن به قانون ابتدا باید در کمیته‌های تخصصی مربوطه بررسی و تصویب شود. در مراحل بعد طرح باید به تائید صحن اصلی مجلس نمایندگان، مجلس سنا و در نهایت رئیس‌جمهور برسد.
اگر چه نام ایران و مسیحیان ایران در کنار اقلیت ایزدی در طرح نمایندگان امریکا گنجانده شده اما به یقین  نه شاید بعنوان نسل کشی ( به معنای قتل عام ) اما سیاست حاکم جمهوری اسلامی هدف اصلی  آن خشکاندن ریشه و پاک کردن چهره مسیحیت در ایران است . سیاست دستگاههای امنیتی نظام جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته بر آن بوده تا  با ایجاد فشار و تعطیلی بسیاری از کلیساها و بازداشت و تهدید کشیشان و معلمین و  بویژه نوکیشان آنها را مجبور سازند تا علیرغم میل باطنی خود کشور را ترک کنند.
در همین زمینه : تداوم سرکوب اقلیت ها و دگراندیشان مذهبی از سوی جمهوری اسلامی
چندی پیش نیز بنا به گزارش وزارت خارجه آمریکا در مورد آزادی مذهب، رفتار و گفتار دولت ایران در سال ۲۰۱۴ فضایی خطرناک برای تمامی گروه‌های مذهبی غیرشیعه، به ویژه مسیحیان بوجود آورده است.
 این گزارش که  به طور رسمی از سوی جان کری، وزیر خارجه آمریکا ارائه شد عنوان شده حتی روحانیون شیعه هم که با دولت یا رهبر جمهوری اسلامی هم نظر نیستند، دستگیر شده و یا مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. اهل سنت، صوفیان و مسیحیان بسیار تحت آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و در خیلی موارد به خانه‌های آنها حمله شده و اموالشان ضبط شده است.
در گزارش سال ۲۰۱۴ از وضعیت مسیحیان در ۵۰ کشور جمهوری اسلامی در میان ده کشور نخست فهرست، در مقام «هفتم» قراردارد.

آزادی مشروط برای نوکیشان مسیحی بازداشت شده در کرج

آزادی مشروط برای نوکیشان مسیحی بازداشت شده در کرج


به نظر می رسد سیاست دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای محدود کردن و کنترل بر افزایش کلیساهای خانگی ایجاد شرایط ی است تا معلمین ، کشیشان و فعالان نوکیش مسیحی علیرغم میل باطنی  خود کشور را ترک کنند.

از راست نوکیشان مسیحی “مهدی حاج ملاحسین” و ” اسماعیل فلاحتی”
به گزارش « محبت نیوز»  منابع مسیحی در شهرستان کرج از آزادی مشروط  تنی چند از بازداشت شدگان نوکیش مسیحی خبر می دهند.
این افراد در جریان هجوم به یک کلیسای خانگی که توسط عوامل سازمان اطلاعات سپاه و نیروهائی که خود را پلیس امنیتی معرفی کردند، در شانزدهم مردادماه برابر با (هفتم آگوست ۲۰۱۵) سالجاری بازداشت شده بودند.
 اسماعیل فلاحتی و مهدی حاج ملاحسین  از جمله افرادی هستند که به اتفاق جمعی دیگر از نوکیشان مسیحی در آن محل بازداشت شدند.
– در همین زمینه : هجوم ماموران امنیتی به کلیسای خانگی و بازداشت حداقل ۸ تن از نوکیشان مسیحی
نوکیشان مسیحی  اسماعیل فلاحتی  و مهدی حاج ملاحسین  در روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۴ برابر با  (۹ سپتامبر ۲۰۱۵)  پس از گذراندن ۳۳ روز  بازداشت که بیشتر آن در سلول انفرادی و همراه با شکنجه های روحی و روانی بوده است ، با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.
همچنین خانم هایده از دیگر نوکیشان مسیحی  نیز به خاطر نوع وثیقه ای که باید میگذاشت چند روز دیرتر از زندان آزاد گردید.
گزارشات قبلی همچنین حاکی از آن بود که سه تن از این افراد به فاصله کوتاهی پس از بازداشت با سپردن تعهد و ضامن به طور موقت آزاد شده اند.
اسماعیل فلاحتی نوکیش مسیحی ۳۵ ساله ساکن تهران که در جریان این یورش بازداشت شده بود به «محبت نیوز» گفت: ” در روز جمعه شانزدهم مرداد ماه ۱۳۹۴ وی و چند خواهر و برادر هم کیش مسیحی دیگر  که در باغ آقای “مهدی حاج ملاحسین” در کَن ، جهت مشارکت روحانی گرد آمده بودیم،  ناگهان با مامورانی که خود را پلیس امنیتی خطاب میکردند و وارد آنجا شدند مواجه شدیم و آن ماموران همه مان را بازداشت کردند.”
به گفته اسماعیل؛ این ماموران در ابتدای ورود، صاحب باغ را ضمن تهدید با خشونت بر روی زمین انداختند و در جلوی طفل خردسالش، اسلحه را بر روی گردن وی گذاشتند.
در همین زمینه : جزئیات دستگیری و وضعیت بازداشت شدگان نوکیش مسیحی در کرج
اسماعیل در ادامه به  «محبت نیوز » گفت ؛  ماموران لباس شخصی حکم قضائی به ما نشان دادند. این حکم  یک  برگه سفیدی بوده که فقط  مهر و امضا داشت  و ماموران مهاجم در همان زمان اقدام به نوشتن و پر کردن آن نمودند. پس از دستگیری حتی در تاریکی شب، تمام باغ محل تجمع ما را به دقت گشتند. به نظر می رسید در جستجوی پیدا کردن چیز خاصی هستند. بعد از آن تعدادی از آنها من را حوالی ساعت ۱۰ شب به خانه ام بردند  تا آنجا را نیز بازرسی نمایند. در منزل  تعدادی کتاب مقدس و کتابهای مسیحی دیگر داشتم گه پس از تفتیش کامل خانه بهمراه کامپیوتر و وسایل شخصی ام ، ماموران آنها را  ضبط و با خود از خانه خارج کردند.
– اتهام بازداشت شدگان
پرونده این تعداد از بازداشت شدگان نوکیش مسیحی به  اتهام تبلیغ علیه نظام و تجمع برای برهم زدن امنیت عمومی به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال شد. دادگاه نیز این افراد را به شرط تامین وثیقه های مالی به طور موقت تا زمان رسیدگی به پرونده و تشکیل دادگاه آزاد کرد.
دادگاه انقلاب اسلامی جهت ازادی نوکیش مسیحی  اسماعیل فلاحتی مبلغ هفتاد میلیون تومان قرار وثیقه صادر نمود که برای تامین آن خانواده ایشان سندی با ارزش حدودی دو برابر آن را سپرده اند.
آقای فلاحتی میگوید که بازجویان اطلاعات سپاه در زندان به او اخطار کرده بودند که پس از آزادی موقت بهتر است که ایران را ترک کند. در غیر اینصورت ممکن است او و خانواده اش با خطرات جانی جبران ناپذیری مواجه شوند.
تاکنون از سوی مقامات امنیتی توضیحی در خصوص بازداشت این افراد داده نشده اما حسب مستندات ، این بازداشت ها به دلیل اعتقادات مسیحی آنان و شرکت در جلسات کلیساهای خانگی بوده و در راستای افزایش فشار بر جامعه مسیحیان فارسی زبان ایران می باشد.
در حال حاضر که کلیساهای مسیحی رسمی و دارای مجوز کشور یکی پس از دیگری به بهانه های مختلف توسط نیروهای امنیتی تعطیل شده  و کشیشان و رهبران آنها مجبور  به خروج از ایران شده اند، تنها راه موجود برای نوکیشان مسیحی جهت برگزاری جلسات پرستشی همان تجمع به صورت گروههای چند نفره در کلیساهای خانگی است.
به نظر می رسد سیاست دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای محدود کردن و کنترل بر افزایش کلیساهای خانگی، ایجاد شرایطی است تا معلمین ، کشیشان و فعالان نوکیش مسیحی علیرغم میل باطنی خود کشور را ترک کنند.

صدور حکم برای نوکیشان مسیحی ورامین

صدور حکم برای نوکیشان مسیحی ورامین


حکم سیزده نوکیش مسیحی که روز یکشنبه،۱۰آبان ۱۳۹۴ در یک کلیسای خانگی در ورامین بازداشت شده بودند صادر شد.
براساس حکم دادگاه ورامین زری شاه‌قاسمی به ۷ سال زندان، سیمین میرزایی و بهرام تاجیک هر کدام به ۵ سال زندان،  محکوم شده سپس به زندان ورامین منتقل شده اند.

همچنین محمد‌ شاه‌قاسمی نیز دردادسرای عمومی و انقلاب ناحيه ۲۱ تهران “ارشاد ” به ۳سال زندان محکوم شد. بقیه بازداشت‌شدگان با قید وثیقه آزاد شدند.

“فرشید فتحی” از نوکیشان مسیحی به شش سال حبس محکوم شد

“فرشید فتحی” از نوکیشان مسیحی به شش سال حبس محکوم شد

“فرشید فتحی” از بازداشت شدگان مسیحی که بیش از ۱۵ ماه بدون حق مرخصی در زندان مخوف اوین بسر می برد، توسط دادگاه انقلاب اسلامی به تحمل شش سال حبس محکوم گردید.
farshid-f-6-evin
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز» برطبق خبر دریافتی، ” فرشید فتحی” از نوکیشان مسیحی توسط دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس محکوم شد.
“فرشید فتحی” که تاکنون دادگاهی وی چندین بار به دلایل و بهانه های مختلف از سوی مسئولان قضایی به تعویق افتاده است سرانجام پس از گذشت بیش از یکسال بلاتکلیفی و پس از انجام امور بازپرسی و تشکیل پرونده در محل دادسرای مستقر در زندان اوین، دادگاه ایشان در دی ماه سال ۱۳۹۰ ( ژانویه ۲۰۱۲) برگزار گردید .
در حالی که گزارشی از جزئیات برگزاری این دادگاه منتشر نشده اما به نقل از یک منبع آگاه، و بر اساس حکم صادره گفته می شود دادگاه اتهام وی را اقدام علیه امنیت نظام، ارتباط با سازمان های خارجی و تبلیغ مذهبی عنوان نموده است.
این مطلع همچنین به محبت نیوز گفته است، که پرونده “فرشید فتحی” باحکم شش سال حبس با اعتراض وکیل ایشان به دادگاه تجدید نظر ارسال خواهد شد و این حکم در مرحله رسیدگی مجدد به یقین تغییر خواهد کرد.
این حکم در حالی برای این هموطن مسیحی صادر می‌شود که وی ۱۵ ماه بازداشت غیر قانونی، و به صورت بلاتکلیف در زندان بسر برده است.
صدور چنین حکم ناعادلانه ایی از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای این نوکیش مسیحی که فقط به صرف انجام مراسم دینی و اعتقادات و باورهای مسیحی وی صادر شده است، بر اساس قوانین بین المللی و کنوانسیون های حقوق بشر و تبعیض علیه اقلیت های قومی و مذهبی که جمهوری اسلامی هم خود از امضا کنندگان آن می باشد عملی غیر قانونی است
فرشید فتحی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین بسر می برد.
– برخورد با نوکیشان مسیحی
زندانی مسیحی “فرشید فتحی” که ماه‌های متمادی را در سلول انفرادی گذرانده است تاکنون اجازه مرخصی به وی داده نشده است، پیش از این بازجویان پرونده و ماموران امنیتی زندان برای اعمال فشار روحی بیشتر، در آخرین روزهای نزدیک به ایام عید نوروز سال گذشته (۱۳۹۰) با آزادی موقت وی موافقت کرده اما در زمان خروج از بند ۲۰۹ زندان اوین ضمن ممانعت، ایشان را مجددن به سلول انفرادی منتقل کردند.
“فرشید فتحی” متولد ۱۳۵۸ متاهل و دارای دو فرزند است. نامبرده در یورش گسترده و سازمان یافته به مسیحیان ایران در آستانه سال نو میلادی ( ۲۶ دسامبر ۲۰۱۰) ۵ دی ماه ۱۳۸۹ توسط نیروهای اطلاعات و امنیتی در تهران بازداشت شد.
در آن تاریخ ماموران امنیتی در اقدامی هماهنگ و از پیش تعیین شده بیش از ۶۰ تن از شهروندان مسیحی و اعضا کلیساهای خانگی در تهران و برخی شهرستانها را بازداشت نمودند . ماموران پس از بازداشت این افراد اتهام آنان را به خانواده هایشان ، تغییر دین (ارتداد) ، ترویج مسیحیت و ارتباط با سازمانهای مسیحی اعلام نمودند.
روز بعد این رویداد بسیاری از رسانه های حکومتی با عنوان اینکه سران تبشیری مسیحیت در تهران دستگیری شدند بطور گسترده اقدام به انتشار این خبر نمودند. مرتضی تمدن استاندار تهران این مسیحیان را به عنوان مبلغان “تندرویی” توصیف می کند که «خود را مانند افراد فاسد و منحرف وارد بدنه اسلام می کنند.» به گزارش خبرگزاری رسمی ایران ایرنا، وی از احتمال ارتباط این مسیحیان با انگلستان سخن گفته است، اتهامی که عمومن از سوی ایران به گروه های مخالف سیاسی وارد می شود تا آنها را تحت پشتیبانی غرب توصیف کند. استاندار تهران همچنین افزود: این جریان می‌خواست مسیحیت ی همانند طالبان و وهابیت در اسلام طراحی کند که جای پای آنها پیدا شد و برخی از سران آنها در تهران به دام افتادند و ضربات اولیه به آنها وارد شد ! و ی متذکر شد که فشار و دستگیری را بر آنها افزایش خواهد داد.
درست از همان زمان و با اظهارات سید علی خامنه ایی در قم مبنی بر برخورد با کلیساهای خانگی موج تازه‌ای از پیگرد و بازداشت هموطنان نوکیش مسیحی در ایران آغاز شد .
این فشارها از دی ماه سال گذشته و با آغاز سال نو میلادی ۲۰۱۱ بیشتر و همچنان نیز ادامه دارد .بر اساس گزارش سالانه مربوط به بازداشت نوکیشان مسیحی در سال ۱۳۹۰ که از سوی محبت نیوز منتشر گردید ، در این مدت جمع بسیاری از مسیحیان ایرانی در شهرهای مختلف کشور احضار و برخی از آنان نیز بازداشت شده اند . این افراد اغلب نوکیشان مسیحی ایران، یعنی کسانی که پیش از گرویدن به مسیحیت، مسلمان بوده‌اند مورد پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند و یا مسیحیانی هستند که به گفته مسئولان نظام فعالیت های تبشیری داشته‌اند !

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

انجيل متى باب ٢٨


متى باب ٢٨ قسمتى از كتاب مقدس هستش كه من هميشه با خوندنش يا گوش سپردن به فايل صوتيش بى اختيار اشك از چشمام جارى ميشه. دوستان عزيز ايماندارم، بهتون پيشنهاد ميكنم كتاب مقدس رو با تأمل فراران بخونيد، شده روزى ١ باب ولى روى همون ١ بابى كه مطالعه كردين خوب فكر كنيد و حسش كنيد. به راستى كه خداى پدر ، يهوه يرى خداى محبت هستش كه يگانه فرزندش رو براى آمرزش گناهان ما قربانى ميكنه. 
آمين

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

روزهاى سرد



درسته هوا سرد شده و روز دلگير،اما مراقب سردى دلت باش رفيق، آرزو مى كنم دلاتون سرشار از گرماى عشق باشه، بذر محبت تو دلاتون رشد كنه، حتى تو اين سرماى پاييزى. گرماى لبخندتون يخ قلباى يخى رو آب كنه، نگاه شاد و گرمتون مهر و محبت و شادى رو به چهره هاى غم آلود هديه كنه. و در آخر وجودتون سرشار از عشق و فيض و محبت خداوند باشه چون قطعا بدون اين عشق تمام موارد بالا غير قابل دستيابى ميشه . 
دوستون دارم 
بهناز   

۱۳۹۴ آبان ۲۸, پنجشنبه

کشف قرآنی قدیمی که گفته شده به دوران پیش از «محمد» باز می گردد

کشف قرآنی قدیمی که گفته شده به دوران پیش از «محمد» باز می گردد




با به اثبات رسیدن این فرضیه، این کاوش تاریخی می تواند تاریخ اسلام را با چالشی جدی مواجه کند. 

  پیشتر پژوهشگران انگلیسی از کشف صفحاتی از یک نسخه بسیار قدیمی قرآن و احتمالن مربوط به اوایل قرن هفتم میلادی و صدر اسلام، در دانشگاه بیرمنگام انگلیس، خبر داده بودند. این در حالی است که به باور بسیاری از کارشناسان تاریخی قدمت این قرآن به دوران پیش از محمد بازمی گردد.
آزمایش های علمی قدمت این قرآن را میان سال های ۵۶٨ میلادی تا ۶۴۵ میلادی تخمین می زنند، در حالیکه روایات تاریخی، دوران زندگی محمد را بین سال های ۵٧٠ تا ۶٣٢ میلادی تخمین می زنند و این بدان معناست که این قرآن پیش از حیات “محمد” نگاشته شده است.
تام هالوند تاریخدان به روزنامه “ساندی تایمز” می گوید این کشف تاریخی بسیاری از نگاه های تاریخی نسبت به اسلام را عوض خواهد کرد. هولاند در ادامه می گوید این باور تاریخی که همه زوایای زندگی محمد و پیروان اولیه اش روشن است، باوری نادرست است.
با وجود این کشف تاریخی، برخی از دانشگاهیان مسلمان با رد این ادعاها آنها را صرفن فرضیه می دانند. با اینحال به نظر می رسد با اثبات این فرضیه، بخش های مهمی از قرآن نظرات سیاسی پیروان اولیه محمد بوده است.
به گفته دکتر کایت اسمال، پژوهشگر تاریخ اسلام و قرآن، این کاوش تاریخی می تواند تاریخ اسلام را با چالشی جدی مواجه کند.
شایان ذکر است پژوهشگران انگلیسی از کشف صفحاتی از یک نسخه بسیار قدیمی قرآن و احتمالن مربوط به اوایل قرن هفتم میلادی و صدر اسلام، در دانشگاه بیرمنگام انگلیس، خبر دادند.گزارش ها حاکی است این ها صفحاتی از یک قرآن قدیمی و به خط عربی (خط حجازی) بوده که احتمالن روی پوست بز یا گوسفند نوشته شده است.
براساس این گزارش ها، این صفحات از قرآن به مدت یک قرن در قفسه های کتابخانه دانشگاه بیرمنگام نگهداری می شده است.
براساس گزارش خبرگزاریها  گفته می شود این اوراق بخشی از «مجموعه مینگانا» شامل بیش از سه هزار سند و کتاب خطی متعلق به منطقه خاورمیانه است که ‘آلفونسو مینگانا’، کشیش کلدانی متولد عراق، در دهه ١٩٢٠ میلادی جمع آوری و به بریتانیا انتقال یافته و سرانجام در اختیار دانشگاه بیرمنگهام قرار گرفته است.

زندگی نامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی زندانی

زندگی نامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی زندانی


ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی است که به دلیل اعتقادات خود در زندان به سر می برد در زیر زندگی نامه او ،که به نقل از خود ایشان و به گزارش اخبار اقلیتهای مذهبی تهیه شده است را می خوانیم.

ابراهیم متولد ۸/ ۱۰/ ۱۳۶۵ شمسی درشهر همدان است . وی چهارمین و اولین فرزند پسر خانواده بود که یکی از خواهرانش را در حادثه جنگ از دست داد و در سن پنج سالگی صاحب برادر دیگری شد. پدر ابراهیم راننده بود وبیشتر روزها را در سفر بوداو در تابستان و عیدها ابراهیم را با خود به شهرهای مختلف می برد.
وی دوران ابتدایی خود را در دبستان حافظ واقع در خیابان شهدای همدان سپری کرد و از دانش آموزان بازیگوش ولی درس خوان مدرسه بود تا اینکه پدر خود را در اثر حادثه رانندگی ، زمانیکه کلاس چهارم ابتدایی بود از دست داد. دوران ابتدایی برای او با فراق پدر گذشت و خواهر بزرگ وی نیز ازدواج کرده و به خانه بخت رفت.
ابراهیم چند ماهی از دوران راهنمایی را گذراند اما به علت مشکلات مالی تصمیم به ترک تحصیل گرفت و مشغول به کار در مغازه صافکاری اتومبیل شد. اما طولی نکشید که دلش برای مدرسه تنگ شده و تصمیم گرفت به تحصیل ادامه داده و در کنارش شغل نیمه وقت نیز داشته باشد.
او مجدد در مدرسه ثبت نام کردو سه سال بعد را در مغازه تعویض روغنی که در کنار مدرسه راهنمایی اش بود مشغول به کار شد و هنگامیکه مشتری نبود به درس هایش می رسید ، چون پدر ابراهیم راننده کامیون بود تمامی افراد آن منطقه محبت خاصی به دلیل دوست و ارادتی که به پدر او داشتند به ابراهیم داشتند.
با به پایان رسیدن دوران راهنمایی وارد دبیرستان شده و در شروع نوجوانی همانند دیگر نوجوانان با مسایل عاطفی درگیر شد ، در حالیکه راهنمای دلسوزی نداشت.  پس از درس دور شده و به دنبال کار تمام وقت گشت ، در حالیکه اینبار علاوه بر مشکلات اقتصادی ، وابستگی عاطفی نیز به آن اضافه شده بود و تصمیم به یافتن شغلی با درآمد خوب برای او کاملا جدی شده بود. با توجه به اینکه حقوق مغازه تعویض روغنی نیز کفایت نمی کرد از آنجا خارج شد ، او مشاعل مختلفی را امتحان کرد از کار در مغازه لوکس فروشی گرفته تا کار در کوره سرامیک سازی  اما این مشاغل او را راضی نمی کرد.  بواسطه شغل سابق، با چند نفر آشنایی داشت و در سن پانزده سالگی به سراغ شغل پدر رفت و سه سال بعنوان کمک راننده تریلی مشغول به کار بود ، درآمد خوبی داشت ولی بعلت نداشتن گواهی نامه رانندگی ، حقوق درستی دریافت نمی کرد .
او در سن هجده سالگی، در یک جمعه خاطره انگیز به دلیل نداشتن سرپرست ، کارت معافیت از خدمت را دریافت کرد و از آنجاییکه برادرش کودکی را پشت سر می گذاشت او احساس کرد که خانواده اش به یک سرپرست احتیاج دارد و به همین دلیل تصمیم به تغییر شغل گفت. او منزل پدری خود را در همدان فروخت و در حومه تهران یک منزل خریداری کرد و در یک شرکت تولیدی قطعات خودرو مشغول به کار شد . ابراهیم به دلیل داشتن سوابق فنی در دو شغل گذشته خود، خیلی زود سرپرستی خط تولید را به دست گرفت ، شروع این زندگی جدید برای ابراهیم همزمان با ایمان آوردن او به عیسی مسیح بود.
 او از کودکی طعم فقر را چشیده بود و اکنون می توانست درآمد مناسبی کسب کند و در ضمن وابستگی های دوران نوجوانی را نیز به خاطرات سپرده بود. وی از طریق شبکه های ماهواره ای با مسیحیت آشنا شد. کشمکش های بسیاری را طی کرد تا در نهایت مسیح را در قلب خود دریافت نمود و احساس کرد که دیگر آن انسان قبلی نیست و خداوند مسیر جدید و مهمی برای او گشوده است .
ابراهیم تمام وقت آزاد خود را به مطالعه کتاب مقدس و بررسی مسیحیت پرداخت و عشق خدمت به خداوند عیسی مسیح در او شعله گرفت . ابتدا خدمت خود را با خرید انجیل و پخش آن در اطرافیان خود آغاز نمود و مدتی بعد با جوامع مسیحی آشنا شد که آنها بیشتر توانستند او را در این عشق یاری کنند. چون ابراهیم تا سوم راهنمایی درس خوانده بود امکان دانشگاه رفتن برایش نبود اما در دانشکده مجازی ۲۲۲ ثبت نام نمود و از این طریق توانست آموزش های فراوانی ببیند سپس با کانون یوحنای رسول در تهران آشنا شد و ۱سال دیگر در این مدرسه کاتولیک تحصیل کرد تا اینکه در ۲۸/۱۰/۱۳۸۹ وزارت اطلاعات او را به دلیل توزیع انجیل و تشکیل کلیسای خانگی بازداشت و در نهایت به ۱۰ماه حبس محکوم نمود.
او پس از اولین آزادی خود به محل کار قبلی خود بازگشت وبا اینکه می دانست دوباره بازداشت می شود ولی با عشقی که به خداوند عیسی مسیح پیدا کرده بود همچنان به فعالیت های عقیدتی خود ادامه می داد. این اتفاق در تاریخ ۱۷/ ۱۲/ ۱۳۹۱  رخداد و ماموران وزارت اطلاعات وی را در محل کار، دستگیر کرده و به جرم تبلیغ مسیحیت,و به یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان سرباز واقع در استان سیستان و بلوچستان محکوم کردند .
اما این محکومیت ها وزارت را راضی نکرد و آنان دست به پرونده سازی با اتهامات سنگین تر زدند و در نهایت ۵ سال حبس در حکم بعدی از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران گرفتند تا این محکومیت ها ارزش وقت و هزینه ای که برای ابراهیم می گذارند را داشته باشد.
ابراهیم فیروزی در دادگاه ها خود را مسیحی نوکیش معرفی نمود و مدعی است که هیچکدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران را زیر پا نگذاشته است و مخالفتی نیز با حکومت ندارد اما چون حکومت ایران سعی دارد جلوی پخش شدن انجیل نجات بخش را بگیرد با اتهامات ناروا و ناحق و غیر واقعی، سنگ جلوی پای او می اندازند.اکنون وی در زندان رجایی شهر مدت حبس غیر قانونی خویش را می گذراند…..

بازداشت بیش از ۱۰ تن از نوکیشان مسیحی در کرج

بازداشت بیش از ۱۰ تن از نوکیشان مسیحی در کرج



روز سه‌شنبه، ۱۹آبان ۱۳۹۴ ماموران امنیتی با یورش به یک کلیسای خانگی در کرج بیش از ۱۰ تن از نوکیشان مسیحی را بازداشت کردند.
این نوکیشان مسیحی برای برگزاری دعا و پرستش در یک کلیسای خانگی در کرج (میدان هفت‌تیر) جمع شده بودند که ماموران امنیتی با یورش به این خانه تمامی افراد حاضر را مورد  ضرب و شتم شدید قرار داده وبازداشت کردند و سپس به مکان نامعلومی انتقال دادند.
 اسامی چندتن از بازداشت شدگان به شرح ذیل می‌باشد.
۱ حسام طاهر
 ۲– امیر حبیبی
 ۳– امید یدالهی
 ۴– مریم باقری
 ۵– علی افکاری
 ۶– علی اباذر
 ۷– هستی جابری
این در حالی است که در ماه‌های گذشته فشارها بر نوکیشان مسیحی ایران افزایش یافته و تعداد زیادی از این شهروندان بازداشت و روانه زندان و محاکم قضائی شده اند.
در همین خصوص، روز یکشنبه گذشته بیش از ۱۳ تن از نوکیشان مسیحی در یک کلیسای خانگی (شهرستان ورامین) بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدندشایان ذکر است تا لحظه تنظیم این خبر هیچ اطلاعی از وضعیت بازداشت شدگان در دست نمی‌باشد.

نغمه عابدینی : کماکان برای آزادی شوهرم تلاش می کنم

نغمه عابدینی : کماکان برای آزادی شوهرم تلاش می کنم



ساعتی بعد از انتشار مطالبی از نغمه عابدینی، همسر کشیش زندانی در ایران مبنی بر توقف فعالیت برای آزادی همسرش، خانم عابدینی در اطلاعیه ای به صدای آمریکا اعلام کرد او کماکان برای آزادی شوهرش تلاش می کند.  

نغمه عابدینی و موسسه حقوقی که پیگیر وضعیت حقوقی آقای عابدینی در آمریکا است، در ایمیلی به فرهاد پولادیخبرنگار صدای آمریکا، به خبر اخیر روزنامه واشنگتن پست واکنش نشان دادند.
خانم عابدینی در این اطلاعیه گفت من از ارسال مطالبی که منعکس شده، پشیمان هستم. این مطالب تحت فشار شدید روانی و احساسی ابراز شد.
نغمه عابدینی تاکید کرد "من قصد دارم برای التیام این وضعیت، سکوت کنم و وقت بیشتری را با فرزندانم بگذرانم.
این فعال حقوق بشر در اطلاعیه خود تاکید کرده "من کماکان برای آزادی شوهرم دعا و تلاش می کنم، چرا که او به خاطر ایمان به مسیحیت، در ایران مورد ظلم قرار گرفته است."
خانم عابدینی از دیگران هم دعوت کرد برای آزادی آقای عابدینی تلاش و دعا کنند.
 
موسسه حقوقی که مسئولیت دفاع از سعید عابدینی را برعهده دارد نیز روز جمعه در اطلاعیه جداگانه ای اعلام کرد که تمرکز آنها بر روی آزادی و بازگرداندن سعید عابدینی به آمریکا بوده و پیگیری پرونده او را ادامه می دهند. به نوشته این موسسه، سعید عابدینی در زندان تحت آزار فیزیکی و روانی بوده و نیاز به مراقبت پزشکی نیاز دارد.
سعید عابدینی به اتهام آنچه که "اقدام علیه امنیت ملی از طریق راه‌اندازی کلیساهای خانگی" عنوان شده است،  به ۸ سال حبس محکوم شده و از سال ۱۳۹۱ تاکنون در ایران زندانی است.
پیشتر روزنامه واشنگتن پست در گزارشی نوشت، نغمه عابدینی با تغییر جهتی غیرمنتظره اعلام کرده است که به دلیل آزار و بدرفتاری های همسرش، از کارزار تبلیغاتی برای آزادی او کنار  می رود.
همسر کشیش عابدینی می گوید این آزارها از ابتدای زندگی مشترکشان آغاز شده بود و هنوز ادامه داشت. وی اشاره نکرد چطور این آزارها ادامه داشته، در حالی که شوهر او از سال ۹۱ در ایران زندانی است.
روزنامه واشنگتن پست نوشته است نغمه عابدینی، پس از بازداشت همسرش در سال ۲۰۱۲ میلادی به یک چهره مبارز در امر آزادی مذهب تبدیل شده بود. اما او به تازگی دو سخنرانی خود در همین زمینه را لغو کرده است.
خانم عابدینی پیشتر در چندین مصاحبه ختصاصی با  بخش فارسی صدای  آمریکا، بارها خواستار آزادی همسرش از زندان شده بود.
تلاش های صدای آمریکا برای تماس با او و گفتگو درباره گزارش امروز واشنگتن پست هنوز نتیجه نداده است. از سوی دیگر، سعید عابدینی که هم اکنون در ایران در حبس است، هنوز به این خبر واکنشی نشان نداده است.